wait لطفا صبر کنید
04 فروردين 1398 - 17 رجب 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلي » اخبار و اطلاعيه » اخبار
0/0 (0)
342
6 اسفند 1397

تبیین و تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب توسط حضرت استاد شب زنده دار دام ظله

💠 جلسه اول 1397/11/28

ان شاءالله در طی جلساتی بعضی از فرازهای بیان بسیار مهم، عالمانه، دلسوزانه و فکر شده‌ی مقام معظم رهبری دام ظله العالی را متعرض می شویم، هم تذکاراً برای خودمان و اینکه مایه تدبر و تأمل بیشتر برای خودمان و گامی جهت انتشار، تبیین و پیاده سازی آن بیانیه برداریم.

بعد از آن که ایشان حمد وثنای الهی را بجای می آورند و درود و سلام بر محمد و آل می فرستند در فراز اول سخنانشان میفرمایند : « از میان همه‌ی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت می‌گمارد؛ و در میان ملّتهایی که به‌پا خاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند».
یعنی یا انقلاب شان به ثمر ننشسته یا اگر به ثمر نشسته است آرمان ها فراموش شد و راه منحرف شده است و به کج راهه رفته اند. اما به لطف خدای متعال این انقلاب این چنین نبوده است.

« امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیرقابل مقاومت به‌نظر می‌رسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دومین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمّدن‌سازی شده ‌است. درودی از اعماق دل بر این ملّت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوم می‌شود».

اینها یک واقعیت هایی است که به آن توجه می دهند ((وأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ)) 1 ؛ این از آن نعمت هایی است که ما باید هم به یاد خودمان بیاوریم و هم در افراد دیگر به آن توجه بدهیم. این همان نعمت بزرگ خدای متعال بود که فرموده اند (( اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ فِی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ )) 2 .

مفاد این کلام این نیست که آرمان ها حتماً پیاده شده یا محقق شده است، بحث در این است که از آن آرمان ها دست برداشته نشده است و نظام درصدد پیاده کردن آن ها بحمدالله تبارک و تعالی است. ممکن است که [ آن آرمان ها] پیاده نشده باشد یا کمرنگ پیاده شده باشد یا حتی در بعضی از امور خلاف آنچه که در نظر بوده است انجام شده باشد که مورد به مورد وجود دارد و همین موارد مورد گلایه مندی شدید است و کفران نعمت حساب می شود.

در راس این هرم بحمدالله رهبری وجود دارند و مراجع بزرگوار و حوزه های علیمه و مردم متدین و خداجو هستند، راه راهی است که بنابراین جهت وجود دارد و این گفته ها برای این است که راه گم نشود، کم رنگ نشود و بی توجهی به آن نشود.
این خیلی لازم است که همه ما این وظیفه را داریم که ان شاءالله گام برداریم و متوجه باشیم.

پاورقی:
1. سوره مبارکه الضحی، آیه 14
2.الکافی، ج2، ص422
 

💠 جلسه دوم 1397/11/29

"آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌بُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به‌رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند. چپ و راستِ مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت، تا تلاش گسترده و گونه‌گون برای خفه کردن آن، هرچه کردند به اجل محتوم خود نزدیک‌تر شدند." چه آنهایی که بی تفاوت بودند و چه آنهایی که تلاش بر ضد کردند "اکنون با گذشت چهل جشن سالانه‌ی انقلاب و چهل دهه‌ی فجر، یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شده" که شوروی سابق بود  "و دیگری با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار می‌دهند، دست و پنجه نرم می‌کند! و انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به‌پیش می‌رود."

در حقیقت این چند سطر ترجمان آیه مبارکه « إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»1  و همچنین ترجمان این حدیث شریف « مَآ کَانَ لِلّهِ یَنْمُو » است، هر چه برای خدا انجام بشود نمو و رشد میکند، چون رهبر این انقلاب مرحوم امام امت رضوان الله علیه حقیقتاً اخلاص داشت و برای انجام وظیفه اقدام فرمود. بزرگان و مراجع معظمی که در گذشته همراه امام بودند و بعد هم همینطور و همچنین اخلاصهایی که در آحاد مردم در سراسر کشور می‌بینیم.

من واقعا به حال بعضی از این افراد غبطه میخورم، ما لباس رسمی اسلام و معنویت را پوشیده ایم اما آنها گاهی یک حالاتی دارند که انسان نمی‌داند تا آخر به آن حالات دست پیدا می‌کند یا نمی‌کند.
یک پسر عمه ای داشتیم شانزده هفده ساله که به قم آمده بود، خیلی این جوان از جهات مختلف برازندگی داشت به ضرس قاطع به من گفت که من حتما باید به بهشت بروم، و طبق وظیفهاش رفت و شهید هم شد و یک نامه ای برای پدر ما نوشته بود.
آدم اینها را می بیند که تمام تجسم نیت خالص، پاکی، دلدادگی نسبت به معنویت شدهاند.

اینها همه باعث شد که آنچه که رهبری معظم اینجا فرموده اند که خدای متعال در ناباوری همگان این انقلاب را بحمدلله پیروز فرمود، و هر چه دسیسه‌های دشمن زیادتر شد بر استحکام این انقلاب افزوده شد.

تا مادامی که این نیت های خالص و ارتباط با اهل بیت علیهم السلام وجود دارد ان شاءلله این نظام واکسینه است و در امنیت خواهد بود. منتهی قهراً همانطور که دیروز عرض کردیم حجت بر همگان الان تمام است که هیچ حجتی بر این که انسان آن احکام الهی که الان قابل پیاده شدن است و قدرت بر پیاده شدنش را داریم پیاده نکنیم معاقب خواهیم بود معاذالله.

پاورقی:
1. سوره مبارکه محمد، آیه 7

 

💠 جلسه سوم 1397/11/30

بسم الله الرحمن الرحیم

فراز دیگر از بیانات رهبر معظم دام ظله العالی:

"برای همه چیز می‌توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی‌توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها."

این مسئله بسیار مهم است که انقلاب اسلامی بر پایه هایی استوار و بر مبانی مبتنی است که آن مبانی جزء امور فطری، عَقلانی و مسلم بشریت است، و مادامی که بشر و انسان از فطرت اش کناره گیری نکرده و خاموش نشده است طرفدار این ها خواهد بود که اکثریت مردم این چنین هستند « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا 1».

البته گاهی هم وجود دارد که نافرمانی خدای متعال و قرار گرفتن در یک اموری ممکن است به جایی بیانجامد که انسان از واضحات و فطرت هایش نفرت پیدا بکند، این حالت تاری برای افرادی پیدا می شود که از خوبی ها نفرت پیدا می کنند. اما انسان بما هو انسان تا زمانی که آن تاری ها برایش عارض نشده این فطرت را دارد.

