wait لطفا صبر کنید
31 تير 1398 - 19 ذیقعده 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلی » دروس » فقه » شرط دوم: اشتراط امکان اثر
950

61

-

يكشنبه

-

1395/12/01

 

 

تعداد دریافت:4

حجم فایل صوتی:7.54mb

نوع فایل صوتی:Mp3

زمان:32.57دقیقه

شرط دوم: اشتراط امکان اثر؛ شرط سوم : اصرار ورزیدن بر عصیان «متن اولیه»

«متن اولیه» (متن موجود نظارت پژوهشگر بر آن اعمال نشده است)

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکِیةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیکَ وَاُمِّ اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ الَّتِى انْتَجَبْتَهاوَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِ الْعالَمینَ اَللّهُمَّ کُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَکُنِ الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْکَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَعْلى فَصَلِّ عَلَیها وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُکْرِمُ بِها وَجْهَ اَبیها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّ بِها اَعْینَ ذُرِّیتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیةِ وَالسَّلامِ.

 

از تعطیلی ناخواسته‌ی دیروز بسیار عذرخواهی می‌کنم جلساتی در مشهد مقدس بود که شرکت کرده بودیم و بنا بود عصر پنج‌شنبه برگردیم که پروازهای لغو شد بعد از این که دو سه ساعت در هواپیما نشستیم لغو شد باز برای فردای آن شد فردای آن دیگر از ساعت یک و نیم یا یک خرده بیشتر بالاخره تا قبل از ساعت دو تا دوازده و نیم شب مردم در هواپیما بودند و دیشب ساعت سه بود به قم رسیدیم حالا المسافر کالمجنون یا المجنون کالمسافر.

س: ...

ج: هواپیما دو طبقه بود جای نماز آن بالا داشت. ولی ما حدود سه ربعی شاید پیاده شدیم رفتیم نماز خواندیم و برگشتیم ولی مردم را حمل بر صحت کردیم که انشاالله در آن نمازخانه نماز خواندند.

 بحث ما در مسئله‌ی احتمال تأثیر، این شرط دوم که احتمال تأثیر بود پایان یافت که احتمال تأثیر شرط در وجوب باشد و نتیجه این باشد که احتمال تأثیر شرط در وجوب هست.

بحث دیگر این هست که آیا احتمال تأثیر شرط در واجب هم هست؟ شرط واجب هست یا نه؟ که در ابتدای بحث عرض کردیم که دو مقام هست در بحث، یکی این که شرط وجوب هست یا نه. مقام دو این است که شرط واجب هست یا نه؟

س: ...

ج: نه، شرط وجوب، شرط واجب نیست.

س: ...

ج: بله، آن هم یادم رفته بود درست است این هم باید حالا توضیح بدهیم.

عرض می‌کنم به این که  شرط وجوب که مقتضای بعض ادله این شد که شرط وجوب هست من این را قبول کردم و اما آیا شرط واجب هست یا نیست؟ حق این است که دلیلی بر این که شرط واجب باشد نداریم چون ادله‌ی لفظیه‌ای که بیان شد در صورت قبول دلالاتش، آن‌ها دلالت می‌کرد بر این که شرط واجب است «إِنَّمَا یُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یُنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ مُؤْمِنٌ فَیَسْتَیْقِظ» اصلاً امر آن موقع هست این وجوب آن موقع هست و مقتضای اطلاقات ادله «مُروا بالمعروف و انهوا عن المنکر» مقتضای اطلاق آن این است که هیچ شرطی برای این نیست چون در کنار این امر خصوصیتی، ویژگی خاصی شارع بیان نفرموده الا متصّلاً، منفصلاً هم دلیلی بر این مسئله نداریم بنابراین شرط واجب نیست فلذا در کلمات فقها هم می‌بینیم شرط وجوب ذکر شده و فتوایی که شرط واجب ذکر کرده باشد ما برنخوردیم.

س: ...

ج: گاه ممکن است اشکالی ندارد یک چنین چیزی، هم شرط وجوب باشد و هم شرط واجب باشد یعنی هم دخالت در مصلحت کار دارد و هم شرط برای وجوب است مثلاً مثل قدرت ممکن است این‌جوری باشد در بعضی از موارد.

س: ...

ج: بودن آن هم باعث می‌شود که آن چه باشد؟ باعث می‌شود آن مصلحت داشته باشد.

