wait لطفا صبر کنید
02 خرداد 1398 - 18 رمضان 1440
NotCache List Paramters: 1&0&0!Model&55 Name List:الگوي جستجو تك جستجو پیشرفته
صفحه اصلی » دروس » فقه » کتاب امر به معروف و نهی از منکر » مقام هشتم: وظائف دیگر در قبال گنهکاران » وظیفه اول: دفع منکر
107

79

-

شنبه

-

1397/12/18

 

 

ادله قول دوم: / دلیل اول: دلیل عقلی «متن اولیه»

«متن اولیه» (متن موجود نظارت پژوهشگر بر آن اعمال نشده است)

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف.

حلول ماه شریف رجب المرجب که مشحون از افاضات و رحمت‌های بی‌پایان الهی و ویژگی‌های خاص هست خدمت شما همه‌ی عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدواریم که همه‌ی ما بتوانیم از برکات این ماه و ماه بعد و ماه بعد ان شاء‌الله بهترین استفاده‌ها را ببریم. دعاهای وارده‌ی در این ماه بسیار پرمغز، پرمحتوا و پراهمیت هست و یک اهداف بسیار بسیار بلندی را در مقابل انسان ترسیم می‌کند که انسان ممکن است در اثر غفلت از این که چه مقدار می‌تواند ترّقی کند، پرواز کند و به مقامات عالیه دست بیابد اصلاً به فکر آن نباشد در راه آن قدم برندارد اما این دعاهای وارده‌ در این ماه نشان می‌دهد که انسان حد یقف ندارد و می‌تواند آن‌چنان تعالی پیدا کند که به خدا برسد. «و بابک مفتوحٌ للسائلین و نیلک مباحٌ للعاملین» بنابراین به خودم و شما عزیزان توصیه می‌‌کنم که ادعیه‌ی وارده‌ی در این ماه شریف را هم بخوانیم و هم در محتوای آن واقعاً تأمّل کنید که دریچه‌های بسیار بزرگی به روی ما منفتح خواهد شد.

خب علاوه بر این که این ماه شریف خودش به حسب نفسش دارای اهمیت و ویژگی‌های بالایی است در اثر اشتمال آن بر امور مهمه‌ی دیگر مضاعف شده اهمیت آن، مبعث رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، میلاد مبارک مولا امیرالمؤمنین سلام‌الله علیه، میلاد مبارک امام باقر سلام‌الله علیه و هم‌چنین میلاد مسعود مولایمان امام هادی سلام‌الله علیه حسب بعضی از نقل‌ها که روز دوم این ماه گفتند روز ولادت آن بزرگوار و روز سوم روز شهادت آن بزرگوار هست. همه‌ی این‌ها به اهمیت این ماه شریف می‌افزاید و یک فرصت بسیار استثنایی را برای ترّقی و تعالی معنوی ایجاد می‌کند. حالا به همین مناسبت امروز اگرچه فردا بخاطر شهادت تعطیل است امروز بخاطر انتساب آن به امام هادی سلام‌الله علیه این صلوات خاصه را به وجود مبارک ایشان تقدیم می‌کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَصِیِّ الْأَوْصِیَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِیَاءِ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّینِ وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلائِقِ أَجْمَعِینَ اللَّهُمَّ کَمَا جَعَلْتَهُ نُورا یَسْتَضِی‏ءُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ فَبَشَّرَ بِالْجَزِیلِ مِنْ ثَوَابِکَ وَ أَنْذَرَ بِالْأَلِیمِ مِنْ عِقَابِکَ وَ حَذَّرَ بَأْسَکَ وَ ذَکَّرَ بِآیَاتِکَ وَ أَحَلَّ حَلالَکَ وَ حَرَّمَ حَرَامَکَ وَ بَیَّنَ شَرَائِعَکَ وَ فَرَائِضَکَ وَ حَضَّ عَلَى عِبَادَتِکَ وَ أَمَرَ بِطَاعَتِکَ وَ نَهَى عَنْ مَعْصِیَتِکَ فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ وَ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیَائِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