این ها اموری نیستند که کسی طرفدار آنها نباشد و بگوید من عزت، عدالت، معنویت و اخلاق نمی‌خواهم. بنابراین این خودش مایه‌ی امید می شود و چون این انقلاب بر پایه های فطری، دینی، الهی و مورد تسالم بنا شده امید بخش است و یک ضامنی برای بقاء و تبلیغ‌اش است. برای این است که دیگران به این انقلاب علاقمند می شوند و اگر می‌بینیم این چنین شده در حقیقت بخاطر همین امور است.

ما یک سفری برای سرکشی به مراکز آموزشی جامعة المصطفی به لبنان و سوریه داشتیم و بنده هم یک بار بیشتر به سوریه مشرف نشدم و آن هم قبول کردن من در اثر این بود که آنجا زیارت همراهش بود، ساعت یازده، دوازده شب در لبنان آمدیم بیرون و دیدیم ماشینی که قرار بود با آن بجایی برویم پنچر شده است، یکی دو دقیقه طول نکشید که دیدیم از اطرافِ مختلف جوان‌هایی که وضعیت ظاهری خاصی داشتند و به ظاهرشان نمی خورد که مثلاً طرفدار اسلام و متدین باشند آمدند و شروع کردند شعارهایی مثل یاعلی، لا سیف الا ذوالفقار و... دادند و بخاطر اینکه ما برای ایران هستیم، برای جمهوری اسلامی هستیم، برای انقلاب هستیم، ما را با ماشین دیگری فرستادند و گفتند ماشینِ شما را درست می کنیم و برایتان می آوریم.

منشاء این دلدادگی و علاقمندی به امام و انقلاب بخاطر این است که بر اساس دیانت و ارزش‌هاست و بخاطر همین جاذبه‌ و با همه ی مشکلاتی که وجود دارد بحمدالله در عالم طرفدار دارد.

خدا کند که ما با عمل ها و کارهای مان، کاری نکنیم که[ به این انقلاب خدشه ای وارد شود]، متأسفانه گاهی مردم کشورهای دیگر که من سابقاً پاکستان می رفتم و با بعضی از آنها آشنا بودم وقتی اینجا می آمدند یک تصور دیگری داشتند و خیال می کردند که در قم یک مدینه فاضله ی تشکیل شده ولی گاهاً جنسی را می خریدند و بعد می‌فهمیدند که چند برابر قیمت جنس را خریدند؛ این کارها حقیقتاً خیانت به این آرمان مقدس است ولی چون عده ای از رهبران و عده ای از بزرگان و مردم واقعاً شعارها و مطالب شان همین است بحمدالله و به لطف خدای متعال این جاذبه وجود دارد. 

پاورقی:

1. سوره مبارک روم. آیه 30

 

💠 جلسه چهارم 1397/12/05

بسم الله الرحمن الرحیم

مقطع چهارم از پیام مهم رهبری معظم:

"انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و با اراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست"

یعنی دست از انقلاب بر نمی دارد و در مقابل هجمه ها و دسیسه های دشمن منفعل نیست « فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ »(1) اما چون کارگزاران انقلاب قهراً معصوم نیستند ممکن است خطا و اشتباه داشته باشند، و اگر کسی خطاء و اشتباه آنان را با استدلال جواب داد حتما آن را می پذیرند و باید بپذیرند. "به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان می‌دهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل می‌شمارد،"

اگر کسی مناقشه ای دارد یا در برنامه ریزی یا عملکردی نقدی دارد و این نقد را بیان می کند [باید بپذیرند]. البته در نظام اسلامی برخی از مراکز و نهادها برای بیان این مساله تعبیه شده است. دیوان عدالت اداری برای این است که تمام آحاد ملت هر مناقشه ای در هر قانونی یا آیین نامه ای یا اساس نامه ای یا دستور العملی یا بخش نامه ای دارند و آن را خلاف شرع یا قانون اساسی می بینند می توانند آن را به دیوان عدالت منعکس کنند و دیوان عدالت اگر بر خلاف قوانین عادی است خودش بررسی می کند و اگر برخلاف بود ابطال می کند و اگر خلاف شرع یا قانون اساسی باشد به شورای نگهبان می فرستد و اگر خلاف شرع باشد وظیفه فقهای شورای نگهبان است که بررسی کنند و اگرحکمی، قانونی، دستورالعملی، آیین نامه ای خلاف موازین شرعی بود این حق برای شورای نگهبان است که آن را ابطال کند. و این از لحاظ قانونی در قانون اساسی تعبیه شده است و یکی از افتخارات است.

یکی از کسانی که [فقدانش] ضایعه ای برای شورای نگهبان و نظام است آیت الله مومن بود که با دقت و وسواس همه این پرونده هایی که محل اشکال بود را با مطالعه می کردند. ایشان با مطالعه‌ِی قبلی، با دقت، که گاهی چند ساعت روی این‌ها وقت صرف می‌کردند در جلسه حاضر می‌شدند و خیلی و خیلی مراعات این جهت را می‌کردند و از آن‌طرف هم باانصاف بودند. این انصاف هم خیلی خودش مطلب مهمی است. ایشان خیلی وقت‌ها برای دیگران مفید بودند، اما گاهی در بحث مناقشه ای پیش می آمد و اگر می دیدند حرف یا اشکال دیگران وارد است دیگر مجامله نمی کردند و عدول می کردند، و این واقعاً درس و اخلاقی عملی برای امثال بنده بود.

در اینجا هم آقا این‌‌طور می‌فرمایند که ما با نظر مثبت به اشکالات نگاه کنیم. واقعاً نقد به درد بخور، نقد صحیح در هر مرحله‌ای باعث تکامل می‌شود، باعث رفع نقائص می‌شود. می‌فرمایند که:

"امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمی‌گیرد. انقلاب اسلامی پس از نظام‌سازی،" که دیگر قانون اساسی آن مهیّا شد و به رأی گذاشته شد "به رکود و خموشی دچار نشده و نمی‌شود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند،"

میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند. یعنی نظم را باید مراعات کرد، قانونی که به آن رأی داده شده و آن تشکیلاتی که به آن رأی داده شده و نظام بر اساس آن دارد اداره می‌شود آن‌ها را نباید مختل کرد.

یک قانونی به مجلس می‌آید و مجلس روی آن کار می‌کند و رأی می‌دهد، بعد به شورای نگهبان می‌آید، آن‌جا هم بحث می‌شود که خلاف شرع یا قانون اساسی است یا نیست که فرضاً گفتند که خلاف شرع یا خلاف قانون اساسی است. گاهی ممکن است خلاف شرع یا خلاف قانون اساسی بودن مزاحم اقوایی داشته باشد، که این هم فقه و حکم خدای متعال است که اگر مزاحم اقوایی دارد باید طرف مزاحم اقوی را گرفت. باز یک جای دیگری برای این نوع مسائل درست کردند بنام تشخیص مصلحت، آن‌جا باید روی مصالح فکر کنند که در باب تزاحم کدام اهم است.