س: ...

ج: شرط واجب، بله.

س: ...

ج: نه، شرط واجب معنایش این نیست که باید محقق بکند. گاهی به معنای این است که اگر این نداشته باشد بعد معلوم بشود چنین چیزی نبوده مثلاً وقت، اگر وقت، هم شرط وجوب است هم شرط واجب. یعنی نماز، مصلحتش هم این است که در وقت انجام بشود و اما آن مسئله‌ی و أخّر الذنب، آن که حالا بله دو مورد بود که چنین روایتی هست که و أخّر الذنب، که یکی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هست که در روضه‌ی کافی وجود دارد و یکی هم در کتاب دیگری بود اگر بخواهید من این را درست بحثش را عرض بکنم چون در آن دفترم، که حالا چون یادم رفته بود دفترم را نیاوردم سندش را دلالتش را، این‌ها را آن‌جا نوشتم فردا بگویم که حقش ادا شده باشد بهتر از این است که امروز ناقص عرض بکنم بنابراین به خدمت شما عرض شود که طلب شما برای فردا انشاالله.

و اما شرط دیگری که فقها رضوان الله علیهم ذکر فرمودند برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مسئله‌ی اصرار است که مرحوم شرایع، محقق حلی در شرایع فرموده «الثالث: و ان یکون الفاعل له مصرّا على الاستمرار. فلو لاح منه إمارة الامتناع أو أقلع عنه سقط الانکار» شرط را این قرار دادند که باید فاعل منکر یا تارک واجب، این بخواهد اصرار بورزد بر این کار، اما اگر اصرار نمی‌خواهد بورزد این‌جا امر به معروف و نه از منکر واجب نیست بلکه بعضی فرمودند این‌جا حرام است امر به معروف و نهی از منکر. مثلاً حلق لحیه کرده و می‌دانیم همین یک بار است و دیگر بنا ندارد این کار را بکند حالا مثلاً شب عروسیش بوده این کار را کرده است و می‌دانیم دیگر هم این کار را نمی‌کند این‌جا امر به معروف یا نهی از منکر که چرا ریشت را تراشیدی؟ نه، لازم نیست چون تکرار نمی‌خواهد بکند همین یک بار را می‌خواهد انجام بدهد اصرار شرط است بلکه عده‌ای فرمودند که این حرام است که به او بگویی. چرا؟ برای این یک نحو بی‌احترامی است به او. او هم که دیگر بنا ندارد بعد از این انجام بدهد این نباید بگوید. و یا این که واجبی را ترک کرد آخر وقت بود مثلاً‌ دید که حالا این نماز صبحش را نخواند در یک سفری. حالا احتمال هم می‌دهید معذور هم نباشد فرض این است که معذور نباشد یک وقت انسان احتمال معذوریت می‌دهد در آن شخص. مثلاً خانمی است احتمال معذوریت می‌دهد یا مردی است فاقد الطهورین احتمال می‌دهد باشد ولی چیزی نیست و او قائل است مثلاً‌ به این که تقلیداً‌ به این که فاقد الطهورین صلاة بر او واجب نیست فرضاً. اما اگر نه، می‌دانید نه واجب هست و تمام شرایط دیگر هم هست همین یک دفعه دارد نماز صبحش را نمی‌خواند و بعد از این دیگر این‌جور نخواهد بود آیا در این‌جا هم واجب است به او بگوییم و نهی بکنیم او را از، یا امر بکنیم به این که صلّ؟  آن که می‌گوید اصرار لازم است ممکن است این‌جا را هم بگوید که واجب نیست.

س: ...

ج: نه،‌ انگشتر طلا نه، انگشتر طلا استمرار است چون هر آن حرام است انگشتر طلا می‌خواهد دست بکند آن استمرار است اما حلق لحیه این‌جوری نیست خب کرده دیگر حالا، حالا به او بگویی که ریشت را نتراش،  تراشیده آن که تراشیده که خب تراشیده بعد از این هم که نمی‌خواهد بتراشد ولی انگشتر طلا این‌جور نیست حالا ترک نماز هم باید بگوییم یعنی گفتم آخر وقت فلذا.

س: ...

