wait لطفا صبر کنید
31 ارديبهشت 1398 - 16 رمضان 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلياسلاید منتخب
0/0 (0)
0 / 
746
1394/04/14

ماه رمضان المبارک

رمضان المبارک

روز اول:

1- در سال 654 ق مسجد پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم) و حجرات آن دچار احتراق شد که سقف و دیوارها فرو ریخت.

2- جنگ تبوک:

تبوک مکانى بین حِجْر و شام است و داراى صحن و چشمه ایست که لشکر اسلام تا آنجا آمدند، علت جنگ این بود که کاروانى از شام براى تجارت به مدینه آمدند به مردم مدینه اطلاع دادند که سلطان روم لشکر آماده کرده و قصد دارد به مدینه حمله کند لذا پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم) در سال نهم هجرت لشکر فراهم نمود و به بعضى از منافقین اجازه داد که در مدینه بمانند و آنها تصمیم گرفتند اگر سفر پیامبر طول کشد یا در تبوک شکست خورد خانه آن حضرت را غارت کنند. عیال و خانواده اش را از مدینه بیرون نمایند چون پیامبر از مکنون آنها آگهى یافت على (علیه السلام) را به جاى خود در مدینه گذاشت تا منافقان نتوانند چیزى بکنند لذا حضرت على (علیه السلام) در جنگ تبوک شرکت نکرد. پیامبر اسلام (صل اللّه علیه و آله و سلم) با لشکر به تبوک وارد شده تا با لشکر روم جنگ کنند ولى دیدند این خبر دروغ است. بالاخره لشکر اسلام به مدینه بازگشتند.

3- غزوه طائف در سال 8 هجرت

4- هلاکت مروان بن حکم چهارمین خلیفه از بنى امیه در شام 65 قمرى در 81 سالگى

روز دوم:

مامون حضرت رضا (علیه السلام) را به زور ولیعهد خود قرار داد 201 ق

روز سوم:

وفات شیخ المشایخ الجِلّة و رئیس رؤ ساء الملّة و فخر الشیعه و محى الشریعه و لسان الامیّه محمد بن محمد بن نعمان ملقب به شیخ مفید 413 ق.

مرحوم شیخ مفید در سال 336 قمرى در قریه اى از قراء بغداد بنام عُکبراء متولد شد و او را محمد نامیدند. پس از تحصیل علوم مختلفه یکى از مفاخر عالم تشیّع گردید که شهرت نامى آن بزرگوار از ذکر فضائلش بى نیاز مى کن.د مرحوم ملقب به مفید بود. گویند حضرت ولى عصر (علیه السلام) او را باین لقب مفتخر ساخته و على بن عیسى رمّانى نیز او را مفید خوانده.

شیخ روز سوم رمضان المبارک 413 قمرى در بغداد از دنیا رفت و 77 سال از عمر با برکتش گذشته بود. فریقین بر تشییع جنازه او حاضر شدند و مرحوم سید مرتضى علم الهدى از شاگردان مبرّزش بر او نماز خواند و در پائین پاى حضرت جواد (علیه السلام) در بقعه مطهره کاظمیّه به خاک سپردند و جمعى از علماى بزرگ از شاگردان این مرحوم بودند از جمله : شیخ طوسى و سید رضى و سید مرتضى و سلّار دیلمى و شیخ ابوالفتح کراجکى. از آثار گرانمایه آن بزرگوار دویست کتاب نوشته اند از جمله : اختصاص - ارشاد - اوائل - المقالات - مجالس - مقنعه و غیرها.

2- نزول ده صحیفه به حضرت ابراهیم دومین پیامبر اولوالعزم .

روز چهارم:

زیاد بن ابیه که شخصى خونریز و ظالم و فاسق و موذى و هاتک اَعراض ‍ مسلمین بود در کوفه سال 53 هجرى به مرض طاعون مبتلا و بدرک واصل شد کنیه اش ابومغیره و در جمیع مشاهد با على (علیه السلام) بود و تا زمان صلح با امام حسن (علیه السلام) بود. بعد از آن به معاویه ملحق شد مادرش سمیّه نام داشت و از زنان معروفه به زنا بود بعد از هلاکت در ثویّه نزدیک قبر جناب کمیل دفن نمودند این مرد پدر عبیدالله قاتل امام حسین (علیه السلام) است و چون پدر معیّن نداشت به همین جهت او را زیاد بن ابیه گویند یعنى پسر مرد مجهول.