در همین لوایحی که الان خیلی محل کلام است که اجزاء Fatf هستند، رهبری در همین جلساتی که پنج شنبه ها خدمت ایشان می رسیم (البته بین ما جمع حقوق دان ها نبودند) به شورای نگهبان فرمودند: شما کار خودتان را انجام بدهید اگر خلاف شرع می‌بینید بگویید خلاف شرع است. اگر خلاف قانون اساسی می‌بینید بگویید خلاف قانون اساسی است. اگر در اثر این گفته‌ی شما یک بن‌بستی ایجاد می‌شود، نظام برای آن بن‌بست فکر کرده است و آن تشخیص مصلحت است.

حالا اگر بنا باشد که ما این نظم را مراعات نکنیم، بیاییم همه‌‌ی تشخیص مصلحتی‌ها و یا شورای نگهبانی‌ها را آماج این قرار بدهیم که شما خائن هستید، شما مصالح را مراعات نمی‌کنید، پس کجا تصمیم بگیرد؟ کجا درست تصمیم بگیرند؟  باید یک جایی بنشیند درست فکر کند، طرفین اطراف مسئله را ببیند، مصالح و مفاسد را ببینند که البته این افراد معصوم نیستند.

ارائه‌ی راهنمایی کردن، اشکال کردن درست و صحیح و منتقل کردن به آن‌ها کار صحیحی است، اما جَو را یک‌‌ گونه ای بکنید که آن‌ها نتوانند تصمیم بگیرند این کار غلطی است. بله! یک کسی می‌گوید این اشکالاتش است و اشکالات را لیست می‌کند و با استدلال می‌گوید قبول کردن این، این مضرّات را دارد، این‌ها کار درستی است و باید انجام بشود و واقعاً هر کسی تشخیص می‌دهد، استدلال دارد و دلیل دارد این را باید منتقل کند؛ اما یک کاری نکنند که در آن نظاماتی که قرار داده شده برای این که امور سامان بگیرد، هرج و مرج نشود و بتوانند درست تصمیم بگیرند [خللی ایجاد شود] ؛ دیگر سیاسی‌کاری نکنند و واقعاً آن‌‌چه که مصلحت است آن را انتخاب بکنند، دیگر نباید کاری کرد که نتوانند این وظیفه‌ای را که قانون به عهده‌ی آن‌ها گذاشته و رهبری از آن‌ها تقاضا می‌کنند را نتوانند انجام بدهند.

وقتی نزد رهبری معظم هم دام ظلّه مطلبی گفته بشود ایشان با روی باز گوش می‌کنند، بحث‌هایی هم که گاهی می‌شود بدون ‌رودربایستی آن‌جا بحث می شود، یعنی این‌ گونه نیست که حالا بخاطر عظمت و ابهّت ایشان افراد اشکالات‌شان را نگویند. اشکالات در بحث‌های فقهی، علمی و چه در همین بحث‌هایی که گاهی ممکن است پیش بیاید گفته می‌شود و کسی اشکالی به ذهنش می‌آید، حرفی دارد این حرف را می‌زند. البته ایشان قوی‌الحجه هستند و تجربات فراوانی دارند معمولاً توضیح می‌دهند گاهی هم ممکن است که بپذیرند. یادم هست یک موقعی مرحوم آقای شاهرودی درباره بحث قاچاق یک مطلبی را فرمودند و یک پیشنهادی کردند، ایشان [رهبری] هم پذیرفتند.

بنابراین، اگر از مسئولان کسانی باشند که نمی‌پذیرند یا در حرف می‌گویند می‌پذیریم ولی در عمل نمی‌پذیرند، آن یک مُشکله‌ای است که باید آن را با همین توضیحات یک کاری کرد که حل بشود.

در تزاحمات باید جوانب مختلف را مراعات کرد. یک مثالی بزنم، چند سال قبل یک لایحه‌ای آمده بود که بسیاری از امکنه و مکان های مراکز آموزشی از ابتدائی تا دانشگاه‌ها اجاره‌ای بودند و مدت اجاره‌ این مکان ها تمام شده بود. مُلاک و اصحاب آن‌ها در سراسر کشور از دادگاه‌ها حکم تخلیه گرفته بودند، این مسئله به مجلس رفته بود چون یک مشکله‌ای برای آموزش و پرورش و برای نظام آموزشی کشور، از ابتدایی تا انتهاء پیش آمده بود که بسیاری از این مراکز باید تعطیل بشود. مجلس گفته بود تا دو سال و نیم مال الاجاره این مکان ها پرداخت بشود و تخلیه این مکان ها به تعویق بیفتد. این لایحه به شورای نگهبان آمد، شورای نگهبان به حکم اولی گفت این تعویق خلاف شرع است چون اجاره‌ها به سر آمده و مُلاک راضی نیستند « و لایجوز التصرّف فی مال احد الا بطیبة نفس منه »، پس جایز نیست. این رفت تشخیص مصلحت. آن‌جا این‌ها را ملاحظه می‌کنند که واقعاً حالا این‌ گونه است؟ همه‌ی جاها همین طور است؟

در تشخیص مصلحت از طوایف مختلف، تخصص‌های مختلف جمع می‌شوند و هم‌فکری می‌کنند، کمیسیون‌های مختلف وجود دارد که آیا واقعاً این‌ گونه هست؟ یا مثلاً می‌گوید اگر شما بعضی از تسهیلاتی که ربوی است از خارج نگیری، اختلالی در کشور بوجود می‌آید، خب این احتیاج دارد به این که واقعاً بررسی شود فلان طرح‌ها، اگر انجام نشود چه‌ طور خواهد شد؟ چون تشخیص این ها به افرادی احتیاج دارد که در اجرا هم کار کردند و هم اطلاعات آن ها متوفّر است، از این جهت شورای نگهبان این ظرفیت را دیگر ندارد، فلذا ممکن است یک نفری که هم عضو شورای نگهبان است و هم عضو تشخیص مصلحت است، در شورای نگهبان بخاطر این که ضابطه‌ این است که احکام اولی را بدون این مصالح نگاه کند یک‌طوری نظر بدهد ولی در تشخیص مصلحت استدلالات و تزاحم را ببیند و به اقتضای آن‌جا رأیی را بدهد که در شورای نگهبان نداده، و این گاهی اتفاق می‌افتد.

خط آخر را هم من بخوانم:

"میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمی‌بیند، بلکه از نظریّه‌ی نظام انقلابی تا ابد دفاع می‌کند"

پاورقی:

1. سوره مبارکه هود، آیه 112 . ترجمه: پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن

 

💠 جلسه پنجم 1397/12/06

بسم الله الرحمن الرحیم
فراز دیگری از فرمایشات رهبری معظم [را می خوانیم]، در این فراز مسئله مهمی را مورد تذکر قرار دادند.
یک توهمی در عده ای از کسانی که اطلاع درستی از اسلام ندارند وجود دارد که خیال می کنند روحانیت و اسلام با پیشرفت های نوین مخالف است و شاید یک سوژه هایی هم در یک زمان هایی وجود داشته که باعث شده این تلقی در عده ای پیدا بشود و یا برای عده ای دست آویز بشود. مثلاً آن اوایل با بلندگو مخالفت می شد. بحسب ظاهر یکی از کسانی که شدیداً هم با بلندگو مخالفت می کرد جد ما بودند، اما ایشان علت مخالفت را توضیح میدادند و میگفتند علت مخالفت اذیت شدن همسایگان مسجد است و این مسجدِ کوچک احتیاج به بلندگو ندارد و کلام و مطلب به همه می رسد. مرحوم امام رضوان الله علیه در یک محرمی ظاهراً گفتند این گناه کبیره است بخاطر آزار همسایه ها.

