wait لطفا صبر کنید
27 آبان 1397 - 09 ربیع‌الاول 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلي » اخبار و اطلاعيه » اخبار
0/0 (0)
286
3 شهريور 1397

بیانات ابتدای درس خارج فقه


بیانات حضرت استاد شب زنده دار دام ظله در ابتدای درس خارج فقه

تاریخ بیانات: 97/06/03 | مسجد اعظم

سال تحصیلی جدید را خدمت شما عزیزان و همه‌ی حوزویان معزّز تبریک عرض می‌کنیم و این که ابتدای سال تحصیلی امسال با ماه ذی الحجّة الحرام که یکی از بزرگ‌ترین ماه‌های سال حساب می‌شود از باب این که ماه اکمال دین و اتمام نعمت هست و باز شهر ولایت هست و ماهی است که دهه‌ی أولای آن دهه‌ی بسیار مبارکی هست در اسلام و حتی در شاید در ادیان گذشته ان شاء الله وقوع سال تحصیلی در این فرصت استثنایی نشان‌دهنده‌ی موفقیت‌های روزافزونی ان شاء الله برای این سال تحصیلی جدید بوده باشد.

کلامم را با یک روایتی می‌خواهم شروع کنم که تناسب با بحث امر به معروف و نهی از منکر هم دارد ولی در عین حال یک پیام جدیدی هم برای ما حوزویان بهمراه دارد. از امام سجاد علی بن الحسین سلام الله علیهما نقل شده است که دو نفر از موالیان امیرالمؤمنین سلام الله علیه در مسیری که می‌آمدند خدمت حضرت یکی‌شان مبتلا شد به این که ناخودآگاه پایش را گذاشت روی مار و این مار او را گزید، داد و خیلی سخت فریادش بالا رفت ، و یکی دیگرشان هم همین‌جور که داشت می‌آمد اتفاقاً عقربی او را گزید، همراهان آنها ترسیدند که بخاطر این گزیدگی اینها بمیرند، حضرت فرمودند که این‌ها عمرشان هنوز باقی است و این‌ها طوری‌شان نمی‌شود. این‌ها را بردند منزل، دو ماهی طول کشید و این‌ها هنوز از آن عقرب گزیدگی و مار گزیدیگی در رنج و عذاب بودند بالاخره بعد از دو ماه یک مقداری احوالات این‌ها بهتر شد و این‌ها را آوردند خدمت امیرالمؤمنین، ولی از بس حال‌شان مساعد نبود آن‌هایی که حامل این‌ها بودند یظنّون که این‌ها در راه بمیرند، حضرت سلام الله علیه وقتی این دو نفر را آوردند فرمودند «فَقَالَ عَلِیٌ‏ علیه السلام: مَا أُصِیبَ وَاحِدٌ مِنْکُمَا إِلَّا بِذَنْبِهِ» به خاطر گناهی که کردید مبتلای به این مشکل شدید .چون به حسب روایات فراوانی که ما داریم و حتی در کتاب، خیلی از حوادث که از ما دور می‌شود بخاطر حفظه‌ای است که خدای متعال گذاشته و گاهی در اثر گناه آن حفظه از حفظ کردن ممنوع می‌شوند و انسان در آن مصیبت گرفتار می‌شود. حضرت فرمود  این دو مصیبت که دامن‌گیر شما شد بخاطر گناهی است که شما مرتکب شدید، حالا این گناه چه بوده؟ «أَمَّا أَنْتَ یَا فُلَانُ- وَ أَقْبَلَ عَلَى أَحَدِهِمَا-» حضرت به حسب نقل رو کردند به یکی از این دو نفر فرمودند: گناه تو این هست که «فَتَذْکُرُ یَوْمَ غَمَزَ عَلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ رَحِمَهُ اللَّهُ فُلَانٌ- وَ طَعَنَ عَلَیْهِ لِمُوَالاتِهِ لَنَا، فَلَمْ یَمْنَعْکَ مِنَ الرَّدِّ وَ الِاسْتِخْفَافِ بِهِ- خَوْفٌ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا عَلَى أَهْلِکَ وَ لَا عَلَى وُلْدِکَ وَ مَالِکَ، أَکْثَرَ مِنْ أَنَّکَ اسْتَحْیَیْتَهُ [فَلِذَلِکَ أَصَابَکَ]» به سلمان جسارت شد تو فقط به خاطر این که خجالت می‌کشیدی از سلمان دفاع نکردی، فقط به خاطر این، و الا نه مالت، نه خودت، نه ولدت، هیچ‌کس در مخاطره نبود، این گناهی است که خدا به خاطر این جلوی آن حفظه را به بیان من گرفت و تو مبتلای به این شدی ، «فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ یُزِیلَ اللَّهُ مَا بِکَ فَاعْتَقِدْ أَنْ لَا تَرَى مُزْرِئاً عَلَى وَلِیٍّ لَنَا تَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ إِلَّا نَصَرْتَهُ». این تصمیم را داشته باش که اگر می‌بینی کسی بر ولیّ ما و اولیای ما هجمه می‌کند و تو می‌توانی یاری‌اش کنی یاری‌اش کنی «إِلَّا أَنْ تَخَافَ عَلَى نَفْسِکَ وَ أَهْلِکَ وَ وُلْدِکَ وَ مَالِکَ» مگر در جایی که یک مضرتی این‌چنین بخواهد بر تو وارد بشود که از شرایط امر به معروف این هست که ضرر نداشته باشد «وَ قَالَ لِلْآخَرِ»؛ به شخص دیگر فرمود که «فَأَنْتَ أَ تَدْرِی لِمَا أَصَابَکَ مَا أَصَابَکَ قَالَ لَا قَالَ أَ مَا تَذْکُرُ حَیْثُ أَقْبَلَ قَنْبَرٌ خَادِمِی وَ أَنْتَ بِحَضْرَةِ فُلَانٍ الْعَاتِی» یادت می‌آید که کنار فلان دشمن ما نشسته بودی و قنبر که غلام من است از آن‌جا عبور می‌کرد تو احترام کردی قنبر را، «وَ أَنْتَ بِحَضْرَةِ فُلَانٍ الْعَاتِی فَقُمْتَ إِجْلَالًا لَهُ لِإِجْلَالِکَ لِی» به خاطر اجلال من، قنبر را که غلام من است اجلال کردی. به حسب ظاهر خیلی کار خوبی هست ، ولی این اجلال تو نابجا بود و باعث شد که «فَقَالَ لَکَ» آن آدم عدوّ ما، آن عاتی به تو گفت «أَ وَ تَقُومُ لِهَذَا بِحَضْرَتِی‏» تو پیش من نشستی احترام من را نگه نمی‌داری برای این بلند می‌شوی که از این‌جا رد می‌شود؟ «فَقُلْتَ لَهُ وَ مَا بَالِی لَا أَقُومُ وَ مَلَائِکَةُ اللَّهِ تَضَعُ لَهُ أَجْنِحَتَهَا فِی طَرِیقِهِ فَعَلَیْهَا یَمْشِی» و تو به او گفتی: چرا بلند نشوم این آدمی است که ملائکه بال‌هایشان را زیر پای این قرار می‌دهند، «فَلَمَّا قُلْتَ هَذَا لَهُ قَامَ إِلَى قَنْبَرٍ وَ ضَرَبَهُ وَ شَتَمَهُ وَ آذَاهُ وَ تَهَدَّدَنِی وَ أَلْزَمَنِی الْإِغْضَاءَ عَلَى الْقَذَى فَلِهَذَا سَقَطَتْ عَلَیْکَ هَذِهِ الْحَیَّةُ» این کار تو باعث شد که هم او آزار ببیند و هم من ناچار بشوم که دندان روی جگر مثلاً بگذارم ـ به تعبیر ما ـ ، بعد حضرت در ادامه‌ی این حدیث می‌فرماید که در زمان پیامبر با این که پیامبر خیلی من را دوست می داشت و گرامی می‌داشت خیلی جاها جلوی دیگران من که وارد می‌َشدم بلند نمی‌شد احترام ویژه‌ نمی‌کرد این برای صیانت من بود برای این که این‌ها حسدشان نسبت به من شعله‌ور نشود.