روز ششم:

1- بیعت مردم به حضرت رضا (علیه السلام) 201 قمرى

گفتیم حضرت به اجبار ولایت عهدى را قبول کرد و مامون روز ششم رمضان مجلسى عظیم ترتیب داد و کرسى براى حضرت در پهلوى کرسى خود نهاد. تمام اکابر و اشراف و سادات و علما را جمع نمود. اول به پسر خود عباس امر کرد با حضرت بیعت کند. بعد به سایر مردم. مامون جوائز زیاده به مردم بخشید و امر شد در منابر نام آن حضرت را ذکر کنند و نام آن بزرگوار را در درهم و دینار بزنند و همانسال در مدینه بر منبر رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) خطبه خواندند و در دعا به حضرت رضا (علیه السلام) گفتند حضرت رضا ولى عهد مسلمین است. مامون دختر خود امّ حبیب را به امام رضا (علیه السلام) تزویج کرد و ام الفضل را به امام جواد (علیه السلام) نامزد نمود و دستور داد سیاه پوشى که بدعت بنى عباس بودترک کنند و جامه هاى سبز بپوشند.

2- وفات سلّاربن عبدالعزیز دیلمى سال 448 یا 463 قمرى

ابویعلى حمزة بن عبدالعزیز دیلمى طبرستانى از علماى بزرگ و جلیل القدر شیعه است. این بزرگوار از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضى بوده و گاهى به نیابت از سید تدریس مى نمود و صاحب کتب مقنع در مذهب و تقریب در اصول فقه و تذکره در حقیقت جوهر و مراسم العلویّه فى الاحکام النبویّه در فقه و غیرها که قریب به 6 کتاب است و در سال 463 قمرى در ششم رمضان یا در سال 448 قمرى وفات کرد و در خسرو شاه واقع در آذربایجان شرقى نزدیک شهر تبریز به خاک سپرده شد و در زبان فقهاء او را سلّار و گاهى سالار خوانند.

3- نزول تورات بر حضرت موسى پیامبر اوالوالعزم. امام صادق (علیه السلام) فرمود تورات در 6 رمضان و انجیل در 12 رمضان و زبور در 18 رمضان و فرقان در شب قدر نازل شده و بنا به قول بعض مفسرین در دهم ذیحجه تورات نازل گردید.

روز نهم.

1- میلاد حضرت یحیى بن زکریا که خداوند متعال بشارت تولد او را به زکریا داده بود و در قرآن مجید مى فرماید: (سوره مریم آیه 7). یا زکریّا انّا نُبشّرک بغلام اسمه یحیى لم نجعل له من قبل سمیّا یعنى اى زکریا همانا ما بشارت مى دهیم ترا به فرزندى که نامش یحیى است که قرار نداده‌ایم پیش از این براى او همنامى، زکریا عرض کرد پروردگارا چگونه براى من فرزندى مى باشد و حال آنکه زنم نازاست و خودم هم به منتهاى درجه پیرى رسیده ام. خداوند فرمود همین طور است ولى آن کار براى ما آسان است زیرا ما تو را خلق کردیم در حالی که هیچ نبودى، عرض کرد پروردگارا نشانه اى برایم قرار ده. خداوند فرمود نشانه تو اینست که سه شب و روز با مردم حرف نزنى و خداوند یحیى را به زکریا عنایت نمود.

2- بناء تاریخ جلالى یا سلطانى و وضع نوروز در روز نزول شمس به برج حمل سال 471 قمرى.

روز دهم:

1- چون خبر وفات معاویه به کوفه آمد و کوفیان از فوت او مطلع شدند و خبر امتناع امام حسین (علیه السلام) و ابن زبیر از بیعت یزید و رفتن ایشان به مکه به آنها رسید شیعیان کوفه در منزل سلیمان بن صُرد خزاعى جمع شدند در این باره صحبت نمودند. سلیمان گفت اى جماعت شیعه بدانید که معاویه مرده و یزید شرابخوار به جاى او نشست و امام حسین (علیه السلام) سر از بیعت او برتافت و به جانب مکه معظمه شتافت و شما شیعیان او و از پیش شیعه پدر بزرگوار او بوده اید اگر مى دانید که او را یارى خواهید کرد و با دشمنان او جهاد خواهید نمود نامه به سوى او نویسد و او را طلب نمائید اگر یارى نخواهید کرد و با دشمنان او جهاد خواهید نمود نامه به سوى او ننویسد و او را طلب ننمائید. اگر یارى نخواهید کرد او را فریب ندهید و در مهلکه نیفکنید. ایشان گفتند اگر او به سوى ما بیاید همگى بیعت کنیم و به او یارى مى کنیم. نامه اى به اسم سلیمان بن صرد و مسیّب و رفاعة و حبیب بن مظاهر و سایر شیعیان به سوى امام نوشتند باین مضمون که معاویه مرده و ما پیشوا نداریم به سوى ما بیا شاید از برکت شما حق تعالى حق را بر ما ظاهر گرداند و نعمان بن بشیر حاکم کوفه در قصر الاماره در نهایت ذلت نشسته و خود را امیر جماعت مى داند اما ما او را امیر نمى دانیم و اگر ما مطلع بشویم که تو متوجه این طرف هستید او را از کوفه بیرون مى کنیم و آن نامه را با عبدالله بن مسمع همدانى و عبدالله بن و ال خدمت آن بزرگوار فرستادند و تاکید کردند که به سرعت به امام برسانند. ایشان با عجله و شتاب راه را پیمودند و در ماه رمضان روز دهم به مکه معظمه رسیدند و نامه کوفیان را به خدمت امام رساندند و از عقب این نامه نامه هاى بسیار با افراد بسیار به نزد امام فرستادند تا آنکه جمع شد در نزد آن بزرگوار دوازده هزار نامه در بعضى نوشته بودند که صحراها سبز شده و میوه ها رسیده اگر به این طرف بیائید لشکر بسیارى از براى تو حاضرند و شب و روز به انتظار مقدم تو به سر مى برند.