اگر مخالفتی می کردند بخاطر این نبوده که استفاده از بلندگو اشکال دارد والا اگرصدا نمی رسید استفاده از آن اشکالی نداشت. اما تلقی این بود که آقایون با تکنولوژی و پیشرفت های روز مخالف هستند و حالا هم روی این تبلیغ می شود که اگر حکومت اسلامی، انقلاب اسلامی بخواهد باشد جلوی پیشرفت را می گیرد و این یکی از آن تصورات باطلی است که دشمن از آن سوء استفاده می کند. در این فراز ایشان بر این مطلب تکیه می کنند که در انقلاب اسلامی متحجر نیست و نسبت به امور نوپیدایی که بشر می تواند از آن استفاده های صحیح بکند منعی ندارد و روی آرمان و اهداف خودش ایستاده است و از آن ها به هیچ عنوان دست بر نمی دارد.
"جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نوبه‌نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود به‌شدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان به‌شدّت حسّاس است."
به اصول خودش پایبند است. به عفت، عفاف، حجاب، اخلاق و امثال ذلک پایبند است. و اگر می گوید برفرض، فلان امور باید فیلتر بشود و در دسترس جوان ها و نوجوان ها و خانم ها و کذا نباشد به این معنی نیست که با اصل این امور و استفاده های صحیح اش مخالف است. و بگوییم چون پیشرفت شده هرگونه هرزه و امر باطل و فحشاء و منکرات و مخالف اخلاق باید دردسترس همگان باشد، از این جهت مخالف است.

" با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی‌کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند."
این که چرا بماند؟ برای اینکه تکلیف الهی است.
چگونه بماند؟ این هم برای اش مهم است، نه آنکه بعدها در مسیر ببیند که باید این چنین کند تا بماند مثلاً با ستمکاران، با استعمارگران، با استثمارگران، با طواغیت بسازد. خیلی از انقلاب ها برای اینکه بعداً بمانند دست از اصول خودشان کشیدند، این انقلاب این گونه نیست.

"بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و می‌دهد،"
بایدها این بود که عدالت اجتماعی برقرار بشود، این بود که فحشاء، منکرات، عصیانها، گناه کاری ها برطرف بشود ولی ما می بینیم این واقعیت ها بنحوی که متوقع است و باید بشود نشده است و این همه را آزار می دهد. ولی بسیاری از آن ها هم بحمدالله شده است.

" امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد."
یکی از نسل جوانِ مومنِ دانا و پرانگیزه که بحمدالله در تمام اقشار و در حوزه های مبارکه علمیه هم فراوان اند [فضلای جوان هستند]. یکی از انتظارات رهبری معظم، از شما فضلای جوان است که ایشان دو سه هفته پیش فرمودند که طلاب و فضلای جوان این مسائلی که پیش می آید و احتیاج به روشن گردی دارد با استدلال و تبیین و بدون ایجاد چالش و بدون آنکه بی احترامی بشود توقع این است که قلم بزنند، سخنرانی بکنند، مطالب را بیان بکنند و این شبهات را مثل اینکه مثلا « لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ »1  و امثال ذلک تمسک می شود برای پاره ای از حرف ها، این ها را باید حوزه های علمیه روشن بکنند و این توقعی است که از شما طلاب محترم جوان است. این آرمان ها، این حقایق، این واقعیت ها را هم بقلم، هم به بیان در تبلیغات و بیانات تان [ بفرمائید] .

همان طور که به عنایت خدای متعال  اصل انقلاب در ناباوری به ثمر نشست، رسیدن به این آرمان های واقعی و واقعیت های واقعی ان شاءالله به ثمر خواهد نشست البته اگر همان فعالیت ها، همان اخلاص ها، همان پیگیری ها ان شاءالله ادامه داشته باشد.

پاورقی:
1. سوره مبارکه بقره، آیه 256

💠 جلسه ششم 1397/12/11

بسم الله الرحمن الرحیم

فراز دیگری از بیان رهبر معظم دام ظله العالی:

" انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است، "

جمع شدن قدرتمندی و مهربان بودن با هم یک فضیلت و امتیازی برای این انقلاب است، وقتی این انقلاب را با خیلی از انقلاب های عالم مقایسه می کنیم می بینیم بی رحمی و قساوت و امثال این ها در خیلی از آن [انقلاب ها] فراوان بوده است. با مخالفینشان چگونه برخورد می کردند و یا همچنین خودشان بسیار ضعیف بودند که در اثر مبارزه دشمنانشان جا خالی کردند و واگذار کردند. اما این انقلاب چون اسلامی بوده و ضوابط و خصوصیاتش را از اسلام دریافت کرده و بناءش بر این بوده، فلذاست که هم قدرتمند است و هم مهربان است و همان طور که اولیاء اسلام در طول زمان تاریخ مظلوم بودند این انقلاب هم مظلوم بوده است، حتی از کسانی که توقع نمی رود! مظلومیت گاهی از طرف دشمنِ مسلّم است که این تاحدودی قابل تحمل است. دشمن، دشمن است و از ناحیه او ظلم است و انسان باید تحمل کند. اما گاهی هم دوستانی وجود دارند و درعین حال با بی تفاوتی، اشکالات ناروا و نادرست و بدون دقت [ به این انقلاب وارد می کنند]، این هم یک مظلومیتی است که وجود دارد.

" مرتکب افراط‌ها و چپ‌روی‌هایی که مایه‌ی ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است، در هیچ معرکه‌ای حتّی با آمریکا و صدّام، گلوله‌ی اوّل را شلّیک نکرده و در همه‌ی موارد، پس ‌از حمله‌ی دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. "

در مقام دفاع، محکم دفاع کرده اما این گونه نبوده که ابتدا کننده ضربت به دیگران باشد.

 "این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی‌رحم و خون‌ریز بوده و نه منفعل و مردّد، با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنه‌ی عمل جهانی و منطقه‌ای در کنار مظلومان جهان، مایه‌ی سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد."

این توصیف ماسبق است، ولی ماسبق آیینه راه مالَحَق خواهد بود، یعنی تا بحال این گونه بوده و از این به بعد هم با رهبری آن بزرگوار و ان شاءالله متابعت ملت عزیز و شریف و متدین ایران اسلامی همین گونه خواهد بود.

