wait لطفا صبر کنید
31 تير 1398 - 19 ذیقعده 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلی » دروس » فقه » شرط سوم: اصرار ورزیدن بر عصیان
1082

69

-

دوشنبه

-

1395/12/16

 

 

تعداد دریافت:3

حجم فایل صوتی:8.73 mb

نوع فایل صوتی:Mp3

زمان:38.08دقیقه

شرط سوم: اصرار ورزیدن بر عصیان «متن اولیه»

«متن اولیه» (متن موجود نظارت پژوهشگر بر آن اعمال نشده است

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

 

بحث در این مسئله بود که اگر شخص فاعل منکر و تارک معروف نبوده اما می‌دانیم که قصد دارد منکری را انجام بدهد یا معروفی را ترک بکند این را ولو مرةً واحدة، فقط یک بار می‌خواهد، آیا در این‌جا وظیفه‌ی امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد یا نه؟ گفتیم در مسئله دو وجه هست: وجه اول وجوب امر به معروف و نهی از منکر است و وجه ثانی عدم وجوب. که از عبارت امام استفاده کردیم که ایشان کأنّ به طور قاطع نمی‌فرمایند واجب است، می‌فرمایند الظاهر این است که واجب است پس از این عبارت استفاده می‌شود که وجه برای عدم وجوب هم وجود دارد کأنّ، ولو این که آن وجه ضعیف است در نظر مبارک ایشان.

اما وجه وجوب، دو وجه عرض کردیم: یکی این که مصطیاد از مجموع ادله‌ی وارده‌ی در امر به معروف و نهی از منکر این است که غرض از او اقامه‌ی معروف است و عدم تحقق منکر است و این هدف در این مورد هم وجود دارد چون الان اگر این نهی نشود یا امر نشود این که قصد دارد دیگر، پس بنابراین منکر را انجام خواهد داد و معروف را هم ترک خواهد کرد بنابراین چون غرض در این‌جا هم وجود دارد عرف می‌فهمد که این مقنّن آن‌جا را هم واجب می‌کند و واجب کرده. بیان دوم این بود که عقل یحکم به این که همان‌طور انسان خودش نباید هتک حرمت مولا بکند به عصیان و گناه، اگر دید در محضر او کسی دارد این کار را می‌کند و می‌خواهد هتک کند جلوی این هتک را بگیرد فلذا عده‌ای که می‌گویند وجوب امر به معروف و نهی از منکر، امرٌ عقلی، آن‌ها بیانشان این است یکی از بیان‌هایشان این است و یمکن أن یستدل برای این مطلب به بعض روایات، جامع احادیث شیعه صفحه 393 حدیث 34 از باب یک از ابواب امر به معروف حدیثی است که از تحف العقول روایت شده «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عِیَاضٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه‏ علیه السلام ُ عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ» ورع چه کسی هست؟ «قَالَ الَّذِی یَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَجْتَنِبُ هَؤُلَاءِ» هم خودش از محارم الهی تبرّع می‌جوید و هم از آن‌ها، یعنی از آن جائرین و فسّاق و این‌ها اجتناب می‌کند «وَ إِذَا لَمْ یَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِی الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُهُ»  بعد می‌فرماید: «وَ إِذَا رَأَى الْمُنْکَرَ» ورع کسی است که «و إِذَا رَأَى الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَدَاوَةِ» فرمود کسی که منکر را ببیند و انکار نکند در حالی که قدرت بر انکار را دارد این آدم أحبّ أن یعصی الله، ‌این دوست دارد که خدا نافرمانی بشود و من أحبّ أن یعصی الله فقد بارز الله بالعداوة، و کسی که دوست دارد که خدا نافرمانی بشود این جنگیده است با خدای متعال و دشمنی با خدا. خیلی جنگ بالایی است  این پس دلالت می‌کند که علت وجوب انکار منکری که واقع شده در خارج این است که اگر انکار نکند معلوم می‌شود دوست دارد که خدای متعال نافرمانی بشود  این علت معمّم است در جایی هم که می‌دانیم قصد دارد قصد جدی هم دارد که انجام دهد ولی هنوز انجام نداده کسی که قصد جدی هم دارد که انجام بدهد آن هم همین‌جور است این علت در آن‌جا هم می‌آید پس معلولش که وجوب است در آن‌جا خواهد آمد بلکه اگر دقت کنیم در موردی هم که منکری را دیده در خارج محقق شد اگر نهی نمی‌کند چه‌جور می‌خواهد خدا عصیان بشود به آن که قبلاً‌ شده؟ به آن که دیگر عصیان دو مرتبه نمی‌شود که. اگر می‌بیند نهی نکند این آدم استمرار می‌بخشد یا تکرار می‌کند پس بنابراین حتی در آن مواردی که شخص یک گناهی را انجام داده که حضرت به این تعلیل می‌کنند این تعلیل در حقیقت برمی‌گردد به این که در مقام قبل از اتیان دوست دارد که انجام بشود آن که انجام شد که انجام شد پس این دوست دارد که استمرار بخشیده بشود به این در آتیه و یا تکرار بشود در آتیه. بنابراین حتی در آن مورد شبیه همین موردی است که هنوز انجام نداده پس به این دو تقریب از این روایت شریفه استفاده می‌شود که کسی که قاصد هست ولو هنوز مرتکب نشده باید نهی بشود از منکر یا امر بشود به معروف.