به طور کوتاه این فراز هم از فرمایشات رهبری را عرض کنیم حالا توضیحاتی ممکن است داشته باشد که در جلسه‌ی دیگر ان شاء‌الله، امروز بخاطر این که وقت هم یک مقداری گذشته فقط به خواندن عبارت آن بسنده می‌کنیم. «انقلاب اسلامی و نظام برخواسته‌ی از آن از نقطه‌ی صفر آغاز شد.» یعنی پیشینه‌ای نداشت، الگویی نبود که ما از ان الگو بهره‌برداری کنیم و اقتباس کنیم. «اولاً همه چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه و نه به زور شمشیر خود» حالا قبلی‌ها به زور شمشیر خود، ولی این با کودتا بود دیگر، این اواخر، «بر سر کار آمده بود و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت‌های غربی و چه وضع به شدت نابسامان داخلی و عقب‌ماندگی شرم‌آور در علم و فناوری و سیاست و معنویت و هر فضیلت دیگر. ثانیاً هیچ تجربه‌ی پیشین و راه طی‌شده‌ای در برابر ما وجود نداشت.» چون انقلاب‌هایی که شده بود، انقلاب‌ها یا غیراسلامی بود یا اگر بعضی از آن‌ها اسلامی بود ولی آن اسلامی‌ها هم بر اساس ولایت فقیه و این مدلی که الان پیاده شده نبود.

«بدیهی است که قیام‌های مارکسیستی و امثال آن نمی‌توانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریت و اسلامیت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی رضوان‌الله علیه، به دست نیامد و این نخستین درخشش انقلاب بود. یک امر بدیع که سابقه نداشته است.»

این‌ها یک توضیحاتی دارد بعضی از دوستان عزیز هم که اهتمام ورزیده‌اند و مباحثه می‌کنند، سؤالات علمی طرح می‌کنند راجع به این فرازها، که این‌جا هم نوشتند ان‌َ شاء‌الله در جلسه‌ی بعد آن‌چه که به ذهن حقیر می‌‌آید ان شاء‌الله راجع به آن‌ها عرض خواهد گرد. امروز دیگر حالا وقت می‌ترسم خیلی بگذرد.

خب بحث به این‌جا رسید که اشکال چهارم یا جواب چهارم از استدلال عقلی که منبّهاتی وجود دارد که ینبّه الوجدان به این که این مُدرک عقلی مدعا یا این حکم عقلی مُدعا که عقل می‌گوید وقتی مولا تکلیفی کرد همان‌طور که بر عهده‌ی مخاطب اطاعت می‌آید، امتثال می‌آید بر عهده‌ی دیگران هم می‌آید که جلوی تخلّف آن شخص را بگیرند. اگر او اطاعت نمی‌کند جلوی عدم اطاعت او را بگیرند. این هم نسبت به دیگران چنین تکلیفی می‌آید مگر این که خود مولا بگوید که نکن این کار را. محقق ایروانی و بعضی دیگر فرمودند که منبّهاتی وجود دارد که چنین درکی برای عقل نیست، چنین حکمی برای عقل نیست چون بالضروره عقل هیچ کسی حکم نمی‌کند که شما باید تعجیز کنید مردم را، آب و نان و جهات دیگر به کسانی که ممکن است اطاعت نکنند گناه بکنند ببندید به اندازه‌ی این که فقط حیات آن‌ها محفوظ بماند، چون حفظ جان آن‌ها هم بر ما واجب است بنابراین به اندازه‌ای که نمیرند، بخور و نمیری باید به آن‌ها داد. آن‌هایی که اهل معصیت هستند. برای این که جلوی گناهان آن‌ها گرفته بشود و حال این که چنین حکمی عقل ندارد. خب توضیح این، آن روز گذشت.