 

💠 جلسه هفتم 1397/12/13

فراز دیگری از فرمایشات رهبری معظم:

"اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده‌ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل می‌گذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم."

این انقلاب یک مولودی داشته است و مولود انقلاب، جمهوری اسلامی است. بنابراین فرق جمهوری اسلامی با انقلاب اسلامی این است که انقلاب در حقیقت حکم والد و والده را برای جمهوری اسلامی ایران دارد و جمهوری اسلامی مولود آن هست. حالا که این جمهوری اسلامی در عالم خارج محقق شده دارای یک حیات و زندگی است.

سخن اول درباره‌ی گذشته است. این امر مهمی است که ما می‌توانیم گذشته را و تجربیاتی را که از گذشته خودمان به دست آوردیم یا دیگران از گذشته تجربیاتی را دارند و در اختیار ما می‌گذارند. گذشته را می‌توان آینه و مسیریاب آینده قرار داد و بر اساس گذشته‌ها برای آینده فکر کرد و راه را تشخیص داد. از این جهت توجه به گذشته بسیار مهم است به خصوص این نکته برای نسل‌هایی که گذشته را نیافته‌اند چون الاشیاء تُعرف بأضدادها. اگر انسان قبل را نداند که چه بوده و به کجا حالا رسیده قدر موجود را نمی‌داند. ولی اگر بداند وضعیت چگونه بوده است و حالا به این‌جا رسیده آن وقت قدر موجود را خواهد دانست.

در قرآن شریف، در سوره‌ی مبارکه‌ی یونس، آیه‌ی شریفه‌ی شانزدهم «قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لا أَدْراکُمْ بِه‏» این قرآن شریف را اگر خدا نمی‌خواست من تلاوت بر شما نمی‌کردم. خدا هم شما را به این کتاب آگاه نمی‌فرمود. «فَقَدْ لَبِثْتُ فیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُون‏»؛ قبل از این تلاوت من در میان شما زندگی کردم من را می‌َشناختید و می‌دانستید که یک دروغ از من سر نزده است، خلافی از من سر نمی‌زند، امین و مؤتمن بودم، پس گذشته را می‌توانید دلیل بگیرید بر این که این حرف و این ‌مطلبی را که می‌گویم حق است یا غیر حق است. بنابراین توجه به گذشته یک امر بسیار مهمی است.

امیرالمؤمنین سلام‌الله علیه در آن نامه‌ی بسیار بسیار ارزشمندی که به فرزند بزرگوارشان امام حسن سلام‌الله علیهما دارند یا محمد بن حنفیه، ولی اقوی این است که به امام حسن سلام‌الله علیه هست همان طور که در نهج البلاغه هم هست. ایشان در آن‌جا هم راجع به هر دو مسئله و تجربه‌ی گذشته و نگاه به گذشته به حسب این نقل می‌فرمایند: « فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ » قبل از این که قلبت قسی بشود و دیگر پند در آن اثر نکند من مبادرت به تأدیب تو کردم.  حالا این بحث‌ این‌جا هست که امام حسن مخاطب باشد این کلام چه معنا دارد، این‌ها در محل خودش صحبت شده است.

« وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ » قبل از این که فکرت این‌طرف و آن‌طرف برود و به امور فراوانی مشغول بشود که نتواند دیگر مطالب را درست دریافت بکند این کار را کردم. « لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْیِکَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ کَفَاکَ أَهْلُ التَّجَارِبِ » آن‌چه که اهل تجارب، آن‌هایی که تجربه اندوخته‌اند، آن‌ها تجربه‌های خودشان را در اختیار تو بگذارند « فَتَکُونَ قَدْ کُفِیتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ » این تجربه‌ی گذشته باعث می‌شود که تو زحمت نخواهی بکشی، از مطالب آن‌ها می‌توانی استفاده بکنی. « وَ عُوفِیتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ » و هم‌چنین قسمت‌های دیگر این کلام مبارک را هم نگاه بفرمایید که چقدر اهمیت دارد.

"عزیزان! نادانسته‌ها را جز با تجربه‌ی خود یا گوش سپردن به تجربه‌ی دیگران نمی‌توان دانست."

یا باید انسان خودش تجربه کند و یا از تجربه‌ی دیگران، در اموری که برهانی نیست با استدلال نمی‌شود و با تجربه معلوم می‌شود [استفاده کند].

"بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده‌ایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است."

آن خفّتی که بود، آن مبارزه‌ی که با اسلام بود. آن نوکری که برای اجانب بود و امثال این‌ها که قبلاً بود، این‌ها را خیلی از این جوان‌ها، خیلی از نسل جدید امتحان نکردند. مبارزه‌ای که با دین می‌شد این‌ها را ندیدند. حتی مرحوم امام دارند که ما از مدرسه‌ی فیضیه نمی‌توانستیم بیرون بیاییم، شبانه می‌رفتیم سالاریه که آن موقع باغ بود و خارج از شهر بود، و در آن‌جا مباحثه می کردیم . یک طلبه اصلا نمی‌شد در خیابان بیاید. در مرئی و منظر باشد. اهل دیانت نمی توانستند روضه بگیرند، نمی توانستند ذکر مصیبت بکنند، خانم‌ها حجاب‌شان را نمی‌توانستند مراعات بکنند. من یادم هست مادر بزرگ ما می‌گفتند: می‌خواستیم از [خیابان] آذر که منزل‌شان بود، بیاییم حرم، شاید ماه‌ها نمی‌آمدیم بیرون، چون می‌دانستیم اگر با چادر بخواهیم بیرون بیاییم چادرمان را برمی‌دارند و اصلاً حرم نمی‌توانستیم برویم. این‌ها را نسل جدید ندیدند و نمی‌دانند که چه خبر بوده و اگر آن‌ها ادامه پیدا می‌‌کرد، می‌خواستند اسلام‌زدایی بکنند، دین را از بین ببرند. باید به این ها توجه بکنیم.

من یادم هست تهران در ماشین بودیم می‌گفتند الان در پیاده‌رو بعضی از افراد معذرت می‌خواهم، معذرت می‌خواهم بعضی از ما یستقبح ذکره را همین طور بیرون انداخته و در خیابان و پیاده‌رو راه می‌رفتند. یعنی یک حالت ابتذال این‌چنینی را ترویج کردند. یا آن جشن کذایی که در شیراز گرفته شد بعضی از مایُستقبح ذکره نساء‌ را در تمام سطح تلویزیون پر کردند و نشان دادند، ‌که می‌خواستنند حیاء را از جامعه براندازند. این‌ها چنین ایده‌هایی را داشتند. این‌ها را نسل جدید نمی‌داند. باید توجه داشته باشیم که این اسلام،‌ این انقلاب، این جمهوری اسلامی واقعاً چه خدمت بزرگی کرده است.

"دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنا فداه) است، نزدیک کنید."