س: ...

ج: حالا گناهش هم برای کی هست؟ بالاخره وقتی نهی می‌کند از این به بعد باید، و الا آن حال که باز معنا ندارد.

س: ...

ج: نه، رأی منکراً یک وقت می‌بیند الان حلق لحیه می‌کند حالا یک هفته‌ی دیگر باید دوباره ریشش دربیاید دوباره باید حلق لحیه بکند فاصله دارد.

س: ...

ج: آن‌جا را هم می‌گیرد.

رأی منکراً، حضرت می‌فرمایند که اگر این نهی نکند معنایش این است که دوست دارد خدا عصیان بشود یعنی کی عصیان بشود؟ أن یعصی الله، عصیان بشود یعنی یا به استمرار این در مستقبل، همین‌جور یا به تکرار این در مستقبل. و کسی که این حبّ را داشته باشد این‌چنین است می‌گوییم این علت، تقریب اول این بود که این علت چیه؟ در مورد کسی هم که قصدَ جدّاً یک کاری را انجام بده ولو انجام نداده هنوز، اگر این نهی نکند پس چیه؟ پس این دوست دارد که خدا عصیان بشود چون وقتی کسی قصد جدّی دارد انجامش می‌دهد دیگر. قصد جدی مستعقب به عمل است پس بنابراین این حبّ این را دارد علت وجوب، وجوب نهی از منکر در آن‌جا چه بود؟ این بود که اگر نکنی مبارزه‌ی با خدای متعال است بالعداوة،  این علت در این مورد هم موجود است پس باید معلولش که وجوب باشد در این‌جا هم باشد.

س: ...

ج: قیاس نیست تمسک به علت است.

س: ...

ج: یعنی چه که منفعل است؟

س: ...

ج: حضرت دارد این‌جا می‌فرمایند کسی که نمی‌کند دوست دارد. شما دارید در مقابل امام صادق می‌فرمایید که همیشه این‌جور نیست حضرت دارد می‌فرماید که این‌جوری است.

س: ...

ج: پس بنابراین یعنی توی تزاحمش باز دوست دارد، بله إذا دار الامر بین این که من خجالت بکشم یا آن بشود پس در این صورت هم دوست دارد که آن انجام بشود دوست دارد دیگر. چون دوران امر است بین این که یا تو خجالت بکشی یا این که نه، این ترجیح می‌دهد که حالا خدا عصیان بشود ولی من خجالت زده نشوم.

 این به خدمت شما عرض شود که یک تقریب. ذیل حدیث شریف که در کافی هست این حدیث هم در کافی هست هم در تفسیر عیاشی هست

س: ...

ج: نه تحف نیست آن اشتباه کردم این روایت برای کافی بود دیگر، علی بن ابراهیم،

تقریب دوم این بود که در موارد، کسی که گناه هم از او سر می‌زند در حقیقت حبّ أن یعصی الله و آن که محقق شده که نیست به کدام است؟ به استمراری است که در آتیه می‌شود یا به تکراری است که در آتیه می‌شود یعنی قهراً قصد این را دارد پس بنابراین حتی خود مورد حدیث همانجایی است که قصد دارد بحث ما هم همانجایی است که قصد دارد.

