wait لطفا صبر کنید
02 بهمن 1397 - 15 جمادی‌الاول 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلياسلاید منتخب
0/0 (0)
0 / 
666
1393/11/30

ماه جمادی الاولی

بسمه تعالی

روز اول:

 شیخ کاظم بغدادی معروف به اُزری مداح اهل بیت ادیبی کامل و شاعری فاضل و صاحب قصیده هائیه که قریب به هزار بیت است که صاحب جواهر اجر و ثواب اخروی آنرا بر اجر جواهر ترجیح می‌داد و آرزو می‌کرد کاش ثواب قصیده در نامه عمل او و ثواب جواهر در نامه عمل ازری ثبت شود.

در سال 1211 قمری در حدود 80 سالگی در کاظمین وفات کرد و در سرابی که معروف به قبر مرحوم سید مرتضی است دفن گردید.

روز پنجم:

1- ولادت عقیلة العرب زینب کبری 5 ق که مادرش حضرت زهراء سلام الله علیها و شوهرش ‍ عبدالله بن جعفر پسر عمّ خویش بود و از او فرزندانی آورد به نام‌های محمّد و عون که در کربلا شهید شدند و بعضی نوشته‌اند مادر محمد خوصا نام داشت و از حضرت زینب نبود و جناب زینب سوّمین فرزند فاطمه زهراء سلام الله علیها می‌باشد.

2- آفتاب بر حضرت یوشع پیغمبر (علیه السلام) برگشت:

یوشع وصی و خواهرزاده حضرت موسی و چهل و دو سال در خدمت حضرت موسی بود و صد ساله بود که کلیم اللّه رحلت نمود و 27 سال به امر نبوت پرداخت و سپس از دار فانی بدار باقی شتافت و مدت عمر آن حضرت 127 سال بود.

ناگفته نماند که آفتاب بر دو شخصیت ردّ شده اول بر یوشع (علیه السلام) و دیگری بر حضرت امیرالمؤ منین علی بن ابیطالب (علیه السلام) وصی رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم).

3- غزوة موته 8 ق:

موته قریه ایست از قرای بَلقاء در اراضی شام و از آنجا تا بیت المقدس دو منزل راه است . حضرت رسول اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم) حارث بن عمیر را با نامه ای بسوی حاکم بُصری (بضم با) که قصبه ایست از اَعمال شام فرستاد. وقتی که به اراض موته رسید شرحبیل بن عمرو از بزرگان درگاه قیصر او را به قتل رسانید. این خبر به گوش پیغمبر صل اللّه علیه و آله و سلم رسید. فرمان داد لشکر اسلام به ارض جُرف روند و خود حضرت صل اللّه علیه و آله و سلم نیز تشریف بردند. لشکر مسلمانان سه هزار نفر بود. حضرت صل اللّه علیه و آله و سلم پرچم سفید را به جعفر بن ابیطالب داد و امیر لشکر نمود و فرمود اگر جعفر نماند زید بن حارثه و اگر او نیز نماند عبدالله بن رواحة پرچم را بردارد بعد از آن مسلمانان کسی را اختیار می کنند تا امیر لشکر شود.

شرحبیل این خبر را شنید او نیز از قیصر لشکری عظیم خواست. پس هر دو لشکر مقابل هم صف کشیدند جناب جعفر حمله نمود و بعد از جنگ و فداکاری و رشادت اول دست راست او را جدا کردند. پرچم را به دست چپ گرفت و دست چپ او را نیز جدا کردند. پرچم را با دو بازویش ‍ نگهداشت کافری شمشیری بر کمرش زد و آن حضرت را شهید نمود و بعد زید بن حارثه و بعد از کشته شدن آن عبدالله بن رواحة پرچم را برداشت و بعد از کشته شدن عبدالله مسلمانان خالد بن ولید را امیر لشکر کردن. خالد از روز تا شب در میدان حرب به ضرب مشغول بود و روز دیگر اوضاع لشکر را تغییر داد. مخالفان تصور کردند که به لشکر اسلام نیروی کمکی آمده از ترس‍ گریختند و مسلمانان با نصرت متوجه مدینه گشتند.