این فراز هم فراز مهمی است که هدف انقلاب و جمهوری اسلامی چیست؟ هدف عبارت است از تمدن نوین اسلامی، یعنی تمدن پیدا کردن در پرتو اسلام با آرمان‌های اسلام و آن‌چه که اسلام برای بشر مقرر فرموده است و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظما ارواحنا فداه .

معنای آن این نیست که اگر ما آماده نشویم خدای متعال ظهور حضرت بقیة‌الله ارواحنا فداه را انجام نخواهد داد. ولی اگر ما آماده بشویم از آن نعمت بزرگی که خدا عطا خواهد فرمود استفاده  و بهره برداری می‌توانیم بکنیم. بنابراین یکی از آرمان‌ها این است که انسان‌ها برای درک آن زمان و استفاده‌ی از محضر آن بزرگوار آماده بشوند، [تا] اعانت کنند، کمک کنند، پذیرش داشته باشند. ممکن است که در آن زمان عده‌ای واقعاً پذیرش نداشته باشند، کما این که در بعضی روایات است که بعضی از علماء در مقابل حضرت می‌ایستند. این آمادگی پیدا کردن خودش بسیار مهم است. پس مقصود این هست.

"برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی درباره‌ی گذشته و حتّی زمان حال را دنبال می‌کنند و از پول و همه‌ی ابزارها برای آن بهره می‌گیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده‌نظامش نمی‌توان شنید."

این مطلب به خصوص در بین جوان‌های غیر حوزوی فراوان طرح است و آن‌ها بیشتر در مورد خطر هستند، در جوان‌های حوزوی و طلاب حوزوی هم این خطر وجود دارد کما این که گاهی گوشه و کنار آدم از بعضی ها، مطالبی را می‌شنود که این دلیل بر این است که دشمن حتی در این‌جاها هم توانسته یک نفوذی داشته باشد.

این وظیفه‌ی همه‌ی ماها است که این نعمت بزرگ خدا را قدر بدانیم و به آن توجه داشته باشیم. آینده‌ی حوزه با شما فضلای جوان است و این هم نمی‌شود الا به این که واقعاً باید مجاهده کرد.

این مطالبات و خواسته‌های عالمین در فقه، در معارف که الان متوجه حوزه‌های علمیه شده، همه پاسخ‌گوی آن باید حوزه باشد و این به تلاش و درس خواندن و زحمت فراوان نیاز دارد.

یک خصوصیتی حوزه‌ها دارند که جاهای دیگر ندارند. گمان می‌‌کنم این را از آیت‌الله مؤمن رضوان‌الله علیه شنیدم که ایشان نقل می‌کردند امام می‌فرمود فرق ماها با بقیه‌ی مردم این است؛ (یعنی یکی از فرق‌ها)، اگر در ماها یک خلاف‌کار ببینند، یک طلبه‌ی خلاف‌کار ببینند، یک عالم خلاف‌کار ببینند این را پای همه حساب می‌کنند می‌گویند طلبه‌ها این‌ گونه هستند. علماء این گونه هستند [ولی] در اصناف دیگر این‌گونه نیست و می‌گویند خود این  شخص خراب است. اما الان مردم یک ‌چنین چیزی دارند که وقتی که طلبه‌ای خلاف‌کار باشد به همه نسبت می‌دهند.

حقیقتاً معظم طلبه‌ها از نظر اقتصادی از قشر متوسط جامعه زندگی‌شان پایین‌تر است و معمولاً طلبه ها توانایی یک زندگی متعارف و معمولی را ندارند. همه‌ی ماها همین طور بودیم و حالا هم هستیم.  همین آیت‌الله گلپایگانی، مردم این خانه را برای ایشان خریدند. گمان می‌کنم ایشان صد تا دویست اجاره‌نشینی کرده باشد شاید هم بیش‌تر. علمای دست اول ما هم همین‌گونه بودند. ولی یک نفر می‌بینی حالا مال شخصی دارد یا خدای ناکرده ممکن است از حدود تجاوز بکند این را به همه نسبت می‌دهند. لباس ما، ماشینی که سوار می‌شویم، منزلی که داریم رفت و آمدهایی که داریم همه‌ی این‌ها در چشم مردم است مردم محاسبه می‌کنند.

حالا که طلبه شدیم و به این لباس مفتخر شدیم و در این راه آمدیم وظیفه‌مان این است که برای خدا، برای اسلام هزینه‌ی این راه را هم بدهیم. هزینه‌ی این راه این است که از بعضی از مباحات هم حتی ما باید چشم‌پوشی بکنیم. خدای متعال ان شاء‌الله به همه‌ی ما توفیق بدهد که طوری عمل کنیم که مورد رضایت خدای متعال و اولیاء اسلام به خصوص حضرت بقیة‌الله ارواحنا فداه بوده باشیم.

💠 جلسه هشتم 1397/12/18

بسم الله الرحمن الرحیم
به طور کوتاه این فراز هم از فرمایشات رهبری را عرض کنیم حالا ممکن است توضیحاتی داشته باشد که انشاءالله در جلسه‌ی دیگر [بیان می شود]، امروز بخاطر این که وقت هم یک مقداری گذشته فقط به خواندن عبارت آن بسنده می‌کنیم.
"انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛"
یعنی پیشینه‌ای نداشت، الگویی نبود که ما از ان الگو بهره‌برداری کنیم و اقتباس کنیم.
"اوّلاً: همه چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به‌دست بیگانه ــ و نه به‌زور شمشیر خود ــ بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع به‌شدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر.

ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی‌شده‌ای در برابر ما وجود نداشت."
چون انقلاب‌هایی که شده بودن یا غیراسلامی بود یا اگر بعضی از آن‌ها اسلامی بود بر اساس ولایت فقیه و این مدلی که الان پیاده شده نبود.

 "بدیهی است که قیام‌های مارکسیستی و امثال آن نمی‌توانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد و این نخستین درخشش انقلاب بود."
یک امر بدیع که سابقه نداشته است.

این‌ها یک توضیحاتی دارد بعضی از دوستان عزیز هم که اهتمام ورزیده‌اند و مباحثه می‌کنند، راجع به این فرازها سؤالات علمی طرح می‌کنند، که ان شاء‌الله در جلسه‌ی بعد آن‌چه که به ذهن حقیر می‌‌آید راجع به آن‌ها عرض خواهم کرد.

💠 جلسه نهم 1397/12/20

بسم الله الرحمن الرحیم

حاصل این فرازی که در جلسه قبل خوانده شده این است که این انقلاب شکوهمند در حقیقت الگوبرداری از انقلاب‌های دیگری که در دنیا محقق شده نبوده. چون معلوم است انقلاب‌های غیر دینی‌ای که وجود داشته است نمی تواند سرمشق و الگویی برای انقلاب اسلامی باشد. بعضی از انقلاب‌های دیگر مثل انقلاب کشور پاکستان که جمهوری اسلامی شد و الان نامش جمهوری اسلامی پاکستان است [هم وجود دارد] ، اما آن‌ها هم باز الگوی آن‌ این نیست که در آن‌جا بر اساس ولایت فقیه باشد و بخواهد احکام اسلامی آن طور پیاده بشود.