جواب این فرمایش این است که ما اگر بگوییم این مُدرک عقلی یا این حکم عقلی اطلاقی و تنجیزی است و هیچ تعلیقی در آن نیست خب ممکن است که این اشکال وارد باشد و منبّه باشد. اما اگر گفتیم که نه این حکم عقلی تعلیقی است و این است که ... مگر این که مولا خودش فرموده باشد که لازم نیست. یا اجازه داده باشد. در این صورت دیگر عقل چنین حکمی را ندارد. و این تعجیز به این شکل، می‌دانیم در شریعت وارد نشده و اجازه داده شده به این که به این مقدارها لازم نیست که ما دیگران را منع بکنیم. بله آن مقدمات قریب یا نزدیک به قریب این است اما این‌جور امور که حتی دیگر جوری بکنیم که آن‌ها تعجیز بشوند، عاجز بشوند غیرقادر بشوند اصلاً بالمره به این که رمقی نداشته باشند و امثال ذلک، این نیست. در این حدود دیگر شارع به ضرورت دین و هم به سیره‌ی‌ ائمه و هم به بقیه‌ی اطلاقات و ادله‌ی دیگری که داریم این روشن است که در اسلام این‌طور چیزی وجود ندارد. بنابراین منافاتی با آن فرمایش امام این‌جا ندارد ایشان خودشان هم فرمودند دیگر، آن تعلیق را ایشان قبول کردند دیگر. مگر این که خود مولا بیاید نهی بکند. و یا این که اجازه بدهد بگوید لااقل نهی هم نمی‌کند بفرماید که لازم نیست من این را نمی‌خواهم از شما. خب در این موارد اگر به این شکل گفتیم لااشکال فیه.

س: امور واحد که این‌طور نیست استاد؟

ج: خب بله اموری که دیگر در نهایت اهمیت است بله، شارع در آن‌جا ... مثلاً کسی را می‌دانیم حتی آن‌جاها هم ما خیلی بعضی موارد آن محل اشکال است ولی خب یک مواردی درست است اگر فرض کنید می‌داند این اگر توان پیدا بکند اندراس دین لازم می‌آید. یا معاذالله انهدام کعبه لازم می‌آید. یا انهدام قبور مطهّر ائمه لازم می‌آید خب بله این‌جور چیزهایی که می‌دانیم از اعاظم شریعت هست این جاها درست است.

خب این بحث در حقیقت یک بحثی است که اگر ما بخواهیم دنبال کنیم علی ما هو حقّه خیلی طولانی است ولی چون قبلاً در باب اقامه‌ی دلیل عقلی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، ما در آن‌جا دلیل عقلی را بیان کردیم. دوازده تقریب در آن‌‌جا برای دلالت عقل بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، آن‌جا بیان کردیم. که در سال گمان می‌کنم 94 و 95 بوده بعضی از آن‌ها شاید اوایل 95 بوده یعنی همین فروردین 95 بوده. و اتفاقاً بعضی از آن‌ها همین ایام بوده. امروز به آن‌جا مراجعه کردم دیدم که تبریک ولادت باسعادت امام جواد سلام‌الله علیه در آن بوده یعنی همین ماه رجب و این‌ها بوده.