2- آماده شدن پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) براى فتح مکه

در حُدیبیّه میان پیامبر اسلام و قریش کار به صلح انجامید و شرائطى گذاشتند از جمله این بود که کسى از طرفین متعرض یکدیگر نشود. بنى بکر طرفدار قریش و بنى خزاعه از خواهان رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) بود. روزى یکى از بنى بکر شعرى در هجو پیامبر گفت. جوانى از بنى خزاعه شنید منع کرد ولى مفید نیفتاد سر و روى او را در هم شکست. طایفه بنى بکر به جهت یارى او از قریش استمداد نمودند. کفار قریش پیمان پیامبر را شکستند و بنى بکر را یارى کردند و بر سر بنى خزاعه شبیخون زدند تا بیست نفر از خزاعه مقتول گشت. پیامبر شنید متاثر شد و به قبائل عرب پیام داد و فرمود هر که ایمان به خدا دارد در اول رمضان با سلاح در مدینه حاضر شود و هر که در مدینه بود به جنگ مامور گشت. پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) با حضرت على (علیه السلام) و ده یا دوازده هزار نفر از مسلمین در دهم رمضان از مدینه براى فتح مکه حرکت نمودند و بعضى در دوم رمضان نوشته اند.

3- وفات جناب خدیجه

خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزّى بن قصىّ بن کلاب پانزده سال قبل از میلاد رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) به دنیا آمد. این مکرّمه قبل از پیامبر با عتیق بن عائذ ازدواج کرده و از آن دخترى داشته سپس با ابوهالة بن زراره ازدواج نموده و از آن نیز صاحب دخترى شد. مشهور این است که در 40 سالگى با رسول اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم) ازدواج کرد در حالی که پیامبر 25 ساله بود. بطور اجمال ثروت جناب خدیجه به قدرى زیاد بود که ثروتمندان درجه یک قریش نزد ثروت او ناچیز به شمار مى رفت. خدیجه این ثروت را در اختیار پیامبر گذاشت که در راه پیشرفت اسلام صرف نماید. در وصف این مجلّله کافى است که از زنان اول اجابت کننده دعوت توحید او بود که در 55 سالگى به پیامبر اسلام ایمان آورد چنانکه ابن عباس فرمود اول کسى که به رسول خدا ایمان آورد از مردان على (علیه السلام) و از زنان خدیجه رضى الله عنها بود و نیز با ثروت او دین الهى محکم شد چنانکه حضرت رسول اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم ) فرمود دین من با مال خدیجه و شمشیر على قائم شد و نیز در شأن و جلالت این مکرّمه بساست که ابوسعید خُدرى از رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) روایت مى کند که حضرت فرمود شب معراج موقع برگشتن از جبرئیل سوال کردم که سخنى دارى. عرض کرد از خداوند و از من به خدیجه سلام برسان و موقعى که پیامبر جناب خدیجه را دید ابلاغ نمود خدیجه عرض کرد انّ الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام و على جبرئیل السلام.