بنابراین انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب نویی است که مثیلی و مانندی در حقیقت نداشته و این در حقیقت عنایت الهی بود که به ذهن حضرت امام قدس سره و بزرگان آورده است و عنایت فرموده و آن در خارج محقق شده است.

ترکیب جمهوریت و اسلامیت که در کلمات پایانی این فراز از این پیام مهم است یک مسئله‌ی بسیار مهمی است. بحث‌های نظری و تئوریک فراوانی در این‌جا وجود دارد که جمهوریت و اسلامیت نسبت‌شان چه نسبتی است؟ آیا جمهوریت از اسلامیت برخواسته می‌شود؟ و یا این که تدبیر زمان ما فعلاً اقتضا کرده که ما دنبال جمهوریت هم برویم؟ و الا در اسلام مسئله‌ی جمهوریت مطرح نیست!

این‌ها یک بحث‌های عمیق نظری‌ای دارد که خودش جای بحث مهم دارد و در این مجال نمی‌گنجد که من بخواهم مطلبی در این باب عرض بکنم، اما این مقدار همه توجه داریم که ادله‌ای که ما برای آن به ولایت فقیه و لزوم برپا داشتن حکومت اسلامی تمسک می‌کنیم مختلف هستند. بعضی از آن ادله مانند این که از دلیل عقلی و امور حسبیه بخواهیم مسئله را تمام بکنیم نه از باب اطلاقات ادله‌ی لفظیه، قهراً ممکن است که در آن‌جا بگوییم که قدر متیقّن آن‌جایی است که جمهور هم انتخاب داشته باشد. آن شخصی که شرایط شرعیه را دارد یعنی عالم است عادل است فقیه است چه هست چه هست، و در کنار آن مردم هم او را انتخاب کرده‌اند، حالا به هر شکلی [انتخاب کنند]، یا مستقیماً یا به نحو غیرمستقیم کسانی را انتخاب کردند که او انتخاب کند این قدر متیقّن از کسی که ولایت به او تفویض شده در عصر غیبت، چنین آدمی است، مثل این که می‌گوییم تقلید اعلم واجب است، دلیل لفظی بر این نداریم ولی می‌گوییم دوران امر بین تعیین و تخییر است یا ما مخیّر هستیم بین تقلید مفضول و افضل، یا افضل متعیّن است ، از این باب می‌‌گوییم. این‌جا هم طبق یک ادله ممکن است از این باب بگوییم که ولایت در این عصر مال کسی است که انتخاب هم به نحوی شده باشد.

اما اگر ادله‌ی لفظیه را داشته باشیم که «قد جعلتُه علیکم حاکماً» و به آن بخواهیم تمسّک بکنیم، فرقی بین این نیست که « جعلتُه علیکم حاکماً» که مردم قبول بکنند یا قبول نکنند، انتخاب بکنند یا انتخاب نکنند. که البته بر اساس آنچه که ما از ادله‌ی ولایت فقیه می‌فهمیم این جعل مطلق است، مثل نصب خود ائمه علیهم السلام می‌ماند که مردم قبول بکنند یا قبول نکنند امیرالمؤمنین امام اول است و خلیفه‌ی بلافصل رسول‌الله است و هکذا ائمه‌ی بعد. اقبال مردم و ادبار مردم، قبول و عدم قبول مردم در این مسئله دخالتی ندارد.

امام صادق سلام‌الله علیه در جایی که خودشان نمی‌توانند اعمال ولایت بکنند و تصدی عملی خارجی داشته باشند، ما را از این که به طواغیت مراجعه کنیم منع کردند و فرمودند من برای شما چنین آدمی را نصب کردم. منتها از باب مقدمه و این که این نمی‌تواند عملاً در خارج کار را انجام بدهد الا به این که انتخاب بکنند، این انتخاب مضرّ به آن نیست. بلکه الان کالمقدمه‌ی واجب می‌شود که با این ما می‌توانیم در این روزگاری که مردم با انتخاب، این فکر در ذهن مردم است می‌تواند کمک کند برای این که آن‌چه که وظیفه‌ی الهی هست انجام بشود. بنابراین حداقل آن این است که از باب مقدمیت از این راه می‌توانیم بگوییم که این ترکیب یک ترکیب درست و صحیح و عاقلانه‌ای است.

💠 جلسه دهم 1397/12/21

فراز دیگری از پیام مهم رهبری معظم:

"پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد"

در هنگامه‌ی حدوث این انقلاب پرعظمت، جهان دو قطبی بود، شوروی سابق یک طرف و آمریکا هم یک طرف، با اذناب‌شان؛ اما بعد از این‌که انقلاب شکوهمند پیروز شد و به منصه‌ی وجود آمد سه قطبی شد. اما دیری نپایید که این سه قطبیّت با اضمحلال یکی از آن‌ها که شوری سابق باشد تبدیل شد به جهان دو قطبی. که این دو قطبی یک طرفش اسلام و یک طرفش نقطه‌ی مقابل اسلام بود. این نقطه‌ی مقابل اسلام تازه بیدار شدند که چه بلایی به سرشان آمد و راه برای این‌که سیطره‌ی اسلام ان‌شاالله جهانی بشود و همه‌جایی و همگانی بشود این‌ها را به وحشت انداخت و این وحشت از آن روز همین‌طور ادامه دارد؛ بالاترین دشمنی‌ها و دسیسه‌ها را برای اضمحلال این انقلاب به‌کار گرفتند و تا به امروز ادامه دارد.

آن‌چه که به این انقلاب حیات بخشید  و همه‌ی ‌آن دسیسه‌ها برای از بین بردن [انقلاب] را ناکارامد کرد، ولو زحمات فراوانی را ایجاد کرده، آن ایمان، تعهد و عنایات الهی در ازاء این ایمان و تعهدی بود که عده‌ای از مردم داشتند و دارند؛ همیشه هم همین‌طور بوده، خدای متعال به‌واسطه‌ی آن کسانی که حقیقتاً خدا را یاری می‌کنند آن‌ها را یاری می‌فرماید و مقاصد خودش را پیش می‌برد.

 " و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادیخواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ی رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین گونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزله‌ی انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ی شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ی این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ی امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمی‌شد.

خدای متعال ان‌شاءالله با نیت‌های خالصه‌ای که هم رهبری و بحمدالله امت دارند تأییدات خودش را استمرار ببخشد و روزافزون کند و ان‌شاءالله این انقلاب را به آرمان‌هایش و اهدافش نائل کند و ان‌شاءالله به‌زودی ظهور موفور السرور ‌آقا و مولای‌مان حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه را برساند.

💠 جلسه یازدهم 1397/12/25

بسم الله الرحمن الرحیم

فراز دیگری از بیان رهبری معظم:

" به‌رغم همه‌ی این مشکلات طاقت‌فرسا"  که در عبارات سابق به آن‌ها اشاره شده "جمهوری اسلامی روز به روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفت‌آور در ایران اسلامی است." 