خب آقایان برای تفصیل، کسانی که مایل هستند برای تفصیل این مباحث به آن‌جا مراجعه بفرمایند. که آن ادله‌ی عقلیه اگر تمام باشد اثبات منع را می‌کند یکی از اشکالاتی که ما آن‌جا به این ادله‌ی عقلیه می‌کردیم این بود که این ادله‌ی عقلیه امر به معروف و نهی منکر را به ماله من المعنی که إفعل و لاتفعل بگو، به عنوان امر و به عنوان نهی، آن ادله‌ی عقلیه این عنوان را اثبات نمی‌کند، یک چیزی را اثبات می‌کند که جامع بین این دو تا است. بین منع و امر. حالا یک جاهایی ممکن است به امر و نهی باشد. ما هیچ دلیل عقلی‌ای نتوانستیم حالا تقریباً پیدا کنیم در آن‌جا بر این که الا یکی یا دو تا این که خود عنوان امر و نهی، امر به معروف و نهی از منکر را بتواند اثبات بکند. حالا فهرست آن ادله‌ی عقلیه‌ای که آن‌جا اقامه شد، فهرست آن را عرض می‌کنیم. اما دیگر توضیحات و إن قلت و قلت‌های آن را می‌گذاریم برای همان‌جا. این دوازده عنوانی که آن‌جا ذکر شد این هست:

1- «لزوم صیانة المولی عن الهتک و عدم الاحترام» که این همین بود که این‌جا که بله عقل می‌گوید که نباید بگذاری که مولا هتک بشود. بی‌احترامی به مولا بشود و گناه که از دیگری سرمی‌زند در حقیقت بی‌احترامی به مولاست هتک مولاست خروج از رسوم عبودیت نسبت به مولاست. باید جلوی این را بگیریم. این یک.

س: این‌جا با ملاک اطاعت مولا که حق مولاست ...

ج: بله این....

س: ... ظاهراً ملاک آن دو تا باشد. که دو تا حق است. یک حق، حق اطاعت مولاست یک حق، حق احترام است این‌ها یکی نیستند.

ج: نه اطاعت مولا هم می‌گوید زیربنای آن چیست؟ چرا باید مولا را اطاعت کرد؟ برای این که هتک نشود برای این که بی‌احترامی نشود. بخاطر این جهت می‌گوید یعنی این حکمی است که ... آن است زیربنای آن، آن است که نباید هتک بشود مولا، نباید بی‌احترامی بشود مولا فلذا می‌گوید اطاعت کن.

خب حالا این که مولا هتک نباید بشود نه از ناحیه‌ی تو و نه از ناحیه‌ی دیگر، نباید بگذاری این هتک به عنوان اسم مصدری، این هتک، این بی‌احترامی اگر از عهده‌ی تو برمی‌آید که نگذاری بی‌احترامی و هتک تحقق پیدا بکند در خارج برای مولا، باید نگذاری این را، این یک. خب این إن قلت و قلت و حرف‌های آن، همه آن‌جا زده شد.

2- «لزوم اعانة المولی فی الوصول الی اهدافه و اغراضه» ‌دلیل دومی که آن‌جا اقامه شد این است که اگر مولا یک اهدافی دارد یک اغراضی دارد که از تکالیف شارع دارد اغراضی را دنبال می‌‌کند اهدافی را دنبال می‌کند. اگر از عهده‌ی تو می‌آید باید مولا را در رسیدن به آن اهداف و اغراض آن کمک کنی. پس از باب این جهت و به همین اساس آن‌جا هم مثال زدیم این‌ را، گفتیم در باب مقدمات مفوّته از همین باب گفته می‌شود که لازم است که مقدمات مفوّته را انسان انجام بدهد. مثلاً وجوب حج، انجام تکلیف حج مال کی هست؟ تکلیف حج مال ماه ذی‌‌الحجه است و روز نهم ذی‌الحجه و آن روزهایی که مناسک حج باید انجام بشود. خب این تکلیف مال آن‌جاست کسانی که قائل هستند به این که واجب معلّق را تصویر نمی‌کنند خب قبل از آن روز و قبل از آن زمان، حُجَه متوجه کسی نیست حتی کسی که مستطیع شده پس چرا بر او واجب است که حرکت بکند مقدماتش را انجام بدهد تا آن روز آن‌جا باشد. نمی‌رود انجام بدهد نمی‌رود انجام بدهد آن روز هم می‌گوید من که آن‌جا نیستم تکلیف مالایُطاق که جایز نیست. این‌ها را به آن می‌گوییم مقدمات مفوّته، اما می‌گویند که عقل حکم می‌کند به این که اگر شارع می‌دانی آن روز یک غرضی دارد شما باید کاری بکنی که شارع به آن غرضش بتواند نائل بشود. فلذا باید مقدمات را بیاوری، خودت را در آن‌جا قرار بدهی تا بتواند به تو بگوید حُجّه، حالا کسانی که البته می‌گویند که واجب معلّق قابل تصویر است می‌گویند همین امروز که مستطیع شدی، دیدی می‌توانی همین الان شارع به تو می‌گوید. وجوب فعلی است واجب استقبالی است. خب آن را می‌شود تصویر کرد که مقدمه‌ی واجب لازم است اما کسی که می‌گوید که وجوبی الان وجود ندارد تفکیکی بین وجوب و واجب، وجوب فعلی، واجب استقبالی معقول نیست خب بنابراین از چه راهی می‌تواند این را درست بکند؟ از راه همین که اهداف مولا، اغراض مولا را ما باید تأمین بکنیم. این هم دلیل دوم.