ج: خب ببینید آن‌ها عناوین اُخر است مسئله‌ِی امر به معروف نیست آن‌ها یک عنوان‌های آخری است که جا به جا فرق می‌کند از باب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به این شخص، این آقایانی که می‌گویند اصرار شرط است  آن شامل آن نمی‌شود حالا اگر این مورد را حرف نزنیم بد آموزی‌های دیگری دارد چه دارد آن‌ها مسائل آخری است که ...

س: ...

ج: حالا عرض می‌کنیم حالا اول کار هستیم.

 پس شرایع این‌جور فرمود «مصرّا على الاستمرار. فلو لاح منه إمارة الامتناع أو أقلع عنه سقط الانکار. این جا چند مقام بحث داریم یکی این که مراد از اصرار چه هست؟ این می‌گویند اصرار باید داشته باشد مراد از اصرار چه هست؟ و دو: این‌که حالا حق در مقام این است که آیا این شرط هست یا شرط نیست اما مراد از اصرار چیست؟  ظاهر کلمه‌ی اصرار یعنی این که می‌خواهد دائماً این را انجام بدهد ظاهر این لغت، این واژه وقتی می‌گویند اصرار به این کار دارد به انجام این کار دارد این است که بخواهد این را دائماً انجام بدهد مقصود فقها حتماً از این اصرار این نیست که در جایی واجب است امر به معروف که پیوسته و همیشه می‌خواهد این کار را انجام بدهد این نیست. بلکه بعضی تفسیر فرمودند به این که مقصود از اصرار این هست که یک بار دیگر می‌خواهد انجام بدهد ولو یک بار دیگر. یک بار انجام داده یک بار دیگر هم می‌خواهد انجام بدهد و همین که یک بار دیگر هم می‌خواهد انجام بده اصرار صادق است  نسبت به آن که انجام داده که دبگر حالا، الشیء لاینقلب أن ما وقع علیه، نسبت به آن که نمی‌شود گفت که بکن یا نکن. نسبت به این که بعد می‌خواهد تکرار بکند و انجام بدهد  نسبت به آن می‌شود نهی از منکر کرد یا امر به معروف کرد پس مقصود از اصرار انجام مکرر فعل است ولو مرةً واحدة،

س: ...

ج: حالا یکی یکی. این یک نظر. این یک تفسیر. که بار دیگر می‌خواهد انجام بدهد می‌دانیم این را

تفسیر دوم برای اصرار این هست که قصد انجام آن را دارد حالا انجام داده و قصد انجام برای بعد هم دارد حالا موفق می‌َشود موفق نمی‌شود یا ما می‌دانیم موفق می‌شود می‌دانیم موفق نمی‌شود نه، ولی این قصدش را دارد مثلاً‌ این کار را انجام داده قصد انجام این کار را هم برای بار دوم دارد ولی من می‌دانم نمی‌تواند انجام بدهد همین که قصد داشت که باز هم انجام بدهد این اصرار صادق است و موضوع برای امر به معروف محقق است شرط امر به معروف محقق است ولو آمر به معروف و ناهی از منکر علی خلاف آن شخص فاعل که بنا دارد بعداً انجام بدهد و خودش را قادر می‌داند که بعداً انجام خواهد داد می‌داند که این‌جوری نیست و او نخواهد توانست انجام بدهد اما این‌جا اصرار باز وجود دارد این هم یک تفسیر.

س: ...

ج: نه، ممکن است تجرّر هم حرام نداند ولی می‌گوید این‌جا اصرار وجود دارد.

تفسیر سوم برای این مسئله اصرار چیست؟ این است که او توبه نکند از گناهی که کرده و انجام داده یک بار، توبه نکند ولو این که دیگر هم نمی‌خواهد انجام بدهد تکرار هم نمی‌خواهد بکند همان مثالی که زدیم که مثلاً حلق لحیه کرده برای شب عروسیش، نه تکرار هم نمی‌خواهد بکند و دیگر حلق لحیه نخواهد کرد ولی از این حلق لحیه هم توبه نمی‌کند از این گناهی هم که کرده همین یک بار توبه نمی‌کند اصرار دارد یعنی گناهی را انجام داده و از آن توبه نمی‌کند و نکرده است از آن گناه توبه نکرده است ولو بنای بر تکرار آن گناه نداشته باشد.

س: ...

ج: نه، می‌گوید ریشت را نزن.

س: ...

ج: حالا این تفسیر است دیگر، گفتند مقصود این است.

س: ...