علما و مراجع همه قنبرها حضرت علی علیه السلام و خدام ائمه علیهم السلام هستند، اگر کاستی هایی می بینیم که حتما کاستی وجود دارد باید انتقاد پذیر باشیم چون انتقاد صحیح راه ترقی را به انسان نشان می دهد و انسان را به معایب خود آگاه می کند اگر کسی تذکر مشفقانه می دهد باید پذیرفت چرا که دستور اسلام است.
اما باید مطالب و سخنان را به گونه ای بیان کنیم که از صدر تا ذیل حوزه ها و مراجع را در چشم دیگران و دشمنان دین به عنوان انسان های هوا پرست، ریاست طلب و غیر متوجه به وظایف جلوه ندهیم، این که گفته شود همه حوزه و علما توجه و سواد ندارند درست نیست.

وقتی زندگی مراجع معاصر و قبل را بررسی می کنیم می بینیم که چگونه گریزان از مطرح شدن و مرجعیت هستند، مرحوم امام کارهای اجتهادی را انجام داده بودند و مسائل فقهی را نگاشته بودند و با وجود این که حاشیه بر کتاب های مهم فقهی بزرگان زده بودند آن در اختیار دیگران قرار نمی دادند تا مطرح نشوند. حضرت امام را با هزار جبر و زور وادار کردند که رساله بدهد و خود ایشان هم رساله فارسی ندادند، همین حواشی عروه را فضلا گرفتند و بر رساله آقای بروجردی حاشیه زدند و بعد ایشان نگاه کردند و تصحیح کردند ، امام و بزرگان اینگونه از شهرت و مطرح شدن فرار می کردند اما زمانی هم که تشخیص می دادند باید برای خدا وارد میدان شوند با قدرت وارد عمل می شدند. دانستن احوالات علمای بزرگ فواید بسیاری برای انسان به ویژه طلاب دارد.

وقتی به شیخ انصاری با آن مقام زهد و علم برای مرجعیت مراجعه شد فرمود سید العلما اقوی است و ایشان باید قبول مسؤولیت کنند، شیخ انصاری که از دنیا رفت شاگردان شیخ به فکر معرفی مرجع بعدی بودند که میرزای شیرازی مطرح شد اما ایشان چون امر را متعین دید قبول کرد.

بحمدالله سلف ما بزرگانی این چنین هستند، امروز معاندان و کسانی که دلشان برای اسلام نسوخته با استفاده از برخی سخنان در گوشه و کنار می خواهند به اسلام، روحانیت، نظام و رهبری ضربه بزنند، گاهی یک حرف کوچک را که کسی شاید سهوا گفته یا در آن حالی که گفته توجه نداشته چه آثاری دارد، مورد سوء استفاده قرار می دهند.

برخی مواضع خوبی دارند و حرف های خوبی می زنند که باید از این مواضع درست و روشنگری ها تقدیر شود اما از این افراد توقع نیست سخنانی بگویند که سبب سوء استفاده دشمن شود، این که گفته می شود هفتصد هشتصد رساله وجود دارد کجاست؟ اگر واقعا این تعداد فاضل بزرگ در حوزه داشته باشیم که باید شکر خدا کرد چرا که اصل اجتهاد خوب است، رساله دادن و در معرض قرار دادن باید با توجه به شرایط و وظایف باشد.
علمای بزرگی داشتیم که با وجود برخورداری از صلاحیت های لازم وارد بحث فتوا دادن و مرجعیت نشدند، ممکن است در هر جمعیتی کسی پیدا شود که سزاوار نباشد اما نباید به چنین افرادی نگاه و آن را علم کرد، بلکه باید روش علمای بزرگ و افتخارات حوزه را هم دید.

آیت الله مشکینی در حد خیلی از مراجع بود اما تا آخر عمر رساله نداد با وجود این که از مقام علمی و زهد بسیاری برخوردار بودند. 
از کسانی که مواضع خوبی در تبیین و روشنگری مسائل دارند تقاضا داریم دقت بیشتری در سخنان داشته باشند تا مطالبی گفته  نشود که به ضرر جامعه روحانیت و خدام اهل بیت(علیهم السلام) باشد و تلقی و قضاوت دیگران به ویژه جوانان قضاوت نادرستی باشد.

از نظر بحث دروس حوزه ما باید بین درس های کلاسیک و شاگرد پروری حوزه و بحث های غیر کلاسیک تفکیک قائل شویم چرا که دو ملاک متفاوت دارند، یکی از شرایط درس هایی که انسان باید شرکت کند از نظر موضوع بحث این است که بار علمی مناسب داشته باشد که انسان بعد از مدتی خودکفا شود و قوای علمی و استنباطی که معنای اجتهاد است شکوفا شود بنابراین مباحثی را باید انتخاب کرد که این چنین باشد.