در شمس الضحى آمده در وقت وفات این مکرمه عرض کرد یا رسول الله اگر در خدمت شما تقصیرى سرزده معفوم دار. حضرت فرمود من همیشه از تو راضى بودم و غیر از نیکوئى و هوادارى ازتو چیزى ندیدم و بهشت در قیامت مشتاق دیدار توست آن مکرمه فاطمه را اشک ریزان به پیامبر توصیه کرد و از حضرت طلب شفاعت بخود نمود سپس عرض کرد تقاضائى دارم ولى حیا مانع است به توسط فاطمه به عرض شما مى رسانم. حضرت با دیده گریان برخاست. آن مکرمه به فاطمه فرمود به پدر بزرگوارت عرض کن تقاضا دارم عبائی که در وقت نزول وحى بر سر مبارک مى افکند براى من کفن نماید که شاید خداوند عالم به برکت آن بر من رحم کند. حضرت گریست و رداء را با حضرت زهرا به آن مکرمه فرستاد تا خوشدل شود. در آن حال جبرئیل امین نازل و کفن و آن مجلله را از بهشت آورد عرض کرد یا رسول الله خداوند سلام مى رساند و مى فرماید کفن خدیجه از طرف ما خواهد بود زیرا او مالش را در راه ما بذل کرد. خدیجه در آخرین لحظات عمر خود اسماء (دختر یزید بن سکن انصارى ) را خواست و راجع به دختر خود فاطمه (علیه السلام) سفارشاتی که لازمه زندگانى دخترى که مادر ندارد و به خانه شوهر مى رود نمود. این مجلله در 65 سالگى وفات کرد و پیامبر با آن کفن نمود و با دست خود در حجون مکه به خاک سپرد (حجون کوهی است در بالاى مکه که قبرستان معلّى و قبرستان ابوطالب گویند) وفات آن عزیزه ده سال بعد از بعثت و 45 روز گذشته از وفات جناب ابوطالب بود. در آن وقت رسول خدا 50 سال داشت. پیامبر به قدرى از وفات ابوطالب و خدیجه غمگین گشت که آن سال را عام الحزن نامیدند و خداوند متعال براى تسلّى و تقویت روحیه پیامبر او را به معراج برد و مقام پیامبر و قدرت کامله خود را نشان داد. جناب خدیجه از پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) چهار دختر و دو یا سه پسر داشت بنامهاى زینب - رقیه - ام کلثوم - فاطمه - قاسم - عبدالله (طیب و طاهر).
4- تزویج حضرت رسول اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم ) زینب دختر خزیمه را در سال 3 قمرى.

روز دوازدهم:

1- خروج رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) به جنگ بدر 2 قمرى

2- وفات ابن جوزى:

ابوالفرج عبدالرحمن بن على بن جوزى حنبلى در دوازدهم رمضان سال 597 قمرى در بغداد وفات یافت و نسبش با شانزده واسطه به قاسم بن محمد بن ابى بکر مى رسد. چنانکه نوشته اند مردى فقیه و مفسر و محدث و صاحب فنون و بسیار بدیهه گو و حاضر جواب بود. در ریحانة الادب آمده در مجلس وعظ در مجمع فریقین از عدد ائمه سئوال شد گفت الى کم اقول اربعة اربعة اربعة یعنى تا کى بگویم چهار تا چهار تا چهار تاست. سنیها گفتند خلفاء راشدین را مى گوید شیعه گفت دوازده امام را مى گوید و نیز در بالاى منبر بود که فریقین حضور داشتند سوال شد که کدام یک از على یا ابوبکر افضل است در جواب گفت من بنته فى بیته یا تحته فورا از منبر پائین آمد و رفت که مبادا سئوال را اعاده کنند و محتاج به توضیح باشد و این جواب دو پهلو دارد:
1- کسى است که دخترش در خانه پیامبر است یعنى ابوبکر

2- کسى است که دختر پیامبر در خانه اوست یعنى على (علیه السلام)

روز سیزدهم:

1- حضرت على بن ابیطالب (علیه السلام) از شهادتش خبر داد 40 قمرى

در سال 40 هجرى قمرى سیزدهمین روز ماه رمضان حضرت على (علیه السلام) به منبر رفت و بعد از پایان مواعظ به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود چند روز از ماه رمضان مى گذرد؟ عرض کرد سیزده روز. به امام حسین (علیه السلام) فرمود چند روز باقى مى ماند عرض کرد هفده روز. حضرت با دست از محاسن مبارک گرفت و فرمود نزدیک است این موى من به خون سرم خضاب شود.