روز نهم:

1- شهادت شهید اول 786 ق:

استاد الفقهاء و رئیس المذهب شیخنا الاعظم محمد بن مکّی بن محمد بن حامد عاملی جَزینی مشهور به شهید اول در سال 734 ق متولد شد و به عراق کوچ کرد و مشغول تحصیل گشت تا اینکه مشارالیه با لبنان شد ولی آن جناب در اثر فشار عامّه بسیار تقیّه می نمود و علنی اظهار تشیع نمی کرد با این همه قاضی شام عبادین جماعه شافعی به آن عالم ربانی حسادت ورزیدو در نزد والی شام بیدمر سعایت نمود. به تهمت تشیع آن عالم فقیه را گرفتار کرد و بعد از یک سال زندانی در قلعه شام در 9 یا 19 جمادی الاولی سال 786 ق به فتوای دو قاضی عامّه یعنی ابن جماعة شافعی و برهان الدین مالکی آن جناب را کشتند و بدنش را بدار آویختند و بعد به تحریک آن دو قاضی، عوام مردم بدنش را در بالای دار سنگسار کرده سپس از دار فرود آوردند آتش زدند و خاکسترش را بر باد دادند چنانکه مرحوم ممقانی در تنقیح المقال می فرماید:

فقتل ثم صلب ثم رُجِم ثم اُحرق.

مرحوم شهید تالیفات زیاده دارد از جمله : دروس - ذکری - بیان - لمعه - الفیّه - نفلیّه - کتاب مزار - باقیات الصّالحات - غایة المراد و غیرها.

همسر مرحوم شهید ام علی بانوئی فاضله و فقیهه و شهید او را می ستود زنان را امر می کرد به او مراجعه کنند و فرزندان ذکورش شیخ رضی الدین ابوطالب محمد و شیخ ضیاء الدین ابوالقاسم علی هر دو از فقهای بزرگ و شیخ جمال الدین ابومنصور حسن محقق و فقیه بود از دخترانش ام الحسن فاطمه عالمه فاضله فقیهه عابده صالحه که از پدرش شهید نقل حدیث می کرد.

2- کشته شدن ابوالحسن علی بن محمد بن الحسن تِهامی

در سال 416 ق که مردی عالم و فاضل و کاتب و شاعر و ادیب و شیعه بوده در ربیع الاول سال 416 ق در قاهره زندانی گردید و در جمادی الاولی روز نهم بطور مخفیانه در زندان کشته شد.

تِهامی منسوب به تِهامه (با کسر اول ) زمینی در جنوب حجاز است و به مکه معظمه نیز گفته می شود. این مرد در مرثیه پسرش قصیده رائیه را که هشتاد و چهار بیت است سروده چون اواخر ابیات دارای حرف را است لذا رائیّه گویند

روز دهم:

1- کشته شدن خسرو پرویز بدست پسرش به نفرین حضرت رسول اکرم(صل اللّه علیه و آله و سلم ) 6 ق:

چون 119 سال از بعثت گذشت حضرت پیامبر صل اللّه علیه و آله و سلم نامه ای به خسروپرویز بن هرمز بن انوشیروان بن قیاد مجوسی فرستاد و نام خود را بالای نام او نوشت و او را بدین اسلام دعوت نمود خسرو برنجید و نامه را پاره کرد چون این خبر به حضرت صل اللّه علیه و آله و سلم رسید در حق پرویز نفرین فرمود: مزق کتابی مزق اللّه ملکه. او نامه را پاره کرد خداوند پادشاهی او را از بین ببرد. خداوند دعای پیامبر صل اللّه علیه و آله و سلم را مستجاب نمود.

پرویز مردی بدخوی بو.د اکابر مخفیانه هم رأی شدند و پسرش شیرویه را بر تخت نشاندند. شیرویه را وادار کردند که پدرش را محبوس نماید و راضی نمودند او را بکشد و او هم شکم پدرش را پاره کرد. این قضیه در دهم یا بیستم جمادی الاولی سال 7 ق شب اتفاق افتاد خسرو مدت 37 سال پادشاهی کرده بود.

2- جنگ جمل 36 ق:

موقعی که حکومت به دست توانای حضرت علی (علیه السلام) رسید، بیت المال را بین مسلمین بالسویّه قسمت می فرمود لذا طلحه و زبیر و مروان بن حکم و جمعی از قریش کینه قلبی خود را ظاهر کردند و آغاز مخالفت نمودند. عایشه دختر ابوبکر به مکه رفت که مردم را به سبب قتل عثمان بر حضرت علی (علیه السلام) بشوراند. معاویه از شام به زبیر در مدینه نوشت از اهل شام بیعت گرفتم من خلیفه باشم و بعد از من تو و بعد از تو طلحه و چون بصره و کوفه به شما نزدیک است به فرمان خود درآورید و به خونخواهی عثمان مردم را به سوی خود دعوت کنید تا علی بر شما سبقت نگیرد. پس زبیر کاغذ معاویه را خواند و به طلحه اطلاع داد به عنوان بهانه جوئی از علی (علیه السلام) خواهش نمود امارت کوفه را برای خود و بصره را به طلحه دهد که آن حضرت (علیه السلام) ابا فرمود. طلحه و زبیر و جمعی دیگر از منافقین از مدینه حرکت کرده به مکه آمدند و با عایشه عازم بصره شدند به جهت فتنه انگیزی و جنگ با علی (علیه السلام).