3- دلیل سوم: «صیانة المولی عن التألّم و الغضب و عدم الرضا» خب این که نباید بگذاریم که مولا ناراحت بشود. ممکن است آن اولی این است که بی‌احترامی نشود. ولی ممکن است که بی‌احترامی هم بشود او ناراحت نشود. اما حرف دیگر این است که از غضب مولا، از ناراحت شدن مولا، از تألّم مولا باید، عبد وظیفه‌اش این است که جلوگیری بکند عقل می‌گوید که نگذار مولا اذیت بشود. این یک حسی است که در انسان وجود دارد. انسان نسبت به انسان‌های دیگر، یا حتی نسبت به حیوانات هم انسان به خودش اجازه نمی‌دهد که حیوانات را هم بی‌خود اذیت و آزار بکند فکیف به انسان‌ها، فکیف به مولای حقیقی خودش، پس بنابراین حالا تألّم و غضب و این‌ها هر جوری در مورد خدای متعال قابل تصویر هست که آن‌جا این بحث‌ها هم شد که این‌ها به یک معنای آن در مورد خدای متعال تصور ندارد ولی در نفوس نبوی و علوی صلوات‌الله علیهم اجمعین این‌ها قابل تصویر است. مرحوم آخوند هم در کفایه حالا برای تصویر این مسائل فرموده «فی النفوس العلویة و النبویة و العلویه» حالا هم حرف‌هایی که آن‌جا زده می‌شود دیگر تکرار نمی‌کنیم این‌جا، این هم یک راه است برای این که بگوییم عقل می‌گوید نباید مولای حقیقی خدای متعال یا موالیانی که در سلسله‌ی علل واقع شدند که پیامبر عظیم الشأن و ائمه‌ی هدی علیهم السلام در سلسله‌ی علل واقع شدند این‌ها را هم نباید بیازاری. غضب آن‌ها، تألّم آن‌ها، ناراحتی آن‌ها، خودش موجب این است که عقل بگوید که این‌ها باید از آن احتراز بشود این هم بیان سوم. ان قلت و قلت‌ها و نقض و ابرام‌های آن مال محل خودش.