2- هلاکت حجاج بن یوسف ثقفى ملعون 95 قمرى

در یازدهم رمضان اهل شام به عبدالملک بن مروان بیعت کردند. حجاج از طرف او به حکومت کوفه منصوب شد. این مرد چنان خونریز بود که برخى مى نویسند120  هزار نفر را کشت و چندین هزار نفر زندانى از زن و مرد داشت و جناب یحیى بن ام طویل و جناب سعید بن جبیر از مفسرین و از اصحاب امام سجاد (علیه السلام) را به شهادت رساند و این خبیث در زمان عبدالله بن زبیر در سال 74 قمرى به امر عبدالملک بن مروان مکه را محاصره و با منجنیق آتش پران خانه خدا را خراب کرد و عبدالله بن زبیر را بدار آویخت و جناب کمیل و جناب قنبر غلام حضرت على (علیه السلام) را نیز به شهادت رسانید. وقتى حجاج والى کوفه شد کمیل ره را طلبید و او فرار کرد. حجاج عطایاى طایفه کمیل را قطع کرد کمیل چون چنین دید گفت من پیرم و عمر من گذشته سزاوار نیست قوم به جهت من از عطایا ممنوع شوند. پیش حجاج آمد و خود را معرفى کرد. حجاج گفت من مایل بودم راهى براى تو بیابم. کمیل گفت از عمر من چیزى نمانده موعد خداوندست و بعد از قتل هم حساب ، لکن امیر المؤ منین (علیه السلام) خبر داده که تو قاتل من خواهى بود. حجاج گفت بلى تو شریک در قتل عثمان بودى و امر کرد سر آن مظلوم را با شمشیر از بدن جدا کردند در 83 قمرى در سن نود سالگى ، و قبر جناب کمیل در ثویه که تل کوچکى بین نجف و کوفه است مى باشد. حجاج چنان خونریز و خبیث بود روزى گفت میل دارم یک نفر از محبّین على (علیه السلام) را بیابم و قربة الى الله خون او را بریزم. اصحاب او گفتند ما کسى را قدیمى تر از قنبر سراغ نداریم. او را آوردند. حجاج گفت تو بنده على هستى. فرمود من بنده خدا هستم و على ولى نعم من است. گفت از دین على بیزارى کن. فرمود تو مرا بدینى راهنمائى کن که افضل از دین على باشد. گفت حالا که از دین على تبرى نمى جوئى هر قسم کشتن را اختیار مى کنى بگو. قنبر فرمود اختیار با توست. مولایم به من خبر داده مرگ من به ذبح خواهد بود. حجاج امر کرد سر او را بریدند و آخرین کسى را که کشت سعید بن حبیر بود.

حجاج ملعون در 13 یا 25 رمضان سال 95 قمرى به سن 53 سالگى در شهر واسط به جنهم واصل گردید و مدت حکومت منحوسش در عراق به قولى 20 سال بود.

روز چهاردهم:

کشته شدن جناب مختار در سال 67 قمرى.

روز پانزدهم:

1- ولادت با سعادت حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام) 3 ق

2- حرکت جناب مسلم از مکه به کوفه 60 قمرى:

چون کوفیان نامه زیادى به امام حسین (علیه السلام) ارسال داشتند حضرت را به کوفه دعوت نمودند. مسلم بن عقیل را به نیابت خود به کوفه فرستاد و مسلم روز 15 رمضان سال 60 قمرى از مکه به قصد کوفه به مدینه آمد و از آنجا رهسپار کوفه گردید.

3- ورود جناب مختار به کوفه 64 ق:

ابن زیاد بعد از آزاد کردن مختار شرط کرد که در کوفه نماند مختار از کوفه خارج شد ولى همیشه در صدد بود که به کوفه برگردد و در پى وقت مناسب مى گشت تا در سال 64 قمرى بعد از هلاکت یزید و استعفاى پسرش معاویه به کوفه وارد شد و سلیمان بن صُرَد را به دستگیرى قاتلین امام حسین (علیه السلام) تهییج نمود. باز عبدالله بن یزید انصارى والى کوفه او را حبس کرد تا سال 66 ق وقتى که عبدالله بن زبیر او را از ولایت کوفه عزل و عبدالله بن مُطیع را حاکم نمود مختار نامه اى به خواهرش صفیّه که زوجه عبدالله بن عمر بن خطاب بود نوشت. به وساطت او ابن مطیع مختار را از زندان آزاد کرد.

روز شانزدهم:

در سال 31 هجرى از جانب امیر المؤ منین (علیه السلام) محمد بن ابى بکر به حکومت مصر منصوب و روز شانزدهم ماه مبارک رمضان به مقرّ حکومت وارد مى شود.

روز هفدهم:

1-  جنگ بدر کبرى

2- معراج حضرت رسول اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم )

شب 17 یا 21 رمضان دوازدهم بعثت معراج پیغمبر اسلام در مکه معظمه واقع شد

3- فوت عایشه:

4- دستور بناء مسجد جمکران در نزدیکى شهر مقدس قم:

در نجم الثاقب ص 294 آمده حسن بن محمد بن حسن قمى در تاریخ قم از کتاب مونس ‍ الحزین فى معرفة الحقّ و الیقین (این کتاب را به شیخ ابوجعفر محمد بن بابویه قمى نسبت مى دهد) نقل کرده که سبب بناى مسجد جمکران در یک فرسخى شهر مقدس قم امر مبارک امام عصر (علیه السلام) به شیخ صالح حسن بن مثله جمکرانى ره و به سید ابوالحسن رضا از سادات شریف قم مى باشد. این دستور شب سه شنبه 17 رمضان المبارک سال 393 قمرى از طرف امام بزرگوار صادر شده و تا کنون آن مسجد با عمارت زیبا ملاذ عامّه مردم است و هر روز بر عمارت و زیبائى آن افزوده مى گردد.