حضرت (علیه السلام) بعد از اطلاع با جمعی از مدینه به جانب بصره حرکت نمود. طلحه و زبیر با تعجیل تمام نزدیک بصره رسیدند. عثمان بن حنیف از جانب علی حاکم بصره بود. مردم را به جهت مقاتله با طلحه و زبیر دعوت کرد ولی آن دو شبیخون زدند و وارد دارالاماره شدند. جمعی را کشتند و عثمان بن حنیف را گرفتند و محاسن و شارب و ابروهای او را تراشیدند و خود را رها نمودند.

امیر المؤمنین (علیه السلام) وارد کوفه شد و با جمعی از مسلمین به بصره تشریف آوردند به طلحه و زبیر هر قدر نصیحت کردند مؤثر نشد آخرالامر روز پنجشنبه دهم جمادی الاولی سال 36 ق (یا جمادی الاخرة ) لشکر امیر المؤمنین(علیه السلام) با ناکثین که همان لشکر طلحه و زبیر و عایشه باشد جنگ نمودند. طلحه در 64 سالگی به سبب تیری کشته شد ولی زبیر از جنگ کنار کشید و آخر عمرو بن جرموز او را کشت. در تاریخ آمده که از لشکر عایشه 13 هزار نفر کشته شد و شتر عایشه را عقر نمودند حضرت علی (علیه السلام) نزدیک هودج عایشه آمد و فرمود اینطور رسول خدا (صل اللّه علیه و آله و سلم ) به تو امر فرموده که بکنی؟ عایشه عرض کرد حالا که غلبه کردی احسان کن یا اباالحسن ولی از لشکر امیر المؤمنین(علیه السلام) 5000 نفر شهید شدند و جنگ با غلبه لشکر اسلام یعنی علی (علیه السلام) خاتمه یافت.

روز یازدهم:

1- ولادت حضرت شیث علیه السلام

2- روز شنبه یازده جمادی الاولی وقت طلوع شمس سال 597 ق فخر الشیعه فیلسوف زمان سلطان العلماء و المحققین حجة الفرقة النّاجیه محمد بن محمد بن الحسن مشهور به خواجه نصیر الدین در طوس بدنیا آمد و اصل این بزرگوار از وشاره یکی از بلوک جهرود ده فرسخی قم می باشد.

روز سیزدهم:

1- شهادت دختر خاتم الانبیاء و شفیعه روز جزاء سیّده نساء عالمین حضرت فاطمه زهراء بعد از 75 روز از رحلت پیغمبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) گذشته در هیجده سالگی سال یازدهم قمری در مدینه طیّبه بعد از عصر نزدیک غروب.

ظلم هائی که بعد از پیغمبر اسلام (صل اللّه علیه و آله و سلم) به دخترش فاطمه زهرا (علیه السلام) گردید سبب سقط بچه و سخت مریض شدن آن مخدّره گشت تا اینکه بستری گردید و بعد از گذشت 75 روز از رحلت پیغمبر (صل اللّه علیه و آله و سلم ) به جوار رحمت الهی پیوستند.

2- کشته شدن مصعب بن زبیر و ابراهیم بن مالک اشتر 72 ق:

عبدالملک بن مروان از شام قصد نمود عراق را تسخیر کند و مصعب بن زبیر را به قتل رساند. مصعب در بصره بود به کوفه آمد و جناب ابراهیم اشتر را که والی موصل و نصیبین بود طلبید و او را روانه جنگ کرد و خود هم از پشت آنها رفت. اراضی مسکن را لشکرگاه خود نمودند. از آن طرف عبدالملک با برادرش محمد و لشکر خود در مقابل لشکر ابراهیم ایستاد. جنگ شروع شد. ابراهیم به شمشیری محمد را هلاک کرد چون اصحاب ابراهیم از دور او پراکنده شدند او یک تنه حمله می نمود ولی لشکر شام از هر طرف به سوی او می‌تاختند تا به قتل رسانیدند و سر او را جدا کرده به نزد عبدالملک بردند و جسد او را هم سوزاندند. سپس لشکر شام به اصحاب مصعب حمله نمودند. مصعب تنها حمله آورد هر چند امان دادند قبول نکرد تا به شمشیر زائده بن قدامه پسر عم مختار کشته شد و سر او را نزد عبدالملک حاضر نمودند و او در کمال فرح و انبساط به سریر سلطنت تکیه کرده و سر مصعب را در مقابل خود نهاده بود ناگاه عبدالملک بن عمیر یکی از حاضرین گفت امیر من قصّه عجیبی از این دارالاماره بخاطر دارم با عبیدالله بن زیاد در این مجلس بودم سر مبارک حضرت امام حسین (علیه السلام) را برای او آوردند. پس از چندی که مختار کوفه را تسخیر کرد در این مجلس نشسته بودم سر ابن زیاد را در نزد مختار دیدم. پس از مختار با مصعب صاحب این سر در این مجلس بودم که سر مختار را در نزد او نهاده بودند و اینک با امیر در این مجلس می باشم سرمصعب را در نزد او می بینم ، عبدالملک تا این قصه را شنید لرزه بر اندامش افتاد و امر کرد قصرالاماره را خراب کردند.