همان طور که می دانید ایران بسیار پهناور بوده و این به حسب تاریخ از مسلمات و از واضحات است، ولی در هر برهه‌ای در اثر هجمه‌هایی که به ایران شده بخشی از ایران جدا شد؛ اما بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی تمام مستکبران عالم پشت سر صدام لعین جمع شده بودند ولی با مجاهدت‌های مردم عزیز و شریف در پرتو ایمان و مجاهدت، حتی کمترین بخش از بخش‌های این خاک طیّب و طاهر به ارادت اهل‌بیت علیهم السلام به دشمن واگذار نشد.

از همه نظر ما را تحریم کردند حتی سیم خاردار هم نمی‌دادند اما امروز با این همه مشکلات و فشارها و تحریم ها به جنگنده‌های کذایی دست یافته ایم و همچنین در زمینه‌های مختلف که بیش‌ترین بروز آن در جهات علمی است؛ انقلاب‌های دیگر اگر با این‌چنین دسیسه‌ها و فشارهایی مواجه می‌شدند انقلاب از بین می‌رفت. اما به برکت اسلام و ایمان و هدایت‌های صحیح رهبری فقید رضوان‌الله علیه و رهبری حاضر دام ظلّه‌ العالی بحمدالله این پیشرفت بوده و حاصل شده است.

بعد می‌فرمایند: "عظمت پیشرفتهای چهل‌ساله‌ی ملّت ایران آنگاه به‌درستی دیده می‌شود که این مدّت، با مدّتهای مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود."

یکی از خصوصیات رهبری معظم این است که ایشان به تاریخ این انقلاب‌ها و این سرزمین‌های مختلف وقوف تعجب‌آور، شگفت‌آوری دارند. شما می‌دانید در فرانسه سلسله‌های متعددی حکومت کردند ژان های زیادی آن‌جا وجود دارد و اسم‌های آن هم سخت است. اما ایشان این سلسله‌ها را می‌شناسند. یک وقتی خودشان تعریف می‌کردند این اروپایی‌هایی که می‌آیند، من برای آن‌ها تعریف می‌کنم که چه کسی آمد و این گونه شد، این‌ها تعجب می‌کنند، گاهی این‌ها خودشان بلد نیستند. ایشان می‌گفتند من جوان که بودم علاقه داشتم و این‌ها را مطالعه کردم. یا مثلاً فرض کنید جغرافیای آمریکا، ایالت‌های مختلف آمریکا چه خصوصیاتی دارند؟ ایشان این‌ها را مثل کسی که آن‌جا زندگی کرده یا رفته گاهی توضیح می‌دهند که آن ایالت این‌چنینی است  و ما تعجب می‌‌‌کنیم که ایشان چطور به این ها وقوف دارند ؟

ایشان می‌فرمایند اگر شما با آن انقلاب‌ها مقایسه کنید می‌بینید که مثلاً در انقلاب فرانسه بعد از پانزده سال مردم فرانسه انقلاب کردند که از یوغ استعمارگران و شاهنشاهی و امثال ذلک نجات پیدا کنند ولی بعد به حکومت‌هایی که بسیار بدتر از قبل بودند مبتلا شدند و از نظر استکبار و عدم توجه به منافع مردم بسیار بدتر از قبلی‌ها عمل می‌کردند، یا در شوروی آن انقلابی که آن‌جا انجام شد بعد استالین و اعقاب او مسلّط شدند، چه مضایقی برای مردم در جهات مختلف ایجاد کردند. و هکذا انقلاب هند.

[رهبری معظم] می‌فرماید این ها احتیاج دارد به این که کسانی که به این انقلاب‌ها آشنا هستند، این‌ها را برای مردم توضیح بدهند، هم برای خود انسان لازم است هم برای مردم لازم است، مخصوصاً برای جوان‌هایی که آن قبل را هم ندیدند که مقایسه بکنند، آن فقر و آن مشکلاتی که در قبل بود، این‌ها را ندیدند که چه مقدار جاهایی داشتیم که آب‌رسانی شده باشند؟ چه مقدار جاهایی داشتیم که جاده کشیده باشد؟ چه مقدار جاهایی داشتیم که برق باشد؟ ، البته این‌ها به این معنا نیست که در همه‌ی زمینه‌ها درست عمل شده واقعاً اشکالات فراوانی هم وجود دارد. اما نباید آن خوبی‌ها  و آن عنایاتی را که خدای متعال فرموده است را فراموش کرد.

"مدیریّت‌های جهادی الهام‌گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما می‌توانیم» که امام بزرگوار به همه‌ی ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همه‌ی عرصه‌ها رسانید."

مدیریت جهادی، مدیریتی است که برای خدا از هر چه که در توان دارد استفاده می‌کند و بی‌دریغ آن‌ها را به صحنه می‌آورد برای این که به اهداف، هم متقن و هم با سرعت دست بیابد. این می‌شود مدیریت جهادی، نیت برای خدا و برای خدمت است، و از نظر هزینه کردن هم آن‌چه که در توان دارد آن را به منصه‌ی ظهور و به میدان می‌آورد که ان شاء‌الله به نتیجه‌ی مطلوب برسد.

این مسئله هم مهم است که «ما می‌توانیم»، حالا کسی که با تاریخ و این حکّام گذشته آشنا باشد می‌داند که آن‌ها چه گونه تحقیر می‌کردند. آن موقع که ما بچه بودیم از بعضی از نخست‌وزیرهای سابق شنیدم که آن‌ها می‌گفتند که ما یک لوله‌ی آفتابه هم نمی‌توانیم مثلاً بسازیم، حالا شما می‌خواهید مسائل مهم را خودتان انجام بدهید؟

این مطلبی که رهبری معظم می‌فرمایند در همه‌ی صحنه‌ها همین‌گونه است، در حوزه‌های علمیه هم همین‌گونه است. ما می‌‌توانیم، یعنی خدای متعال، این استعداد، این توانایی را به حمدالله داده است که ما می‌توانیم علم را پیشرفت بدهیم، فقه را پیشرفت بدهیم، اصول را پیشرفت بدهیم، فلسفه را پیشرفت بدهیم. مسائل دیگر و علوم دیگری که توقع از حوزه است که در آن‌ها وارد بشود و آن‌چه که نظر اسلام است را در آن‌ها را بیان بکند.

بحمدالله شما استعدادهای جوان و بالنده و خوب، با توکل به خدای متعال حتماً خواهید رسید. معنا ندارد که ما بگوییم شیخ انصاری همان بود، آقای آخوند خراسانی همان بود، آخوند خراسانی‌ها، شیخ انصاری‌ها، در این حوزه‌ها می‌توانند باز هم به وجود بیایند و درخشندگی کنند، ان شاء‌الله.

پ/
Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 59
بازديد روز: 1
بازديد دیروز: 76
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 1357
كل بازديد كنندگان: 863362