ج: بله صاحب جواهر قدس سره از کسانی است که طرفدار مثلاً این نظریه است که همین که توبه نکرد این اصرار صادق است در این جا و موضوع برای امر به معروف و نهی از منکر محقق است.

س: ...

ج: نه، این کار گناه بوده

س: ...

ج: توبه نمی‌کند یا غافل است از توبه کردن یا توبه نمی‌کند از این گناه توبه نمی‌کند می‌گوید ...

س: ...

ج: نه، ببینید انجام نمی‌دهد باید نادم از کار قبل باشد توبه‌ی این کار باید نادم و پشیمان از کار قبل باشد نه فقط این که بعداً انجام نمی‌دهد. این نادم از کار قبل نیست و نسبت به او نادم نیست به حیث که می‌گوید اگر فرض کنید من بمیرم دوباره زنده بشوم بخواهم عروسی بکنم دوباره همین کار را خواهم کرد از این که داماد شب عروسی حلق لحیه بکند از این پشیمان نیست از این گناه پشیمان نیست ولو این که بعداً خودش نخواهد کرد پس بنابراین ..

س: ...

ج: نه، می‌گوید حلال است بله یعنی ...

س: ...

ج: نباید بگوید دیگر.

س: ...

ج: بله می‌گوید بعداً حلق لحیه نکنی.

س: ...

ج: بله چون الان که دیگر موهایت درآمد دیگر حلق نکن.

س: ...

ج:  شما قائل به این تفسیر نیستید اشکال دارید بر این تفسیر ولی قائل، حالا می‌گوییم دلیل آن چه هست آن شخص چرا گفت. فعلاً در مقام این هستیم که این تفسیر ...

س: ...

ج: نه، آن چیزی دیگری است فلذا مستشکلین هم همین را می‌گویند مثل مرحوم اما رضوان الله علیه یا بعضی دیگر فرمودند که این دو باب به هم ربطی ندارد بی‌خود این‌جور دارید تفسیر می‌کنید آن یک واجب آخری است برای خودش است ربطی به آن ندارد ولی این‌ها می‌گویند نه، می‌گویند همین که توبه نکنی این ...

س: ...

ج: از خودشان بپرسید چه می‌گوید لابد می‌گوید همین که حلق لحیه نکن فلذا مستشکلین همین را می‌گویند؟ می‌گویند که به او چه بگوید آخر؟ شما می‌گویید که این‌جا اصرار دارد این چه ربطی به آن گناه دارد؟ این اشکال آن‌ها است.

و اما این اهمّ مثلاً تعاریفی است که شاید برای اصرار شده است تعریف دیگری هم که هست این هم بگوییم. تعریف دیگری که برای اصرار هست این است که گناه را انجام داده و ما دلیل معتبری بر این که بعد نخواهد انجام داد نداریم دلیل معتبری برای این که بعداً انجام نمی‌دهد انجام نمی‌دهد نداریم یعنی یک وقت هست که می‌دانیم بعداً انجام نمی‌دهد یک وقت هست که اطمینان داریم بعداً‌ انجام نمی‌دهد یک وقت هست که بینه‌ی شرعیه‌ی دارای شرایط موجود است در این‌جا که بعداً انجام نمی‌دهد دو شاهد عادل می‌گویند که آقا ما می‌دانیم این همین یک بار است بعداً‌ دیگر انجام نمی‌دهد مثلاً می‌دانیم حلق لحیه کرده آن‌ها می‌گویند ما این را می‌شناسیم همین یک بار بود دیگر انجام نخواهد داد. دو تا شاهد عادل می‌گویند البته حالا این شاهد عادل همین‌طور که امام فرموده به شرط این که شهادت آن‌ها عن حسٍ باشد یا قریب به حس باشد نه حرف زدن. نه، شهادتی است قریب به حس مثلاً‌ با این دوست هستند، می‌شناسند او را، آدم متدینی است قریب به حس باشد مثل شهادت به عدالت. عدالت یک امر معنوی است اما شواهد و قرائنی دارد که انسان، یا مثل اجتهاد، کسی است قوه‌ی اجتهاد را دارد یا ندارد این یک امر درونی است اما مقدماتی دارد و اماراتی دارد که قریب به حس است فلذا ولو این که حسی به آن معنا نیست اما قریب به حس است شهادت در این‌جا مقبول است  پس بنابراین یا علم یا اطمینان یا بینه‌ی واجد شرایطی در مقام وجود داشته باشد و یا این که استصحاب. مثلاً‌ این آدم قبلاً می‌دانیم که این بنای بر اصرار داشته و بر این که باز هم انجام بدهد این را می‌دانیم الان نمی‌دانیم آیا این حالت در آن باقی مانده یا نه، استصحاب بقای اصرار دارد این چهار امر، امور معتبره‌ای هستند که  اثبات ....