روز پانزدهم:

فتح بصره به دست توانای اسدالله حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) 36 ق در جنگ جمل.

روز بیستم :

ولادت عالم محقق فخر الاسلام ابوطالب محمد ملقب به فخر المحققین ره پسر علامه حلی ره در سال 682 ق:

این بزرگوار استاد شهید اول است و نوشته اند در ده سالگی به مقام اجتهاد رسیده بود. این مرحوم تألیفات عدیده دارد از جمله : ایضاح الفوائد - حاشیه ارشاد - کافیه فی الکلام - مسائل حیدریه - شرح خطبه قواعد - شرح نهج المسترشدین - شرح مبادی الاصول - شرح تهذیب الاصول و غیرها که قریب به 12 کتابست این محقق بی نظیر در 15 یا 25 جمادی الآخر سال 771 در 89 سالگی وفات نمود.

روز بیست و چهارم:

شاه عباس اول صفوی در سال 996 ق به سلطنت رسید و 42 سال حکومت نمود و در سال 1009 ق پیاده از اصفهان به مشهد رفت و در 28 روز راه را پیمود و شبها با اهل علم افطار می کرد و تا نصف شب با آنها بحث علمی می نمود و در 24 جمادی الاولی سال 1038 ق به مرض اسهال در مازندران وفات نمود و جنازه او را به جانب اصفهان بردند به کاشان که رسیدند ایشان را در پهلوی امامزاده پشت مشهد دفن کردند و بعضی گویند قبرش در نجف الاشرف است.

از آثار او در مازندران شهر اشرف و فرح آباد و همچنین بندرعباس و رباطها و مساجد و مدارس و ابنیه و خیریّه ایشان زیاد است در اصفهان چهل ستون - مسجد شاه - پل خواجو.

روز بیست و ششم:

 ولادت حضرت عیسی (علیه السلام)

روز بیست و نهم:

ولادت حضرت اسماعیل (علیه السلام):

هاجر خدمتکار ساره بود که پادشاه قبطی بساره بخشید و بخدمت ساره مشغول گردید و در خانه آنها زندگی میکرد و ساره دختر خاله ابراهیم بود آن حضرت او را تزویج نمود ولی سالها گذشت فرزنددار نشد در این وقت طبق پیشنهاد ابراهیم به ساره، هاجر را از او خرید در بعضی از تواریخ آمده ساره خودش پیشنهاد کرد که هاجر را بتو بخشیدم شاید خداوند از وی فرزندی به تو بدهد. خداوند پسری عنایت نمود او را اسماعیل نام گذارد و این جریان در سرزمین شام اتفاق افتاد. ساره از اینکه هاجر فرزندار شد ناراحت بود ابراهیم به دستور خداوند متعال هاجر و اسماعیل را به شهر مکه برد منقولست که اسماعیل دو ساله بود و آب زمزم از یمن مَقدمش از زیر پای او نمایان شد قبیله جرهم و قطور در اثنا راه از آنجا می گذشتند چشمه را مشاهده نموده و در همانجا اقامت جستند تا هاجر و اسماعیل از تنهائی نجات یافتند.

اسماعیل پدر عرب است و در 137 سالگی وفات کرد. گویند اولین کسی بود که به عربیّت صحبت کرد ولی بعضی قائلند اولین کسی که به لغت عربی تکلّم کرد یعرب بن قحطان بن هود پادشاهی از پادشاهان عرب بود و جدّ ملوک حمیر.

مخفی نماند که خداوند اسحق را نیز به ساره داد در حالی که 90 ساله و ابراهیم 120 ساله بود و ساره تعجب می کرد که ملائکه به تولد اسحق بشارت می دادند. ملائکه گفتند ای ساره تعجب می نمائی از امر خداوند و حال آنکه رحمت و برکات او شامل شما اهل بیت نبوت بوده و هست زیرا خداوند کثیر الخیر و کثیر الاحسان است.

 

 

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 71
بازديد روز: 988
بازديد دیروز: 1267
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 2254
كل بازديد كنندگان: 807700