ذیل حدیث شریف که این حدیث در کافی هست در تفسیر عیاشی هست در معانی الاخبار الصدوق هست در تفسیر قمّی، تفسیر علی بن ابراهیم روایت شده این یک ذیلی در کافی شریف و بعضی از آن کتب علی الاقل دارد این است که و من أحبّ، یک مطلب دیگر، « وَ مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَ الظَّالِمِینَ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ» کسی که دوست دارد ظالمین پایدار باشند این آدم هم احبّ أن یعصی الله عز وجل، چون این ظالم است دیگر، وقتی ظالم پایدار باشد قهراً در آتی الزمان دائم گناه انجام می‌دهد کسیکه أحبّ بقاء الظالمین، این أحبّ أن یعصی الله عز و جل و قهراً وقتی أحبّ أن یعصی الله عز و جل آن کبرایی که گفته شد بر آن باز تطبیق می‌شود که «فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَدَاوَةِ»

س: ...

ج: نه، از این در نمی‌آید که حرام است.

س: ...

ج: اما چون این منجر به عمل، این آدم، این علت را جلویش را نمی‌گیرد نهی نمی‌کند چون علت تحقق حرام یا علت ترک معروف عزم جدی است که شخص دارد این عزم را وقتی می‌بیند اگر نهی نکند، اگر نهی بکند از آن کار، می‌گوید این کار را نکنی، تا این عزم از بین برود اگر نهی نکند معلوم می‌شود که دوست دارد که خدای متعال گناه بشود و عصیان بشود.

س: ...

ج: آن شخص؟

س: ...

ج: خب به آن کار ندارد حضرت به کسی که این‌جا.

س: ...

ج: نه، ایشان سؤالش این نیست که دوست دارد ایشان سؤالشان این بود که خود قصد آن شخص هم حرام است پس الان،

س: ...

ج: نه، می‌خواهند بگویند که پس دلالت می‌کند که حرام است پس بنابراین شما الان یک منکری این دارد انجام می‌دهد باید نهیش بکنی این نمی‌شود فقط قصد الحرام، ما بحث‌مان جایی است که الان مرتکب حرام بالفعل نیست فقط قصد دارد. ایشان می‌خواهند اشکال کنند که نه این روایت به درد شما نمی‌خورد چون الان دارد قصد حرام می‌کند لابد مقصود شما این بوده بله؟

س: ...

ج: نه،‌ حبّش حرام است نه آن قصد، چون بخاطر جمع با ادله‌ی دیگر، دیگر. چون بخاطر ادله‌ای که در بحث اصول هم بیان شده در باب تجرّی جمع بین ادله این شده که قصد حرام نیست.

س: ...

ج: نه، چون این‌جا نمی‌توانیم بگوییم چون فرموده «و من أحبّ أن یعصی الله فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَدَاوَةِ» می‌شود جنگ با خدا و دشمنی باشد و حرام نباشد؟ واضح است که این حرام است و مبغوض خدای متعال است این‌جا را نمی‌شود حمل بر این بکنی یعنی عبارت دیگر إبا دارد از این که حمل بر کراهت یا حمل بر عدم چیز بشود که.

 خب پس این ذیل حدیث هم که به حسب نقل کافی شریف و کتب دیگر « وَ مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَ الظَّالِمِینَ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ عز وجل» به این ذیل هم می‌توانیم استدلال بکنیم به این که بقای ظالمین، چون مستلزم این است که بعداً انجام خواهند داد این حرام است  قصد جدی هم بر این که انجام بدهد مستلزم انجام دادن است بنابراین این دو تا با هم فرقی نمی‌کنند همانطور که آن اشکال پیدا می‌کند و حرام است و جایز نیست این هم همین‌طور است و همینطور که آن‌جا نباید این جهت را داشته باشد این جا هم چون این مستلزم هست باید دست از این بردارد این حبّ را نداشته باشد این حبّ نداشتن به چه چیزی می‌شود؟ به این که انکار منکر بکند.

س: ...

ج: طاغوت فقط نیست ظالم هر کسی می‌خواهد باشد ولو این که آن نباشد یک آدم ظالمی در یک محله‌ای هست چاقو کشی می‌کند و از اراذل و اوباشی است که مردم را اذیت می‌کند این هم ظالم است  آن‌ها شاخصش هستند آن سلطه‌ها.

