wait لطفا صبر کنید
27 آبان 1397 - 09 ربیع‌الاول 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلی » دروس » قواعد و فوائد » قواعد و فوائد رجالی و درایه ای » رجال سند » حسن بن ایوب بن ابی عقیله
2833

49

-

دوشنبه

-

1392/11/07

 

 

حسن بن ايوب بن ابي عَقِيله يا عُقَيله (درس اصول)

بسمه تعالي

بحث در اشكال اخير به استدلال به روايت عُبيد بن زراره بود.

اشكال چهارم: از ناحيه سند

سند اين روايت مشتمل بر حسن بن ايوب است. در اين مورد سه عنوان در كتب رجال وجود دارد.

يكي خود عنوان «حسن بن ايوب» است بدون هيچ قيد ديگري، كه مرحوم نجاشي او را عنوان داده و فرموده است:

«لَهُ كِتابٌ أصل»[1]

اما توثيق يا جرحي راجع به ايشان ندارد.

مرحوم شيخ طوسي در كتاب رجال خود در شماره 184 نيز ايشان را عنوان داده و فرموده است:

«لَهُ كِتابٌ»[2]

عنوان دوم «حسن بن ايوب بن ابي عَقِيله يا عُقَيله» است كه نسخه بدل آن هم غُفَيله است. اين عنوان را فقط مرحوم شيخ طوسي در رقم 179 ذكر كرده و فرموده است:

«لَهُ كِتابُ النوادر»[3]

عنوان سوم «حسن بن ايوب بن نوح» است كه در كتب رجال مرحوم نجاشي و مرحوم شيخ طوسي و مرحوم كشي و غير اينها وجود ندارد و فقط وحيد بهبهاني در تعليقه منهج المقال ايشان را ذكر كرده و معلوم مي­شود ايشان اين عنوان را در اسناد ديده است.

اين سه بزرگوار همينطور كه الان عرض كرديم هيچ توثيقي در كتب رجال نداشتند بلكه درباره دو نفر از اين سه نفر فقط كتاب و اصل دارند و عنوان سوم حتي اين را هم درباره وي گفته نشده است.

بله عنوان «حسن بن ايوب» در بعض اسناد تفسير علي بن ابراهيم وجود دارد[4]، ولي معلوم نيست كه مقصود از اين عنوان «حسن بن ايوب» كدام يك از اين سه نفر است. آيا مقصود اولي است يا دومي يا سومي، مميز و معيني وجود ندارد. ممكن است گفته شود اين توثيق عام بر‌مي‌گردد به همان حسن بن ايوب بلا قيد.

بنابراين اگر تفسير علي بن ابراهيم را بپذيريم ممكن است براي اين عنوان «حسن بن ايوب» از طريق تفسير علي بن ابراهيم توثيقي پيدا شود.

عنوان دوم كه حسن بن ايوب بن أبي­عقيله باشد، سندي است كه احمد بن محمد از او نقل حديث مي­كند و مرحوم محقق خوئي استظهار كرده­اند كه مقصود از «احمد بن محمد»، «احمد بن محمد بن عيسي» است. اگر اين استظهار تمام باشد مشمول مطلبي مي‌شود كه برخي بزرگان مثل مرحوم امام گفته­اند كه نقل احمد بن محمد بن عيسي از كسي، خودش اماره وثاقت است به خاطر خصوصيتي كه احمد بن محمد بن عيسي الاشعري القمي داشته كه متحرز از نقل از غير ثقات بوده و خيلي حساس بوده در نقل از غير ثقات و همين رويكرد باعث شد كه احمد بن محمد بن خالد برقي و همچنين سهل بن زياد را از قم بيرون كند به اين اشكال كه شما از ضعفا نقل مي‌كنيد. بنابراين كسي كه اينگونه حساسيت دارد و ديگران را به خاطر اين مطلب از قم بيرون مي‌نمايد معلوم مي شود كه ايشان او را ثقه مي‌دانسته است اگرچه نقل شده بعدا حافياً در تشييع جناره احمد بن محمد بن خالد برقي شركت كرد تا مثلا آن بي­احترامي كه به ايشان شده بود، جبران شود، اما از نظر خود عدول نكرده بود بلكه آن كار را براي حفاظ بر حوزه انجام داد و حالا كه از دنيا رفته يك احترامي نيز انجام مي‌دهد و ايشان معتقد بودند كه بايد حوزه قم از اين گونه مسامحات مصون باشد.