مباحثی هم وجود دارد که گاهی چون پختگی کامل را پیدا نکرده و باید چکش کاری شود تا وزن علمی پیدا کند باید در کمیته های علمی و پژوهشکده ها مورد تحقیق و بررسی شود تا پخته شده و وزن علمی پیدا کند، بعد از برخورداری از بار علمی می تواند در درس ها مورد استفاده واقع شود و بسیاری از مسائلی که آقایان مثال می زنند این گونه است.

علمای بزرگ درباره این مسائل بحث کرده و پاسخ استفتا می دهند اما اگر در دروس خارج مطرح نمی کنند چون شاگرد پروری ندارد، آیا می توانیم حضرت امام را متهم کنیم که توجه به مسائل مسلمین نداشتند و مجاهد فی سبیل الله نبودند؟ ایشان که سرآمد در این امور است در بحبوبه انقلاب اسلامی دماء ثلاثه را تدریس می کردند،
 ایشان مباحثی را انتخاب می کردند که قوت افزایی علمی برای شاگردان داشته باشد.

آیت الله مؤمن حفظه الله نقل می کند که حضرت امام می فرمود اگر می خواهید درس خارج بروید در بیع و طهارت شرکت کنید چون این دو کتاب قاعده و مباحث عمیق دارد و وقتی طلبه آن را بگذراند قوت اجتهادی فرد را شکوفا می کند، آیا می توانیم بگوییم ایشان توجه نداشتند؟ اگر این گونه بود باید جهاد را تدریس می کردند.

مباحث دیگر هم باید مورد تحقیق و پژوهش واقع شوند تا وقتی وزن علمی آن ها افزایش پیدا کند به عنوان ماده درسی در دروس خارج مطرح شود، در مسائل مستحدثه مقالات، آثار و مباحث فراوانی داریم.
دو سال است که حوزه مبارکه درباره مباحث جدید تصمیم گرفته و دفتر فقه معاصری تشکیل شده و در حال کار کردن بر مباحث فقهی معاصر و اصول است که جای آن در کتب درسی سطح خالی است و چون یک منبع وثیق کار شده ای وجود ندارد ممکن است کمتر در دروس خارج مطرح شود اما این دفتر تشکیل شده و علما و فضلای بزرگی از حوزه مثل آیت الله شهیدی، آیت الله قائنی، آیت الله مدرسی، آیت الله شوپایی، آیت الله عندلیب که اینها از فضلای واقعا بنام حوزه و معتمد هستند در حال فعالیت هستند.
در حال حاضر یک جلد از آن بنام "الفائق فی الاصول" می تواند محور درس باشد وجود دارد، از طلاب و فضلا تقاضا می کنیم برای این که در حوزه رایج شود فعال باشند، در مبحث فقه این گروه از علما موضوعات شخصیت حقوقی، پول وبانک ها مطرح است که این موارد به شکل جزوه و کتب در می آید.

به قصد خدمت به حوزه و این که تصور نشود حوزه در این زمینه ها بیکار است بعد از محرم ساعت یازده مان را تا مدتی یکی از بحث ها را همین کتاب ها قرار می دهیم و اینجا مطرح کنیم که کار جمعی و همگانی انجام شود تا گامی در مسیر اصلاح مباحث درسی داشته باشیم و مباحث مهمی که جای آن ها خالی است جا پیدا کند.
بزرگان شأن خودشان را دارند قافله علم را راه انداختند، شاگردان تربیت کرده اند، در طول این زمان بزرگانی آمده است، افکار مهمی آمده است، تبدیل شده اند، بهتر شده اند، ارتقاء پیدا کرده اند، اما این معنی ندارد ما همینطور خودمان را 
به این استدلال ها و مطالب گذشته فقط پایبند کنیم. کاروان علم که جلو میرود کتابهای ما هم بر اساس این پیشرفت ها باید پیشرفت داشته باشد ان شاءالله.

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 58
بازديد روز: 130
بازديد دیروز: 1575
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 32336
كل بازديد كنندگان: 735948