س: ...

ج: کسی که واقف به غیوب است دارد می‌گوید که این‌جور آدم‌ها حبّ دارند توجه فرمودید؟ ظاهر حال یعنی ماها که بلد نیستیم می‌گوید بگو ظاهر حال مسلم این است که انجام می‌دهد ولی حالا کسی که واقف به امور هست و محیط به امور هست دارد یک خبری می‌دهد می‌گوید کسانی که نمی‌کنند این حبّ در دلشان وجود دارد.

س: ...

ج: می‌دانیم فرض این است که می‌دانیم.

س: ...

ج: دقت نمی‌کنید ببینید می‌دانیم قصد جدی دارد قامت الحجة بر این که قصد جدی دارد فرض این است فرض ما این است که می‌دانیم یعنی حجت قائم شده است بر این که قصد جدی دارد ولی هنوز کار را انجام نداده حالا الان باید که قصد جدی دارد و کاری انجام نداده ما باید نهیش بکنیم از آن کار یا نه؟ بحث آن‌جاست دیگر. پس می‌دانیم قصد جدی را دارد آن حرف برای جایی بود که حجتی نداریم می‌گوییم که ظاهر حال مسلم بر عدم آن است.

س: ...

ج: بله، چون تقریب استدلال به ذهن این بود که کسی که می‌خواهد ظالمین باقی باشند حضرت می‌فرمایند این دوست دارد خدا عصیان و گناه بشود چه‌جور این دوست دارد؟ برای خاطر این که زندگی ظالمین در مستقبل، در آتیه، در بقاء، همراه با گناه کردن است که از ایشان سر می‌زند بقای آن‌ها مستلزم این است که فی آتی الزمان از این‌ها گناه سر می‌زند این‌جا هم کسی که قصد جدی دارد پس فی آتی الزمان این کار را انجام خواهد داد چون قصد جدی دارد بنابراین همانطور که کسی که بقای ظالمین را داشته باشد حبّ آن را دارد و حبّ که داشته باشد آن کبرا بر او منطبق می‌شود و قد بارز الله، این‌جا هم همین‌طور است این هم و قد بارز الله، بنابراین به سه بیان که دو بیان آن برای صدر حدیث است یک بیانش برای ذیل حدیث است می‌شود استدلال کرد به این روایت شریفه بر مدعا. و این روایت چون سندهای مختلف دارد و در کافی شریف هم هست این از نظر ما اعتبار دارد.

س: ...

ج: یعنی فلم ینکره به آن وظیفه‌ای که برایش قرار داده شده. حالا اگر یک جایی گفتند لسانی، لسانی. اگر جایی گفتند قلبی، قلبی. اگر یک جا گفتند یدی، یدی.

 این یک حدیث، حدیث دیگری که باز ممکن است به آن استدلال بکنیم حدیث همان حضرت عیسی است صفحه‌ی 417 جامع الاحادیث شیعه ‌حدیث 10، فرمود: « وَ لْیَکُنْ أَحَدُکُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِیبِ الْمُدَاوِی إِنْ رَأَى مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَک‏» دستور می‌دهد که شما مثل طبیب مداوی باشید طبیب مداوی چه‌جوری هست؟ وقتی موضع برای دوایش ببیند این‌جا اقدام می‌کند اگر موضع نبیند اقدام نمی‌کند  طبیب مداوی اگر ببیند این آدم در معرض این است که فلان مرض را بگیرد این چکار می‌کند؟ یک واکسن به او می‌زند یک دوایی می‌دهد که جلوی آن مرض را بگیرد طبیب مداوی این‌جوری هست دیگر.  این هم می‌بیند این قصد جدی دارد که آن گناه را انجام بدهد همان‌جور که آن جا در معرض این است که اگر رهایش بکند مبتلای به فلان بیماری می‌شود طبیب مداوی نمی‌گذارد ولو الان هنوز متلبس به آن بیماری نشده اما همین که می‌بیند که در معرض این است که اگر الان این قرص را به او ندهد یا این تزریق را به او نکند یا این عمل را انجام ندهد آن بیماری را خواهد گرفت آن‌جا اقدام می‌کند  این‌جا هم وقتی ما می‌بینیم قصد جدی دارد که این گناه را انجام بدهد یا آن واجب را ترک بکند مقتضای امر به این که کالطبیب المداوی باش این است که الان نهیش بکند یا امرش بکند. پس بنابراین به این حدیث شریف هم می‌شود استدلال کرد برای وجوب. و لعلّ همه‌ِی این وجوه گفته شده یا بعضی از این‌ها منشأ فرمایش امام باشد که «فالظاهر الوجوب» در این صورت.