پس اگر اين مسلك را قبول كنيم براي عنوان دوم هم امكان توثيق هست ولي همانطور كه قبلا عرض كرديم آنچه به عنوان حساسيت از احمد بن محمد بن عيسي نقل شده، اين نيست كه كسي در موارد كم از ضعيفي حديثي را نقل نمايد كه اين هم براي استشهاد يا تعضيد برخي روايات باشد بلكه نسبت به كثرت نقل از ضعفاء بوده است يعني معمولا نقل­هاي وي از ضعفاء مي‌باشد، مثل بعضي افراد  كه معمولا هر حرفي مي­زنند نقّادي و اشكال گرفتن است و هيچ وقت به مثبتات توجه نمي­كنند و هميشه نق مي­زنند. احمد بن محمد بن عيسي اين روش را كه شخصي هميشه يا بيشتر از ضعفاء نقل كند، بد مي­دانسته است. از ضعفاء نقل مي‌كني از ثقات هم نقل كن و اينگونه نباشد كه بيشتر از ضعفاء نقل كنيد. پس آن چيزي را كه اشكال مي‌كرده كثرت نقل از ضعفاء بوده است لذا اگر خود احمد بن محمد بن عيسي در يك جا از ضعيفي نقل كند با مرامش مخالفتي ندارد فلذا نمي­توانيم صِرف نقل ايشان را آيت وثاقت قرار بدهيم. بله، اگر احمد بن محمد بن عيسي كثيرا، مثلا صدها روايت، از كسي نقل كند، مي­شود گفت آن فرد ضعيف نبوده، ولي يك يا دو روايت اينگونه نيست. و نقل ايشان از حسن بن ايوب زياد نيست بلكه حداكثر يك جاست و آن هم به استظهار مرحوم محقق خوئي است و شايد آنجا نيز ابن خالد برقي باشد نه ابن عيسي اشعري. در نتيجه اين توثيق هم در صغري و هم در كبري محل اشكال است.

وقتي وثاقت عنوان دوم يعني «حسن بن ايوب بن ابي عَقِيله يا عُقَيله» ثابت نبود و اگر مردد شد بين عنوان اول و دوم، قهرا اين سند به خاطر جهالت از حجيت ساقط مي شود و اگر بخواهيم بگوئيم كه عنوان «حسن بن ايوب» انصراف به همان عنوان اولي دارد، در اين صورت صحت سند مبني بر تفسير علي بن ابراهيم خواهد شد ولي حق اين است كه اين انصراف واضح نيست؛ چون انصراف در جايي است كه آن شخص، شخص مشهوري باشد. عناوين انصراف به افراد مشهور دارند مثل اينكه در باب منبر بگويند آقاي فلسفي فرمود كه انصراف دارد به فلسفي معروف كه منبري بود و اگر در باب دروس باشد انصراف دارد به آقاي فلسفي كه در مشهد بودند و برادر ايشان نيز بودند و رضوان خدا بر هر دو باشد يا اگر بگويند شيخ انصاري، با اينكه شيخ انصاري خيلي داريم، ولي انصراف دارد به مرحوم شيخ اعظم. در ما نحن فيه نيز اگر حسن بن ايوب اولي مشهور بود، عنوان مطلق به او انصراف داشت، ولي وقتي مشهور نيست يا شهرتش براي ما محرز نيست، انصراف ندارد. فلذا اشكال ضعف سند به اين روايت خالي از قوت نيست.


[1]. رجال ‏النجاشي ص :  51

[2]. الفهرست، ص131، رقم184

[3]. الفهرست، ص 129، رقم179

[4]. در يك سند تفسير علي بن ابراهيم عنوان الحسن بن ايوب آمده است. ج2، ص295 – بحار، ج89، ص49

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 26
بازديد روز: 98
بازديد دیروز: 1575
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 32304
كل بازديد كنندگان: 735916