4- چهارم: چهار و پنج و شش در حقیقت از عبارت مرحوم محقق عراقی استفاده کردیم که ایشان در عبارت‌شان برای کسانی که فرمودند «هما یجبان عقلاً» یعنی امر به معروف و نهی از منکر یجبان عقلاً ایشان این‌جوری فرموده است «بتوهّم کونهما» یعنی امر به معروف و نهی از منکر، «مقدمتا لاستقامة الفرائض المعلوم حسنُها» امر به معروف و نهی از منکر این مقدمه است برای اقامه‌ی فرائض الهیه، که اقامه‌ی فرائض الهیه حسنش، حسن لزومی آن معلوم است. و امر به معروف و نهی از منکر این مقدمه‌ی برای تحقق آن امری است که حسن آن مشخص است و معلوم است و از باب این که این مقدمه‌ی اوست پس لازم می‌شود. خب حالا همان‌طور که امر به معروف و نهی از منکر این‌طوری هست. منع از منکر ولو به امر و نهی نباشد. خب این هم می‌شود گاهی مقدمه‌ی برای آن. بنابراین همین دلیلی که آن‌جا می‌گفت امر به معروف و نهی از منکر لازم است. منع از منکر و دفع از منکر هم می‌گوید لازم است. حالا چرا آن حسنه است؟ «المعلوم حسنُها إمّا بمناط حسن الاطاعة و إمّا بمناط حسن الذاتی الداعی الی الامر بها و إمّا بملاحظة کونهما مقدمتاً لحفظ النظام و عدم اختلاله» یک مقدمه در این سه برهان، واحده است و آن این است که این امر به معروف یا نهی از منکر یا در بحث ما منع از منکر و دفع منکر مقدمه است. مقدمه‌ برای چی؟ برای یک امری که آن حسنه است. حسن آن سه تا دلیل دارد که به هر کدام از این‌ها می‌شود برهان جداگانه، در مقدمه‌ی ثانیه. یکی این است که حسن اطاعت، «الاطاعةُ حسنةٌ» حسن آن هم در حد لزوم است دیگر. الاطاعةُ حسنةٌ در حد لزوم است دیگر. خب این‌جا کار شما، این منع شما، این دفع شما باعث اطاعت او می‌شود پس بنابراین مقدمه‌ی یک امر حسنی است بنابراین آن واجب است این هم واجب می‌شود.

یا «بمناط الحسن الذاتی الداعی الی الامر بها» بیان دوم این است که هر کاری خدا امر به آن کرده این حسن ذاتی دارد آن کار، نه اطاعت من آن کار را، آن کار خودش خسن ذاتی دارد. مثلاً نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، هر چیزی که خدا امر فرموده. سجده‌ی سهو، این هم حسن ذاتی دارد چرا؟ به دلیل این که «الواجبات الشرعیه الطافٌ فی الواجبات العقلیه» هر واجب شرعی یا حرام شرعی الطافی است که خدای متعال نسبت به واجبات عقلی فرموده. یعنی این در واقع هر چه خدا به او فرموده حسن عقلی دارد و این حکم عقل است منتها چون عقول ما ناقص است به آن نمی‌رسد این‌جا خدای متعال امر فرموده بله اگر همه‌ی آدم‌ها مثل پیامبر اکرم بودند دیگر ارسال رسل به امر خدا لازم نبود خودش درک می‌کرد. اما چون ماها درک نمی‌کنیم این‌ها الطافٌ در آن واجبات عقلیه. در محرمات آن هم همین‌جور است. خب پس بنابراین اگر می‌بینیم یک کسی یک واجبی را می‌خواهد ترک کند پس یک امر حسن ذاتی را می‌خواهد ترک کند. اگر یک کسی می‌خواهد یک حرامی را انجام بدهد ولو حرام انجام نداده هنوز، یک قبیح ذاتی را می‌خواهد انجام بدهد. و عقل می‌گوید که از باب مقدمه باید نگذاری آن حسن ذاتی و آن قبیح ذاتی محقق می‌‌شود. آن حسن ذاتی محقق نشود آن قبیح ذاتی محقق ... پس فرق این با آن اولی این است که آن حسن اطاعت بود، آن در آن لازم نبود که ان مایُطاع به، آن چیزهایی که امر به آن می‌شود یا نهی از آن می‌شود آن‌ها حسن باشد نه. ولو حرف آن‌هایی بزنیم که به قول صاحب معالم قد بهاء‌الله تعالی که حسن و قبح ذاتی وجود ندارد ماحسّنهُ الشارع حسن، ماقبّحهُ الشارع قبیح، اگر به قبیحی که شما می‌گویید قبیح است شارع امر کند می‌شود حسن، به حسنی که شما می‌گویید عقلی است اگر شارع نهی کند می‌شود قبیح. آن این را می‌گفت. می‌گفت ولی اطاعت مولا حسن است. ما کار به آن جهت آن نداریم. اما این می‌گوید که نه، همه‌ی این متعلّقات اوامر و متعلّقات نواهی حسن ذاتی یا قبح ذاتی دارد. و اگر شارع آمده واجب کرده یا حرام کرده الطافٌ من الشارع فی الواجبات العقلیه است. خب این هم بیان پنجم.