س: ...

ج: بله آن هم دلالت می‌کند موضع را ببیند موضع به همه‌ی این‌ها هست این‌جا هم که ما می‌گوییم باید امر و نهی بکند یعنی با آن شرایط. می‌بیند درست است که قصد دارد ولی هر چه به او بگویی اثر ندارد.

س: ...

ج: نه، چرا فقط به آن باشد. نه، ما به این جهتش داریم استدلال می‌کنیم دیگر که دارد امر به ما می‌کند مثل او باشید طبیب چه‌جوری هست؟ این‌جوری هست  این‌جا هم همین‌جور. نمی‌خواهد بگوید همه‌تان طبیب باشید یعنی همه‌ی شما در این امور، واضح است این‌جا. و الا همه که پزشک نیستند که.

س: ...

ج:  باشد موعظه کن برو، منفرد بشود.

س: ...

ج: یعنی امر و نهی دیگر. یعنی جلوی این کار را بگیر. به عبارةٍ اُخری، جلوی این کار را بگیر. جلوی این کار را گرفتن به چه هست؟ به این که بأسش کن. حالا امر هم که این‌جا گفتیم اعم است دیگر. گفتیم اگر یک جایی می‌رود با امر فایده‌ای ندارد باید موعظه کند اگر می‌بیند این دو تا را باید کنار هم بگذارد هم امر کند و هم موعظه کند باید هر دو را انجام بدهد.

 این هم به خدمت شما عرض شود که دلیل آخر، که مجموعاً سه دلیل شد که یکی آن اول، دوم و سوم روایات، آن روایت نه این روایت. این روایت هم که گفتیم قبلاً باز در کافی شریف هست و حجت است این روایت.

س: ...

ج: قهراً این‌ها پیش‌گیری هست بله.

س: ...

ج: آن هم همین است پس می‌دانید که قصد خواهد کرد آن‌جا هم ممکن است که بگوییم بله لازم است که بگوییم.

س: ...

ج: نه، جدا کرده، بعد مطلب دیگری، آن سؤال کرده آقا ورع چه کسی است؟ حضرت فرمود بعد حضرت دو تا مطلب دیگری را بیان فرمودند.

س: ...

ج: نه، جدا کردند حضرت.

 این به خدمت شما عرض شود ادله‌ی این وجوب، و اما دلیل عدم وجوب چه هست؟ دلیل عدم وجوب این است که این روایات وارده‌ی در باب امر به معروف و نهی از منکر را که مطالعه می‌کنیم می‌بینیم در معمول از این روایت، غیر واحدی از این روایات موضوع را کسی قرار داده که فعلَ حراماً و منکراً، یا ترک واجب کرده موضوع را اصلاً این قرار داده بنابراین از این‌ها ممکن است استفاده بکنیم که پس موضوع فاعل حرام و تارک واجب است نه قاصد فعل حرام. یا قادص ترک واجب. حالا من یک استقراء حالا ناقصی که کردم حدود بیست و دو روایت هست که از این‌ها استفاده می‌شود که موضوع فاعل بالفعل است یعنی کسی که از او سر زده همان قسم اول. حالا این‌ها را تا آن‌جایی که فرصت باشد بعضی‌ از آن‌ها را عرض می‌کنیم.

یکی همان حدیث اول 386 که گفتم برای این‌جا بود حدیث تحف العقول، صفحه 386 حدیث 17، این کلام هم از امیر المؤمنین سلام الله علیه نقل شده و هم از سید الشهدا سلام الله علیه، می‌فرماید: « اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَى الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِلَى قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِک‏» می‌دیدند که این‌ها منکرات انجام می‌دهند فساد انجام می‌دهند فلاینهونهُم عن ذلک، حالا چرا؟ «رَغْبَةً فِیمَا کَانُوا یَنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَةً مِمَّا یَحْذَرُونَ وَ اللَّهُ یَقُولُ- فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْن‏» پس بنابراین این موضوع چیه؟ آن است که دارد می‌بیند که منکر انجام دارد می‌دهد فساد را دارد انجام می‌دهد نه این که قاصد است فقط.