روز هیجدهم:

1- نزول زبور از کتب آسمانى به داود پیغمبر (علیه السلام)، مسعودى گفته زبور به زبان عبرانىّ و 150 سوره بود.

2- تشجیع قَطّام عبدالرحمن بن ملجم مرادى ملعون را به قتل حضرت على بن ابیطالب (علیه السلام).

روز نوزدهم:

1- احتمال شب قدر

2- قرآن مجید آخرین کتاب آسمانى از لوح محفوظ به آسمان چهارم کلّا نازل شد که خداوند متعال مى فرماید انّا انزلناه فى لیلة القدر و بعد در عرض 23  سال تدریجا از آسمان چهارم جبرئیل به پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) آورد (بنا بر اینکه شب قدر را 19 رمضان بدانیم )

3- ضربت خوردن حضرت على (علیه السلام)

4- وفات محمود بن مسعود ملقب به علامه قطب الدین شیرازی:

علامه از علماى قرن هشتم هجرى مکّنى به ابوالثناء و از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسى ره بود. مرحوم نورى در مستدرک او را شیعه دانسته ولى عده اى او را شافعى مى دانند. علامه در شیراز متولد و بعد از مسافرتهاى زیاد بالاخره به تبریز آمده و درنوزده یا 24 رمضان سال 710 قمرى از دنیا رفت و در قبرستان چرنداب تبریز نزدیک قبر بیضاوى به خاک سپرده شد. علامه قریب به 14 کتاب دارد از جمله شرح قانون در طب - شرح حکمت الاشراق - شرح بر مختصر حاجبى و غیرها و در ذکاوت او مى نویسند در مجلسى که از فریقین نشسته بودند سؤال شد بعد از پیامبر امیر المؤمنین (علیه السلام) افضل است یا ابوبکر؟ جواب داد:

خیر الورى بعد النبىّ من بنته فى بیته من فى دُجى لیل العمى ضوء الهدى فى زیته

یعنى بهترین مردم بعد از پیامبر کسى است که دخترش در خانه اوست و در تاریکى ضلالت روشنائى هدایت در چراغ اوست.

و نظیر این قضیّه را به ابن جوزى نیز نسبت داده اند ولى مرحوم شیخ عباس در سفینة البحار به قطب الدین شیرازى نسبت داده و ممکن است که قطب الدین از ابن جوزى اقتباس نموده.

روز بیستم:

1- شب بیستم اثر زهر به قدمهاى مبارک حضرت على (علیه السلام) رسید و نماز را نشسته بجا آورده تا صبح طلوع کرد. به مردم اذن عام داد تا به خدمت آن بزرگوار برسند. مردم مى آمدند و سلام مى کردند حضرت جواب مى داد و مى فرمود ایّها النّاس سلونى قبل ان تفقدونى اى مردم قبل از اینکه مرا از دست دهید هر چه سئوال دارید بپرسید ولى سؤالات خود را خفیف و کم کنید.

حُجر بن عدى یکى از زهاد و از اصحاب با وفاى امام با کمال تاثر و تاسف شعرى چند در مصیبت حضرت خواند. ولىّ خدا فرمود اى حجر چه خواهى کرد زمانی که ترا به دورى و بى زارى از من دعوت کنن.د عرض کرد به خدا قسم اى امیر المؤمنین اگر با شمشیر قطعه قطعه شوم و در آتش ‍ بسوزانند از تو بیزارى نمى کنم. حضرت فرمود به هر خیرى موفقى اى حجر خدا شما را جزاى خیر از طرف اهل بیت پیامبر بدهد.