بیان ششم این است که «کونها» که یعنی با آن استدلال‌ها می‌شود ششم، مقدمه‌ی بعدی که ایشان اضافه کردند. «کونها مقدمتاً لحفظ النظام و عدم اختلاله» حفظ نظام بشری و عدم اختلال، این از واجبات عقلی است بلااشکال. چون اگر اختلال باشد نظامی در کار نباشد شارع به هدف خلقتش نمی‌رسد. کسی نمی‌تواند کاری انجام بدهد جز کشت و کشتار و ناامنی و هرج و مرج و این‌ها چیزی وجود نخواهد داشت. این این‌جوری است اگر اختلال نظام پیش بیاید این‌جوری خواهد شد. من شنیدم که ... حالا آن جاهایی که می‌گویند حالا به دروغ گفته می‌شود و به غلط گفته می‌شود که مهد امنیت و آزادی هست می‌گفتند یک دقیقه اگر برق برود آن وقت معلوم می‌شود چه هست که گاهی شده است. غارت و کشتن و تجاوز و همه چیز، خب پس اختلال نظام و عدم نظم، این ... فلذا از امیرالمؤمنین سلام‌الله علیه به حسب آن نقل که یکی از مقدمات وجوب تشکیل حکومت اسلامی همین است که «لابدّ للناس من امیرٍ من برٍّ أو فاجر» باید یک کسی بالاخره کار را سامان بدهد نمی‌شود همین‌جور رها باشد یک کسی باید سامان بدهد حالا من برّ أو فاجر. خب حالا گفته می‌شود که آقا شریعت، احکام الهی برای سامان دادن است. آن هم سامانی که مسیر را تدبیر کند که به آن مقصد نهایی برسیم حالا این آدم‌هایی که گناه می‌کنند دارند این اختلال را ایجاد می‌کنند. دارند این نظم را به هم می‌زنند پس بنابراین باید جلوی آن‌ را بگیریم. مرحوم محقق عراقی قدس سره برای این که این مقدمه‌ی یک امر واجب و لازمی است این سه برهان را اقامه کرده است. که یا از طرف آن‌هایی که قائلند به این که وجوب، وجوب عقلی است إمّا بمناط حسن الاطاعة و إمّا بمناط حسن الذاتی و إمّا بملاحظة کونهما مقدمتاً لحفظ النظام و عدم اختلاله، خود ایشان در این‌‌ها مناقشه کرده ما مناقشات ایشان را در آن‌جا بیان کردیم إن قلت و قلت کردیم و خیلی مفصّل است. من فقط فهرست را می‌خواهم عرض کنم احاله می‌خواهم بدهم به آن‌جا. این هم دلیل ششم.

دلیل هفتم: که می‌فرمایند دلیل هفتم خودش اختلال نظام دارد ایجاد می‌کند.

و صلی الله‌ علی محمد و آل محمد.

 

Load ListContent Error

اوقات شرعي

آمار سايت
بازديد آنلاین: 2
بازديد روز: 2
بازديد دیروز: 2262
كاربران ثبت شده امروز: 0
كل كاربران: 0
بازديد ماه جاری: 2264
كل بازديد كنندگان: 918299