389 حدیث 20 در مقنعه‌ی شیخ مفید و تهذیب شیخ طوسی « وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام لِقَوْمٍ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّهُ قَدْ حَقَّ لِیَ أَنْ آخُذَ الْبَرِی‏ءَ مِنْکُمْ بِالسَّقِیمِ وَ کَیْفَ لَا یَحِقُّ لِی ذَلِکَ وَ أَنْتُمْ یَبْلُغُکُمْ عَنِ الرَّجُلِ مِنْکُمُ الْقَبِیحُ فَلَا تُنْکِرُونَ عَلَیْهِ وَ لَا تَهْجُرُونَهُ وَ لَا تُؤْذُونَهُ حَتَّى یَتْرُکَه‏» یَبْلُغُکُمْ عَنِ الرَّجُلِ مِنْکُمُ الْقَبِیحُ، که این قبیح یعنی کار حرام.  قصد حرام کرد می‌گوییم حرام نیست پس یبلُغُکم یعنی کار حرامی به شما می‌رسد حجت قائم می‌شود بر این که کار حرامی انجام داده پس این‌جا هم باز می‌بینیم موضوع این قرار داده شده است.

صفحه‌ی 90 و 91، حدیث 24 و 25، این حدیث شریف هم باز «إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ حَیْثُ مَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِک‏» گناه را انجام دادند آن‌ها نهی نکردند.

 25 هم همین مضمون را دارد که این قبلی از کافی است و بعدی از غارات است.

یا 392 حدیث 31، «قَالَ کَانَ یُقَالُ لَا یَحِلُّ لِعَیْنٍ مُؤْمِنَةٍ تَرَى اللَّهَ یُعْصَى فَتَطْرِفَ حَتَّى تُغَیِّرَهُ» روا نیست برای چشم مؤمنه که می‌بیند خدا دارد گناه می‌شود و عصیان می‌شود همین‌جور سرش را پایین بیاندازد و رد شود این حلال نیست برای او مگر این که آن را تغییر دهد پس این‌جا هم شما می‌بینید که تری اللهَ یعصی.

در صفحه‌ی 393 باز حدیث 34 که همان حدیثی بود که خواندیم این‌جا هم این بود إذا رأی المنکر، همان حدیث فضیل بن عیاض بود که «إِذَا رَأَى الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ» این‌جور فرموده. البته این حدیث گفتیم درست است که موضوع را فلم ینکره قرار داده ولی چون معلّل است و باز با آن توضیحی که دادیم ممکن است که بگوییم.

حدیث صفحه‌ی 397،‌حدیث 46 از نهج البلاغه است که فرمود: «مَنْ رَأَى عُدْوَاناً یُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْکَراً یُدْعَى إِلَیْهِ فَأَنْکَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِالسَّیْفِ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا وَ کَلِمَةُ الظَّالِمِینَ هِیَ السُّفْلَى فَذَلِکَ الَّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِیقِ وَ [نُوِّرَ] نَوَّرَ فِی قَلْبِهِ الْیَقِین‏» که قبلاً هم این حدیث را راجع به آن صحبت کرده بودیم که این‌جا هم ببینید عدواناً یعملُ به و منکراً یدعی الیه، خود این که منکر یدعی الیه، عمل است دیگر، عمل گناه است که انسان به منکر دعوت بکند مردم را. 401 حدیث 58.

س: ...

ج: نه، منکراً یدعی، یعنی خود این که دارد منکری به او دعوت می‌شود منکر است دیگر. مثلاً کسی می‌گوید به مردم که بی‌حجاب باشید به زن‌ها می‌گوید بی‌حجاب باشید همین که دارد دعوت می‌کند آن وقت این ساکت بشود این خود این کاری که دارد از او سر می‌زند این الان فعل منکر است که دارد مردم را دعوت می‌کند به منکر. خود این فعل منکر است باید جلوی این گرفته شود نهیش کرد که بابا دعوت نکن مردم را به منکر.