2- فتح مکه معظمه بدست تواناى پیامبر اسلام

چنانکه گفته شد دهم رمضان پیامبر از مدینه براى فتح مکه خارج گردید. روز بیستم سال هشتم قمرى پیامبر با لشکر اسلام وارد مکه گردید و بدون جنگ قریش تسلیم گشتند و حضرت على (علیه السلام) پرچم را به دست گرفته مى فرمود امروز روز رحمت است منادى از طرف پیامبر اسلام ندا مى کرد هر کس داخل مسجدالحرام یا داخل منزل ابى سفیان شود یا سلاح خود را به زمین بگذارد در اَمان است. حضرت قبل از ورود به مکه فرمود به کسى اذیت نکنید مگر شخصى که با شما به جنگد و پیامبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) در حالی که عمامه سیاهى بر سر داشت وارد مسجد الحرام شد و سوره انّا فتحنا را قرائت نمود و تکبیر فرمود و چوبى دردست مبارک بود که به هر یک از بتها مى زد بت به رو مى افتاد و مى فرمود جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل کان زهوقا. سیصد بت به اشاره عصاى حضرت شکست و بتهاى بزرگ که بر بام کعبه بود حضرت على (علیه السلام) پاى بر دوش مبارک پیامبر نهاد و آنها را بر زمین افکند به جهت رعایت احترام رسول خدا خود را از میزاب کعبه به زمین انداخت.

پیامبر خطاب نمود اى اهل مکه در حق خود چه مى گوئید و چه گمان مى کنید من به شما چه خواهم کرد. عرض کردند تو برادر کریم و پسر برادر کریم هستى بهر چه خواهى قدرت دادى آن مظهر رحمت اشک از چشمان به رخسار مبارکش جارى گشت فرمود: اذهبوا فانتم الطلقاء بروید شما آزاد هستید و عفو عمومى را صادر نمود وقت نماز شد بلال را دستور داد تا بر بام کعبه رفته اذان گوید عده اى از مشرکین بلال را مسخره کردند. حضرت آنها را حاضر کرد و هر چه گفته بودند بر روى آنها بگفت.

مرحوم طبرسى در تفسیر نفیس خود نوشته بعد از فرمایش پیامبر و عفو عمومى همگى با سلام مشرف گشتند.

حضرت دست مبارک را در جامى پر از آب داخل کرد و فرمود از زنان هر کس مى خواهد با من بیعت کند دست در این جام کند زیرا من با زنان مصافحه نمى کنم.

3- سید هبة اللّه على حسنى معروف به ابن شجرى بغدادى از اکابر علماى شیعه امامیه در کرخ بغداد سال 542 قمرى وفات کرد و از ائمه نحو و لغت و اشعار عرب به شمار مى رفت و صاحب تآلیف قیّمه است از جمله امالى - شرح لمعه ابن جنى و غیرهما.

روز بیست و یکم:

1- احتمال شب قدر

2- احتمال نزول قرآن مى رود.

3- شهادت مولاى متقیان على بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف

4- وفات حضرت یوشع بن نون جانشین حضرت موسى (علیه السلام)

پس از وفات موسى (علیه السلام) نبوت وصى او یوشع بن نون که از اولاد بن افرائیم بن یوسف منتقل شد و به بنى اسرائیل سر و سامان داد و در شب بیست و یکم رحلت نمود و 127 سال عمر کرد و قبر او در فرائیم فلسطین مى باشد.

5- حضرت عیسى (علیه السلام) به آسمان برده شد:

6- رحلت حضرت موسى سومین پیامبر اولوالعزم

حضرت موسى شب 21 رمضان در 226 سالگى رحلت نمود و زوجه اش ‍ صفورا نام داشت که دختر شعیب بود و در برابر یوشع طغیان نمود و با او به جنگ برخاست.

7- شیخ المحدثین و افضل المتبحّرین عالم فقیه محدّث خبیر ابوالمکارم و الفضائل محمد بن حسن عاملى مشغرى ملقب به حر عاملىّ در سال 1104 قمرى در خراسان وفات کرد و در صحن قدیم یک ایوان مانده به مدرسه آقاى میرزا جعفر دفن شد و قبرش معروف است تالیفات مفید دارد از جمله : وسائل الشیعه - امل الآمل - اثبات الهداة - صحیفه ثانیه سجادیّه - جواهر السنیّه و غیرها که تقریبا به 22 کتاب میرسد و ایشان قریحه شعرى هم داشتند.

8- کشته شدن ابن ملجم مرادى 40 قمرى

روز بیست و دوم:

وفات افقه الفقهاء شیخ العراقین عبدالحسین طهرانى رجالى در 1286 قمرى در کاظمین و جنازه را انتقال داده و در کربلا جنب باب سلطانى دفن کردند و جمیع کتب خویش را بر طلاب وقف نموده بود و ایشان از اکابر علماى قرن سیزده قمرى مى باشد که در جودت فهم و سرعت انتقال و کثرت حافظه از نوادر به شمار مى رود و از آثار قلمى ایشان ترجمه نجاة العباد - طبقات روات که ناقص مانده.

روز بیست و سوم:

1- احتمال شب قدر

2- احتمال نزول قرآن مى رود.