س: ...

ج: نه،‌ فرض اصرار می‌توانیم داشته باشیم اما حالا این آخری را بگذارید کنار. چون ما می‌خواهیم بگوییم اماره‌ی معتبره‌ای بر چی نداشته باشیم؟ اماره‌ی معتبره‌ای بر عدم اصرار نداشته باشیم. همین که اماره‌ی بر عدم اصرار نداشتیم فعل حرامی را انجام داده و ما دلیل معتبر برای این که اصرار ندارد نداریم. در این صورت که حرامی را انجام داده است و ما دلیل معتبر بر این که اصرار ندارد بر اصرار نداشتن نداریم این‌جا می‌گوییم این آقا مصرّ است پس شرط امر به معروف وجود دارد

س: ...

ج: نه، آن استصحاب را بگذارید کنار.

پس بنابراین کار حرامی را یک بار انجام داده دلیل معتبر بر این که اصرار ندارد نداریم پس مقصود از اصرار چه هست؟ این است که یک بار انجام داد و دلیل معتبر بر این که اصرار ندارد نداشته باشد  این که از فتوای امام، مجموع کلمات امام رضوان الله علیه و عده‌ی زیادی از فقها همین استفاده می‌شود که ما دلیل معتبر نداشته باشیم ممکن است حالا، علی تأملٍ در کلام امام که بعداً عرض می‌کنیم.