س: ...

ج:  می‌دانم اما عَمِلَ یا فقط قَصَدَ؟

س: ...

ج:  شما آن تقریب اول را دارید می‌گویید فعلاً کسی که می‌خواهد وجه برای عدم وجوب بگوید می‌گوییم آقا هر چه داریم نگاه می‌کنیم همه جا گفتند یعمل.

حدیث 58 « قُلْ لَهُمْ إِنَّکُمْ رَأَیْتُمُ الْمُنْکَرَ فَلَمْ تُنْکِرُوه» این روایت شریفه‌ی 58 راجع به این است که حضرت نسبت به بعضی خلاصه گلایه کردند و از آن‌ها ناراحت بودند آن‌ها گفتند که ما چه تقصیری داریم ما که اهل گناه نیستیم گناه نمی‌کنیم تعلیل فرموده شده در این، قل لهم، به آن‌ها بگو علت این که ما از دست شما ناراحت هستیم و این‌ها، إِنَّکُمْ رَأَیْتُمُ الْمُنْکَرَ فَلَمْ تُنْکِرُوه‏، دیدید و انکار نکردید.

 402 حدیث 59 «قَالَ: مَنْ رَأَى مِنْکُمْ مُنْکَراً فَلْیُنْکِرْهُ بِیَدِهِ إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِه» پس بنابراین می‌فرماید مَن رأی منکم منکراً فلینکره بیده، و اگر قدرت ندارد حالا این برعکس آن چیزی است که معروف است در ترتیب مراتب امر به معروف.

یا حدیث 60 همین صفحه، الغرر، امیرالمؤمنین علیه السلام به حسب این نقل « إِذَا رَأَى أَحَدُکُمُ الْمُنْکَرَ وَ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یُنْکِرَهُ بِیَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ أَنْکَرَهُ بِقَلْبِهِ وَ عَلِمَ اللَّهُ صِدْقَ ذَلِکَ مِنْهُ فَقَدْ أَنْکَرَه‏» پس باز موضوع رأی احدکم المنکر قرار داشته.

حدیث 61 « حَسْبُ الْمُؤْمِنِ عِزّاً إِذَا رَأَى مُنْکَراً أَنْ یَعْلَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَلْبِهِ إِنْکَارَه‏»

صفحه 410 حدیث 9 «أَیُّمَا رَجُلٍ رَأَى فِی مَنْزِلِهِ شَیْئاً مِنْ فُجُورٍ فَلَمْ یُغَیِّرْ بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى بِطَیْرٍ أَبْیَضَ فَیَظَلُّ بِبَابِهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَیَقُولُ لَهُ کُلَّمَا دَخَلَ وَ خَرَجَ غَیِّرْ غَیِّرْ فَإِنْ غَیَّرَ وَ إِلَّا مَسَحَ بِجَنَاحِهِ عَلَى عَیْنَیْهِ وَ إِنْ رَأَى حَسَناً لَمْ یَرَهُ حَسَناً وَ إِنْ رَأَى قَبِیحاً لَمْ یُنْکِرْهُ»

 حدیث 10 در همین صفحه «قَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللَّهَ لَا یُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِذَنْبِ الْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْکَرِ سِرّاً مِنْ غَیْرِ أَنْ تَعْلَمَ الْعَامَّةُ، فَإِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ الْمُنْکَرَ جِهَاراً فَلَمْ تُغَیِّرْ ذَلِکَ الْعَامَّةُ اسْتَوْجَبَ الْفَرِیقَانِ الْعُقُوبَةَ مِنَ اللَّهِ» که باز دارد می‌بیند آن‌ها دارند گناه عملاً انجام می‌دهند. حالا چند تا حدیث دیگر هم وجود دارد که این مجموعه‌ِی بیست تا حدیث همه‌اش می‌بینید موضوع را این قرار داده پس بنابراین می‌گوییم آقا موضوع این است این‌جا که هنوز انجام نداده حالا ببینیم جواب این‌ها را باید چه داد؟

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

نظرات

Exist Control :PlaceHolder_grdList1
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 56
بازديد روز: 507
بازديد دیروز: 869
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 33055
كل بازديد كنندگان: 981772