3- حضرت یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم در خواب دید که آفتاب و ماه و یازده ستاره بر او سجده کردند (پدر و مادر و یازده برادر که بعد از حاکم شدن یوسف به مصر آمدند و در مقابل عظمت آن خضوع نمودند) صبح به پدرش یعقوب عرض کرد این خواب را دیدم. یعقوب فرمود پسرم این رؤیا را به برادرانت نگو که به تو حسد مى کنند زیرا شیطان به انسان دشمن آشکارى است خداوند ترا به نبوّت انتخاب مى کند و به تو تاویل احادیث مى آموزد و نعمت خود را به تو به نبوت کامل مى گرداند.

روز بیست و پنجم:

1- ولادت حضرت سلیمان بن داود پیامبر و او به شریعت حضرت موسى عمل مى کرد و همچنین هر پیامبرى که بعد از موسى آمده تا بعثت حضرت عیسى به شریعت موسى عمل مى نمود و او اولین کسى بود که قبا پوشید.

2- وفات فخر المدققین و شیخ فقیه محمد بن حسن اصفهانى ملقب به فاضل هندى سال 1137 قمرى و در سال 1062 متولد شده این مرد بزرگ قبل از بلوغ به هند مسافرت کرده و مدتى در آنجا مانده لذا هندى گویند و بعد به اصفهان آمد و در آنجا وفات نمود و قبرش در تخت فولاد اصفهان است و او صاحب کتاب نفیس کشف اللثام از کتب فقه شیعه مى باشد و قریب به 15 کتاب دارد از جمله شرح العوامل المأة. مرحوم درکوچکى به درجه اجتهاد رسید و خودش در کشف اللثام فرموده فارغ شدم از معقول و منقول و حال آنکه سیزده سال را تمام نکرده بودم و فرموده که فخر المحققین (پسر علامه ) قبل از ده سال کتب معقول و منقول را نزد پدرش علّامه حلّى خواند و از فضل خدا بعید نیست که من سیزده ساله فارغ التحصیل شده باشم و شروع کردم به تالیف و تصنیف و حال آنکه به پانزده سالگى نرسیده بودم.

روز بیست و ششم:

1- نزول سى صحف به حضرت ادریس پیغمبر (علیه السلام) بعضى گویند پنجاه صحف.

2- وفات علامه آقا محمد جمال الدین خونسارى معروف به آقا جمال در سال 1125 قمرى و در تخت فولاد اصفهان مدفون است و ایشان صاحب حواشى بر شرح لمعه و معالم الدین و شرح شرایع و غیرها مى باشد که قریب به دوازده کتاب است و با علامه مجلسى معاصر بود و در مطایبات و لطیفه گوئى دست فراوان داشت.

روز بیست و هفتم:

1- نزول ده صحیفه بر حضرت آدم (علیه السلام) که نخستین مکتوبه آسمانى است.

2- وفات فخر الشیعه و محیى الشریعه و امام المحدثین و مروّج المذهب مولانا محمد باقر بن محمد تقى مجلسى اصفهانى در سال 1111 قمرى در هفتاد چهار سالگى و در سال 1037 قمرى متولد شده و جدش ملاد مقصود على شاعر بود و به مجلسى تخلص داشت لذا اولاد او را مجلسى گویند.

مرحوم مجلسى تالیفات زیاده دارد: از جمله حق الیقین که به برکت آن هفتاد هزار سنّى شیعه گردید - بحار الانوار - جلاء العیون - حیوة القلوب مشکة الانوار - عین الحیوة - حلیة المتقین - تحفة الزائر - ملاذالاخیار - مرات العقول و غیرها که بیشتر از شصت تالیف مى باشد.

3- تولد با سعادت شیخ حسن بن زین الدین صاحب معالم الدین و ملاذ المجتهدین 959 قمرى

روز بیست و نهم:

1- تولد علامه حلّى ، حسن بن یوسف حلى معروف به علامه حلى در سال 648 قمرى در این روز متولد شد و آیة اللّه على الاطلاق بود که در یازدهم محرم شمه اى از فضائل این عالم فقیه را متذکر شدیم.

2- وفات عالم عامل متتبع جامع معقول و منقول ملا محمد حسن شیروانى اصفهانى درسال 1098 قمرى در 65 سالگى در اصفهان و جنازه مبارکش را به مشهد نقل کردند و ایشان داماد مجلسى اول یعنى ملا محمد تقى مجلسى والد معظم ملا محمد باقر مجلسى مولف کتاب نفیس بحار الانوار بود. مرحوم شیروانى صاحب حاشیه بر معالم و شرایع و شرح مطالع و شرح مختصر و غیرها مى باشد که قریب به 33 کتاب است و ایشان به ملا میرزا و مدقق شیروانى معروفند.

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 13
بازديد روز: 73
بازديد دیروز: 275
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 29313
كل بازديد كنندگان: 915838