پس بنابراین این تعاریفی است که ما برای اصرار داریم آیا کدام یک از تعاریف درست است این تابع آن ادله‌ای است که ما بررسی می‌کنیم باید ما در حقیقت مفاد و مقصودمان را از این شرط از دلیل دربیاوریم خودمان که نمی‌توانیم یک شرطی را بسازیم باید دلیل ببینیم چه چیزی را اقتضا می‌کند ادله را که بررسی می‌کنیم از او استفاده می‌شود که مراد از این چه هست؟  این‌جا یک سؤال پیش می‌آید و آن این است که تمام این تعاریف، مفروضش این بود که یک گناهی را انجام داده حالا اصرار بر آن داشته باشد به یکی از معانی گفته شده. آیا اگر کسی هنوز گناه را انجام نداده ما می‌خواهیم ببینیم در صدد انجام دارد برمی‌آید این‌جا پس واجب نیست امر به معروف؟ چون اصراری اصلاً نیست. به هیچ کدام از تعاریف آن. می‌دانیم این الان تیغ را برداشته می‌خواهد حلق لحیه بکند  الان که نکرده چه بگوییم؟ اصرار نیست این‌جا هست که کلمات فقها رضوان الله علیهم شاید به وضوحش واگذار شده. که معمولاً این‌جوری تعریف کردند اصرار را. ولی بعضی از آن فقها و منهم شاید مقدس اردبیلی قدس سره باشد که مرد دقیقی است ایشان اصرار را یک مقداری، علاوه بر این تفسیر، یک چیزی به آن اضافه کرده است اصرار یا به این است که کاری را انجام داده می‌خواهد که آن کار خودش استمرار ندارد قطع می‌شود مثل حلق لحیه، حلق لحیه یک بار است آن نتیجه‌ی آن است که وجود دارد حلق حرام است نه ریش داشتن واجب باشد فلذا اگر کسی قبل از این که بالغ بشود یک چیزی به صورتش بمالد یا با لیزر یک کاری بکند که ریش درنیاورد  اشکال ندارد. حلق اللحیه اشکال دارد.  اگر این شخص یک کاری را انجام داده که این کار خودش استمرار ندارد ولی بنا داشته باشد که بعداً‌ انجام بده یا می‌دانیم می‌خواهد تکرار بکند یا علم نداریم که بعداً اصرار نمی‌کند این طبق آن تعریف و یا این که نه، آن کار خودش یک کار مستمری است مثل این که این خانه را غصب کرده در آن نشسته یا آن انگشتر طلا را دست کرده همین‌طور این استمرار دارد اصلاً درنمی‌آورد تکرار هم نیست درنمی‌آورد. یا از این زمین بیرون نمی‌رود که این هم پس بنابراین در این‌جا ما باید نهی بکنیم و یا این که نه، هیچ کدام از این دو تا نیست می‌خواهد انجام بدهد این هم دارای استمرار است پس استمرار عبارت است از این که یا کاری را انجام داده گناهی را انجام داده که آن گناه دیگر تمام شد متصرّم الوجود است تدریجی الوجود نیست وجود پیدا می‌کند و تمام می‌شود این‌جور است ولی می‌خواهد تکرار کند یا بنای بر تکرار دارد یا توبه نکرده یا ما علم به عدم اصرار نداریم یعنی دلیل معتبر بر عدم اصرار نداریم یکی از این‌ها. دو: این که نه آن فعلی که دارد انجام می‌دهد این یک فعلی است که استمرار دارد مثل غصب کردن. مثل برهنه بیرون آمدن برای زن، مواردی که برایش جایز نیست این هم یک جور استمرار دارد یا انگشتر طلا به دست کردن. یا لباس حریر برای مرد پوشیدن و امثال ذلک. یکی هم این که هنوز انجام نداده و می‌خواهد انجام بدهد این‌‌ها همه می‌شود معنای اصرار. فلذا برای این که این شبهه پیش نیاید بعضی از فقهای بزرگ آمدند این‌ها را هم داخل در معنای اصرار کردند بعضی از فقها مثل محقق خویی قدس سره در منهاج الصالحین کار دیگری کرده‌اند گفتند این شرط اصرار برای آن کسی هست که عمل خارجی حرام از او سر زده است آن که هنوز عمل خارجی از او سر نزده آن مشروط به اصرار نیست پس در اشتراط تفصیل دادند. گفتند اگر عمل خارجی، گناه خارجی از او سر زد این امر به معروف و نهی از منکر کردن این آدم مشروط به اصرار است حالا اصرار را به هر معنایی که شما معنا کردید اما کسی که هنوز کار را اصلاً‌ انجام نداده این شرطش اصرار به هیچ معنایی نیست ولو می‌دانید این آدم همین یک بار هم می‌خواهد حلق لحیه بکند و بیش‌ از این هم دیگر نخواهد کرد ولی هنوز انجام نداده ایشان می‌فرماید این‌جا را باید نهیش کرد و این نهی از منکر در این جا مشروط به اصرار نیست پس بنابراین کأنّ این مسئله پیش‌شان مسلّم است که کسی که یرید الفعل الحرام یا یرید ترک الواجب و ما می‌دانیم این را می‌خواهد انجام بدهد یا آن را می‌خواهد ترک بکند این جا یا باید این را داخل در اصرار بکنیم چون همه قبول دارند این‌جا بالاخره امر به معروف و نهی از منکر لازم است نباید صبر بکنیم که، شارع بگوید صبر بکن انجام بدهد بعد نهیش کن اصلاً‌ شارع می‌خواهد فعل حرام در خارج محقق نشود نه، بگذار یک دفعه محقق بشود بعد حالا نهیش بکنیم این واضح است که این‌جوری نیست پس بنابراین یا ترک واجب را بگذار یک بار ترک واجب بکند بعد نهیش بکن. این مستفاد از ادله نیست بنابراین بعد از این که این مسلم است عندهم که این‌جا امر به معروف و نهی از منکر واجب است حالا این‌که گفتند شرط امر به معروف و نهی از منکر اصرار است یا باید اصرار را دامنه‌اش را گسترده بگیریم که این مورد را هم بگیرد یا اگر اصرار دامنه‌اش گسترده نمی‌گیریم مثل محقق خوئی بگوییم امر به معروف در موارد این که خارجاً گناه سر زده باشد از شخصی، این‌جا اصرار شرط است آن‌جایی که خارجاً‌ سر نزده هنوز. آن‌جا اصرار شرط نیست و واجب است و شرط ثالث برای آن‌جا نیست تفصیل در شرط داده بشود این حاصلِ فعلاً مقام اول و فرمایشات فقها، انشاالله ادله‌ی آن فردا.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

 

نظرات

Exist Control :PlaceHolder_grdList1
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 52
بازديد روز: 499
بازديد دیروز: 869
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 33047
كل بازديد كنندگان: 981764